در واقع شرایط حضور بایدن در کاخ سفید و نحوۀ تعاملش با ایران مصداق همان شعر مشهور خواجۀ شیراز است: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها!
احمد زیدآبادی
پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا اثرات روانی کوتاه مدتی بر وضعیت بازارِ ارز و سکۀ ایران خواهد داشت، اما به زودی روزهای سخت در روابط دو کشور شاید حتی بیش از پیش فرا خواهد رسید.
واقعیت این است که سیاست منطقهای ایران و آمریکا ماهیتی متضاد یکدیگر پیدا کرده است و بدون ارادهای مستحکم از سوی دو طرف برای غلبه بر این تضاد، روند اوضاع روز به روز بغرنجتر خواهد شد
این در حالی است که هیچ نشانهای در دست نیست که دولت بایدن بخواهد از سیاست سنتی آمریکا در خاورمیانه دست بکشد و یا نیروی اصلی تصمیمگیر در ایران از نفوذ و داعیههای منطقهای خود صرفنظر کند.
آنچه در این میان برخی تحلیلگران را در مورد نگاه دولت بایدن به ایران به اشتباه میاندازد، استناد به دورهای خاص از سیاست دولت باراک اوباما در برابر جمهوری اسلامی است که در حقیقت سیاستی موقت و گذرا بود و به تاریخ پیوست.
اوباما به دلیل خلأ قدرتِ ناشی از ضعف و فروپاشی برخی دولتهای خاورمیانه در پی بهار عربی و برآمدن تروریسم داعشی و عدم آمادگی دولتش برای حضور نظامی فراگیر در منطقه، چشم بر حضور نیروهای ایرانی در سوریه و عراق بست تا فتنۀ داعش فرو خوابد. این درست مانند ائتلاف قدرتهای غربی با اتحاد شوروی علیه رژیم نازی در جنگ جهانی دوم بود که پس از شکست آلمان، خود به خود از هم گسست و به وقوع جنگ سرد میان دو بلوک انجامید.
بنابراین، چشم بستن دولت اوباما به حضور نیروهای ایرانی در سوریه و عراق، صرفاً تا شکست داعش قابل دوام بود و دولت او اساساً قصدی برای پذیرش هژمونی ایران بر منطقه در دوران پساداعش نداشت.
اوباما برجام را هم با انگیزهای استراتژیک در دستور کار خود قرار داد. تصور دولت او بر این بود که اگر ایران درگیر تعامل امنیتی با غرب شود، به ناچار سایر گامها را نیز در جهت عادیسازی برمیدارد و به سوی برجام های ۲ و ۳ و ۴… حرکت میکند. طرف ایرانی اما نگاهی تاکتیکی به این توافق داشت و آن را منحصر به محدود کردن موقت برنامۀ هستهای در برابر بازگشت پول نفت به اقتصاد کشور میدید. از همین رو، انتظار اوباما از برجام برآورده نشد و او در کاهش تحریمها مردد ماند. از این سو نیز نه فقط اثری از تغییر در نگاه و سیاستِ همیشگی دیده نشد بلکه همان خط مشی سابق مورد تأکید فزاینده قرار گرفت. این بود که برجام در همان ابتدای کار با مانع در واقع با شکست روبرو شد. با توجه به این پیشینه، اساساً دیگر برجامی با تعریف مورد نظر ایران وجود ندارد که بایدن بخواهد به آن بازگردد!
در این میان با حضور بایدن در کاخ سفید حتی مخاطرۀ یک رویارویی نظامی ناخواسته هم ممکن است بین ایران و آمریکا تشدید شود. نیروهایی که نگران تعامل پشت پردۀ اعتدالیها با دولت بایدن هستند، به منظور خنثیسازی اقدام احتمالی آنها ممکن است دست به تحرکاتی در منطقه و بخصوص خلیج فارس بزنند که هم چنین روندی را مختل کنند و هم زهرِ چشمی به بایدن نشان دهند.
بایدن هم طبعاً نمیخواهد به عنوان رهبری ضعیف و ترسو شناخته شود و زمینۀ تبلیغاتی مناسبی برای دارودستۀ زخم خوردۀ ترامپ علیه خود فراهم آورد. بدین دلیل ممکن است واکنش او به هر اقدام تحریکآمیز حتی شدیدتر از واکنش ترامپ در مقابل اقدامی از این قبیل باشد.
با این حساب، هنوز نه تنها هیچ چیز در مناسبات ایران و آمریکا تغییر نکرده است بلکه روزهای سختتری در پیش است مگر آنکه اراده ای برای مذاکره از طرف نهادهای اصلی قدرت در ایران برای مذاکرهای جامع و فراگیر نشان داده شود که آن هم تا انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بسیار بعید است.
در واقع شرایط حضور بایدن در کاخ سفید و نحوۀ تعاملش با ایران مصداق همان شعر مشهور خواجۀ شیراز است: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها!