نتیجه انتخابات هرچه باشد، تغییر مهمی در استراتژی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایجاد نخواهد شد

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

ممکن است جو ‌بایدن خلق و‌ خوی ترامپ را نداشته باشد، هیچ کس دیگری هم ندارد، اما او در صورت پیروزی همه کاشته های ترامپ را به سود سیاست خود برداشت خواهد کرد.

مرتضی ملک محمدی

حالا همه چشمها به آمریکا دوخته شده است. انتخابات آمریکا همیشه اهمیت جهانی داشته است اما اینبار به دلایلی که میدانیم اهمیت ویژه ای دارد. تاثیر نتایج جهانی این انتخابات بسیار گسترده خواهد بود، اما اهمیت آن برای کشور ما چیست؟

انتخابات آمریکا برای ما ایرانیان در این چهل سال اهمیت ویژه ای داشته است. ولی بنظر می‌رسد که این بار حساسیت آن بیش از همیشه است. واکنش ها به انتخابات پیش رو هم از طرف محافل حکومتی و هم طیف های سیاسی مخالف نشان می دهد که این بار این ویژگی از اهمیت خاصی برخوردار است. این خاص بودن از این نظر برجسته می شود که گویی با انتخاب جو بایدن. یا ادامه ریاست جمهوری ترامپ تغییری مهم در استراتژی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی رخ خواهد داد. اما من چنین فکر نمی کنم.

من فکر می کنم اصولاً در طبقه سیاسی آمریکا شامل هر دو حزب بزرگ آن، نسبت به جمهوری اسلامی هیچ تفاوت مهمی وجود ندارد. همین چهل سال شاهد خوبی برای این مدعاست. صرف نظر از کاهش موقتی و محدود بحران در روابط دو کشور تنش میان آنها همواره سیر صعودی داشته چه دموکرات‌ها سر کار بوده باشند و چه جمهوری خواهان. حتا می توان گفت بیشترین تحریمها و فشارها در همان دوره دموکرات‌ها اعمال شده است. چیزی که باعث شده بسیاری فکر کنند این تفاوت جدی است مقایسه رفتار ترامپ و فشار حداکثری او با سیاست اوباما در بستن پیمان برجام بوده است. حال آنکه توافق برجام که در درجه اول محصول عقب نشینی جمهوری اسلامی، (بخوان نرمش قهرمانانه) بود که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، نظام اسلامی تابوی مذاکره با آمریکا را شکست و مستقیما با آن وارد معامله شد. این تغییر رفتار چشم اندازی نسبتا خوشبینانه در برابر غرب گشود و این گمانه را تقویت کرد که راه ورود به دوران تازه‌ای در سیاست خارجی نظام باز شده و بهتر است غرب به سهم خود گاردش را باز کند و در این مناسبات خست به خرج ندهد.

از نظر پنج به علاوه یک ، برجام، فرجام یک دوران بود در حالیکه از نظر نظام یک عقب نشینی تاکتیکی بود برای شکستن توافق بین المللی و سپس پیشروی در محور توسعه عمق استراتژیک. این مساله بیش از آنکه در مناسبات خارجی برملا شود در خود دعوا های درون بیرون ریخت . چه از طرف ابراز نارضایتی «رهبر و اینکه ما برجام یک و دو نداریم » چه تندروها و دلواپسان که می‌خواستند جواد ظریف را زیر بتن های تاسیسات فردو و پارچین اراک دفن کنند. و اقدام تحریک آمیز سپاه وقتی روی موشک ها به عبری نوشت مرگ بر اسرائیل. در این نقطه همه ‌سوءتفاهم ها برطرف شد. معلوم شد برجام فرجام یک دوران و تغییر رویکرد نبوده است و جمهوری ولایت یک بار دیگر خدعه کرده است.

بنابراین به جز ترامپ همه به این نظر رسیدند که طرح فرانسه را دنبال کنند، یعنی بی آنکه برجام را به هم بزنند بروند سراغ ‌بقیه مسایل ایران در منطقه و کنترل موشک ها. یعنی درست همان موضوعهایی که از نظر جمهوری اسلامی اهمیتی بیشتر از انرژی اتمی داشت و حاضر شده بود آنجا را کوتاه بیاید تا موقعیت خودش را در منطقه محکم کند. عرصه اصلی نبرد همین جاست. عمق استراتژیک، محور مقاومت ، امپراتوری اسلامی و در راس همه تهدید موجودیت اسرائیل. اینها مسائلی نیستند که میان رهبری آمریکا اختلافی وجود داشته باشد، حتا می توان گفت آنقدر که دموکرات‌ها به سرنوشت اسرائیل حساس هستند جمهوری خواهان نیستند.

ممکن است جو ‌بایدن خلق و‌ خوی ترامپ را نداشته باشد، هیچ کس دیگری هم ندارد، اما او در صورت پیروزی همه کاشته های ترامپ را به سود سیاست خود برداشت خواهد کرد. فشار حداکثری موجود برگ مهم و سرمایه بزرگی در دست او خواهد بود که شعار بازگشت او را به برجام برای نظام خیلی گران خواهد کرد. نکته این است که. گره بحران از آنجا باز نخواهد شد، از آن طرف راه ها همه برای فرار جمهوری ولایت بسته است. هیچ ‌نشانی از چراغ سبز دیده نمی شود. همه چیز وابسته به سیاست خود جمهوری ولایی است. یعنی باید دید این بحث های حوزوی صلح امام حسن یا کربلای امام حسین به کجا خواهد انجامید، نقدا همه حمله ها علیه صلح امام حسن است.

تند رو ها و مخالفین مذاکره دارند دعوا می‌کنند که حسن روحانی را بخاطر طرح صلح و پالسی کردن سازش ، اول اعدام کنند بعد استیضاح یا اول استیضاح کنند بعد اعدام. . سایت جوان وابسته به سپاه نوشته، « این بار چندم است که آقای رییس‌جمهور پای صلح امام حسن را به میان مسایل امروز می کشد. در حالیکه رهبر بارها فرمودند: امروز دشمن قادر نیست، امروز آمریکا و بزرگ‌تر از آمریکا به برکت ملت هوشیاری مثل ملت ایران، به برکت افکار برانگیخته‌ای مثل افکار ملت ایران، به برکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران؛ اگر در قدرت‌های مادی باشد، قادر نیستند بر دنیای اسلام امروز حادثه‌ای مثل حادثه صلح امام حسن (ع) را تحمیل کنند؛ دشمن اگر خیلی فشار بیاورد، حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد». فعلا صدای احمق ها و کربلایی ها بلندتر است اما این همه واقعیت نظام نیست، این نظام که خیلی ادعای مکتبی و اصول گرایی دارد بسیار پراگماتیست و فرصت طلب هم هست و وقتی بقدر کافی همه برگ هایش را باخت و دیگر جایی برای برنده شدن نداشت دستهایش را بالا می برد. مثل نمونه گروگانها، مثل سرکشیده جام زهر و قطعنامه ۵۹۸. مثل تن دادن به برجام و نرمش قهرمانانه. تراژدی رقت انگیز این نظام این است که وقتی تن به سازش می دهد که دستش کاملا خالی است و برای برد چیزی در کف ندارد. وقتی که دولت و ملت را به خاک سیاه نشانده است.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»