رئیس جمهور دونالد ترامپ چه می خواهد و به کجا می رود؟

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

دونالد ترامپ یا جو بایدن؟ جنگ یا صلح؟ تشنج با جهان و یا همکاری؟ گذشته یا آینده؟

تا دو هفته دیگر ، حدود ١٨٠ میلیون آمریکایی بر سر یک دوراهی تعیین کننده قرار می گیرند و این امکان را دارند که به یکی از سیاست های کلان جاری ذکر شده در آمریکا رای دهند.

این انتخابات تا حدی نشان خواهد داد که آمریکا و جهان مدرن ضد فاشیسم و نژادپرستی، و چند فرهنگی، هنوز بر این میثاق جاری پایبند است و یا این که برای حفظ هژمونی خود بر جهان، با فاشیسم کنار خواهد آمد! و یا خود فاشیسم جدیدی را در قالب یک امپراطوری خشن نظامی- اقتصادی بر جهان تحمیل خواهد کرد.

صاحب این قلم نه سیاستمدار است و نه جامعه شناس اما بک مشاهده گر با پشتوانه روان شناسی سیاسی است که حاصل مشاهدات خود را با شما در میان می گذارد.

ترامپ و ترامپیسم ، پدیده جدید و نا شناخته ای است هم برای بخشی از مردم آمریکا و هم برای جهان. ترامپ عامل تغییر است. آمده است تا قاعده بازی را به هم بزند و چهره فرهنگی و جهانی آمریکا را جابجا کند؛ یعنی paradigm shift

از نظر روانشناسی فردی، آقای دونالد ترامپ به تمام معنی امروزی، شخصیتی غیر عادی است که با نرم های معمول و شناخته شده تا کنونی در علم روان شناسی، همخوانی ندارد. خیلی بیشتر و فراتر از یک آدم به غایت خود شیفته، خود مرکز بین، برتری طلب، مسئولیت ناپذیر، غیر اجتماعی و حتی ضد اجتماعی، و جاه طلب است.

ایشان نماینده بخش هار و به غایت راست سرمایه داری آمریکاست که چشم دیدن هیچ ملتی را خارج از میدان نفوذ این بخش سرمایه داری آمریکا را تحمل نمی کند.

دونالد ترامپ تشکیلاتی خشن در سفید پوستان برتری طلب و درون حزب جمهوریخواه آمریکا، سازمان داده است که نه لینکن و نه ریگان و نه بوش و نه مک کین را تحمل می کنند و نه اوبامای سیاهپوست و بایدن سالخورده و میانه رو را.

این گروه خشن بسته ( colt)، بیشتر به فکر منافع فوری اقتصادی و سیاسی و هـژمونی بدون چون و چرای گروه خودش است . ترامپ در مرکز این گروه ، تمام خصوصیات یک دیکتاتور قرن بیستم را نشان داده است. دیکتاتورهایی که هرکدام عامل تخریب شهرها و کشتار میلیون ها انسان بیگناه شدند. البته دیکتاتورها، تنها نیستند. آبشخور دارند، پیروان و هواداران از جان گذشته دارند که خودشان را در او می بینند این پیروان با یکی شدن با دیکتاتور احساس می کنند که خود را پیدا کرده‌اند و به هویت و کیستی گمشده خود رسیده اند.

دونالد ترامپ مثل نقل و نبات دروغ می گوید و از این کار نه تنها احساس شرم نمی کند بلکه بر آن هم مباهی است از تحقیر و ترساندن دیگران ابایی ندارد و این شیوه را برای هدف های خود مفید هم می داند. از این جهت خیلی به پروفایل یک شخصیت سایکوپات نزدیک می شود. ایشان به دیکتاتورهای جهان امروز نزدیکی و علاقه نشان می دهد و به شخصیتهایی که مستقل هستند پدیده دشمن نگاه می کند.

در مورد ایران دو راه بیشتر ندارد: جنگ و یا ادامه تحریم ها.

ترامپ تفکر بساز و به فروش دارد. نمی تواند اهل جنگ باشد ، چون نتیجه اش را نمی تواند کنترل کند او در هر اقدامی دنبال کنترل است و تنها راهش ادامه تحریم ها است و ایجاد بحران بیشتر به این امید تا مردم عاصی شوند و با شورش گسترده کار حکومت اسلامی را بسازند. اما نمی داند که حکومت اسلامی ٤٠ سال است که در بحران زندگی کرده است و دست ترامپ را هم خوب خوانده است و برای مقابله با آن برنامه ریزی کرده است حتی به بهای فقر گسترده مردم و یا کوچکتر شدن سرزمین ایران. هر چه ایران فقیرتر و کوچکتر شود، از جمهوریت و دموکراسی و میانه روی، عقب می افتد.

دستگاه عاطفی این رئیس جمهور هم غیر عادی، بدون هیجان انسانی است هنوز ندیده ام که خنده ای بر لب داشته باشد و یا نسبت به درد یک انسان ، دردمند چه سیاه و سفید و چه مهاجر و بومی، همدلی و یا غمخواری داشته باشد! دختر برادرش که روان شناس بالینی است، دوران کودکیً و نوجوانی و جوانی او را چنان تصویر می کند که امروز از ایشان چیزی شبیه هیولا ساخته است.

هنوز بدرستی نمی دانیم که عوامل و ویژگیهای شخصیتی او و یا شرایط و عوامل اجتماعی داخل آمریکا کدام یک، نقش اساسی تر در هدایت افکار و رفتار رئیس جمهور ترامپ نقش بیشتری بازی می کنند!؟

سیستم فکری دونالد ترامپ ، با آدم های عادی هم متفاوت است. ایشان فکر می کند شکست ناپذیر است و همیشه باید برنده باشد و داستان بیماری چند روزه او جهت انحراف افکار عمومی داخل آمریکا از بحران کرونا و بی کفایتی دستگاه رهبری ایشان، در کنترل این پاندمیک بود و بیشتر در جهت نشان دادن شکست ناپذیری خود از بیماری و بحران های مختلف داخلی و خارجی بود.

ایشان می خواست نشان دهد که یک بولدوزر پر قدرتی است که فقط به جلو می رود و سر ایستادن ندارند و هر چیز مانع موفقیت او باشد باید متلاشی شود الا ١٠ درصد ثروتمندان و کمپانی های چند ملیتی.

اگر احساس کند که در یک میدان بازنده می شود ، حتما تا سرحد مرگ عصبانی و غیر قابل کنترل می شود که انعکاس این خشم به rage می رسد ، در این حالت امکان دارد که یا به زندگی خودش پایان دهد یا اطرافیان نزدیک را مقصر این شکست و شرمساری بداند و آنها را تصفیه کند. لذا دو هفته آینده برای دونالد ترامپ داستان مرگ وزندگی است، رفتاری به غایت غیر قابل پیش بینی!؟ بهوش باشید.

اشکبوس طالبی – روان شناس- مریلند

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»