قیام تاریخی آبان ۹۸ و درس هایی که از آن می توان آموخت

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

قیام سراسری آبان ۹۸ با توسل به خونین ترین برخورد و با به میدان کشیدن همه امکانات و همه عوامل چند لایه سرکوب موقتا سرکوب شد، اما درس هایی را برای قیام های بعدی با خود داشت.

مجید ناصری

قیام مردم ایران در روزهای ۲۴ تا ۳۰ آبان ماه سال ۱۳۹۸ در بیش از صد شهر کشور، همچون صاعقه ای بود بر فراز آسمان ماتم گرفته ایران که موجب گردید موج خروشان مردم، با خشم انباشته از ۴۰ سال ستم، خفقان، تبعیض، غارت و کشتار، از اعماق جامعه برخیزد و کل جامعه ایران را به حرکت در آورد. چاشنی این انفجار عظیم خشم فروخته، سه برابر شدن قیمت بنزین  بود که زندگی بیش از ۸۰ درصد نفوس مردم ایران را با چالش جدی مواجه ساخت.

شدت و سرعت این بلند شدن موج خشم از اعماق جامعه، به قدری برق آسا بود که رهبر جنایتکار رژیم با جمع کردن فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج ضد مردمی سراسیمه، بخاطر ترس از سقوط نظام، خواستار سرکوب آن به هر شکل ممکن گردید؛ و مطابق آن فرمان نیروهای چند لایه ای سرکوب، متشکل از بسیج و سپاه و عوامل امنیتی و نیروهای لباس شخصی و قمه کش و جانی ها و آدمکش های حرفه ای که توسط سپاه برای سرکوب اعتراضات سازماندهی شده بودند و در برخی نقاط حتی نیروهای  خارجی همچون فاطمیون وارد عمل شده و با سلاح هایی که حتی کاربرد آن در کنوانسیون های بین المللی ممنوع شده اند به جان مردم بی دفاع افتاده و در خلال ۵ روز هزاران نفر را در خیابان ها، زندان ها، در سد ها، رودخانه ها به قتل رساندند که در میان آنها کودکان بسیاری نیز به چشم می خوردند.

استفاده از تفنگ های ساچمه ای، استفاده از تیربار، استفاده از تک تیر انداز ها برای نشانه گرفتن سر و قلب جوانان، قاطی شدن در درون جمعیت و کشتن فعالین در درون تظاهر کنندگان، کشتن افراد در زیر شکنجه در زندان ها، تجاوز به زنان در زندان ها، خفه کردن انسان های دستگیر شده در سدها و کانال های آب، به تیربار بستن افرادی که در خرمشهر به نیزارها پناه برده بودند، حمله به مغازه ها و شکستن در و پنجره، تخریب ماشین های شخصی، آتش زدن به بانک ها و به طور کلی دست زدن به هر گونه جنایت ممکن برای خاموش کردن صدا حق طلبانه مردم، برای “آتش به اختیار ها” مجاز اعلام شده بود. آنان در خلال آن روزهای تلخ نشان دادند که از هرگونه احساس انسانی، احساس ملی تهی هستند؛ و به این ترتیب توانستند صدای حق طلبانه مردم را برای مدتی خاموش کنند که البته به یاری فضای مجازی و هزاران فیلم و عکس گرفته شده از این اعتراضات حق طلبانه و صحنه های دلخراش سرکوب، تبلیغات فریبکارانه آنها نقش بر آب شد و همراه با آن ماهیت خیلی از کسانی که با ماسک اصلاح طلبی هم امروز رانت خوار حکومتند و هم می خواهند فردایشان را تضمین کنند، برای مردم افشا شد.

در قیام ملت ایران در آبان ۹۸ بدون تردید اقشار وسیع پایین دست جامعه که الان با فقر دست به گریبان هستند، شرکت داشتند. یک بررسی دقیق از شهیدان قیام آبان نشان می دهد که از همه اقشار و طبقات فرودست جامعه از کارگران گرفته تا معلمین، دست فروش ها، تعمیر کار ها، دانشجویان، دانش آموزان، رانندگان تاکسی، اصناف بازار و بیکاران در آن نقش داشتند و بررسی دقیق شعار های مردم در فیلم هایی که از نزدیک گرفته شده شده نشان می دهد که مردم با “چاشنی” سه برابر شدن قیمت بنزین به میدان آمدند اما بلافاصله کلیت رژیم  را که مسبب همه فلاکت و سیه روزی مردم ایران است، نشانه گرفتند. من شعار های زیرا را از فیلم هایی که با دقت تماشا کرده ام در اینجا می آورم:

– جمهوری اسلامی نمی خواهیم ، نمی خواهیم

– بسیجی ، سپاهی، داعش ما شمایی

– دشمن ما همینجاست، دروغ می گویند آمریکاست

– به من نگو فتنه گر، فتنه تویی ستمگر

– ملت ما عاصی، برده داری کافیه

– دیکتاتور حیا کن، مملکت را رها کن

– ما مردمیم نه اوباش، بنزین باید ارزون شه

– سلیمانی قاتله، رهبرش هم باطله

– نه رفراندوم، نه اصلاح، انقلاب، انقلاب

– بنزین گرانتر شده، فقیر فقیر تر شده

 

 

قیام سراسری آبان ۹۸ با توسل به خونین ترین برخورد و با به میدان کشیدن همه امکانات و همه عوامل چند لایه سرکوب  موقتا سرکوب شد، اما درس هایی را برای قیام های بعدی با خود داشت که به طور اجمالی ذکر می کنم:

۱- اکثریت مردم ایران به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عینی از رژیم جمهوری اسلامی گذر کرده اند و رژیم از هیچ گونه مشروعیتی برخوردار نیست و تنها با تکیه بر سرکوب می تواند خود را  نگه دارد.

۲- مبارزه دو مولفه ای عدالت‌خواهانه و آزادی‌خواهانه مردم ایران  کاملا با هم در آمیخته است و مردم ایران با هرکدام از این موءلفه ها  تمامیت رژِیم را نشانه گرفته اند .

۳- رژیم جمهوری اسلامی فاقد هرگونه پتانسیل دموکراتیکی برای انتقال قدرت سیاسی به مردم هست و همه روش های اصلاح رژیم، رفراندم در زمانی که رژیم سرنگون نشده، هیچ نتیجه ای ندارد و تنها عمر رژیم را را زیاد می کند و بر تعداد قربانیان و ویرانگری گسترش دامنه ایران می افزاید.

۴- نیروهای پرورش یافته سرکوب قابل مقایسه با سربازان ارتش در زمان شاه نیستند که از کشتن مردم اجتناب کنند، بلکه حفظ حاکمیت رژیِم جمهوری اسلامی را حفظ سروری و رانت خواری خود می دانند. و از کشتن مردم هیچ ابایی ندارند، بنابراین شعارهایی همچون «نیروی انتظامی حمایت» کاربردی ندارد.

۵- حضور میلیونی مردم بی سلاح در خیابان ها، بدون سازمان، بدون هماهنگی ، بدون اطاق فکر، بدون اطاق فرمان، بدون استراتژی، آنها را بسیار آسیب پذیر می کند و تنها به تعداد قربانیان بیشمار منجر می شود. لذا معقول ترین راه با توجه به کاستی های فوق این هست که، مبارزه کوتاه مدت خیابانی را باید با مبارزه دراز مدت جنبشی با خواسته های صنفی و سیاسی هماهنگ کرد. و به تعبیر دیگر تا زمانی که خیزش اعتراض خیابانی با جنبش اعتصابی کارگران، معلمین، حقوق بگیران، پرستاران ، حمل و نقل پیوند و هماهنگی پیدا نکند، نمی تواند به شکل درازمدت این رژیم را وادار به عقب نشینی کند. زیرا به شکل درازمدت نمی توان در خیابان ماند، بسیج مردم در خیابان ها باید همزمان با گسترش اعتصابات در کارخانجات، در پالایشگاه ها، در حمل و نقل، در دانشگاه ها و در مدارس باشد ، تا مردم بتوانند با متفرق کردن نیروهای سرکوب در عرصه های مختلف از شدت سرکوب کم کرده و نیروهای سرکوب را خسته و فرسوده سازند. امری که همیشه عکس آن بوده و به شکست قیام ها منجر شده است.

۶- باید کاستی های سازمان یابی دو مولفه ای” فضای مجازی” و “فضای واقعی” را چاره اندیشی کرد، زیرا  هماهنگی در سازمان یابی دو موءلفه ای موجب می شود که جنبش ها و قیام ها از کوتاه مدت به میان مدت تبدیل شود و به خاطر همین امر هست که رژیم در همه قیام های اخیر بلافاصله انترنت را قطع کرده از هماهنگی و بهم پیوستگی آنها ممانعت کند. مردم ایران باید روش های ارتباط تنگاتنگ را برای زمانی که انترنت قطع می شود ابداع کنند.

۷- منبع اصلی نیرو برای به زیر کشیدن رژیم، جنبش ها و خیزش های سازمان یافته در داخل کشور است، بنابراین هر نوع منبع قدرتی در خارج از مرز ها برای تحول ساختاری امری محال است و خارج از کشور با استفاده از امکانات مجازی و رسانه ای که در اختیار دارد می تواند، حمایت ملت ها را برای حمایت از اعتراضات در داخل جلب کرده و دولت ها را از معاملات اقتصادی با رژیم بر حذر دارد و در عین حال با ارتباط تنگاتنگ با جنبش های داخل ایران و رهبران میدانی آنها  ،آنها را با هم هماهنگ کرده تا یکدست، و همزمان و پیوسته عمل کنند.

۸- ایجاد دوگانگی بین جنبش های درون جامعه و جنبش خارج از کشور تنها به نفع رژیم هست و به همین خاطر هم هست که رژیم هنوز از ترور فعالین در خارج از کشور دست برنداشته است. لذا مردم ایران باید امکانات، نیروی، توانمندی های خود در داخل و خارج را در یک ظرف ریخته و همه را در راستای گذار از رژیم جمهوری اسلامی به کار بگیرد.

۴ آبان ۱۳۹۹

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»