عبور از تجربه ترامپ؛ لیبرالیسم در اولویت

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

با توجه به میزان بالای آرای بایدن می‌توان به پررنگ‌تر شدن آزادی در چرخهٔ دموکراسی، با احیا شدن ‌پیش‌شرط حیاتی آن، یعنی لیبرالیسم، امیدوار بود.

 

غفور احمدی

 فرید زکریا، خبرنگار و تحلیلگر معروف آمریکایی، یک دهه پیش مشهورترین کتاب خود به نامِ “آیندهٔ آزادی” را منتشر کرد. زکریا در این کتاب که عنوان فرعی‌اش “اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی” است، به تحلیلی آسیب‌شناسانه پیرامون لیبرال‌دموکراسیِ آمریکایی می‌پردازد.

البته این آسیب‌شناسی همچون نمونه‌های مارکسیستی یا ضدآمریکاییِ آن سلبی نیست، ایجابی است. به تعبیر دیگر، زکریا به دنبال انکارِ محسنات دموکراسی نیست، بلکه در پی حلقهٔ مفقوده‌ای است که نبودش به کارکرد معکوس دموکراسی در جهت تأمین آزادی فردی می‌انجامد.

شاید آلکسی توکویل نخستین کسی بود که در کتاب معروفش “تحلیل دموکراسی در آمریکا” با وجود یک تجلیل اساسی از دموکراسی موجود در آمریکا، نسبت به امکان وقوع کارکرد معکوس این شیوهٔ حکمرانی و خدشه‌دار شدن آزادی فردی، با استفاده از تعبیر “دیکتاتوری اکثریت” تذکر داد. اما اخطارِ فرید زکریا دربارهٔ یک دموکراسیِ فاقدِ روح لیبرالی را می‌توان بعنوانِ پیش‌بینیِ شرایطی که از زمان روی کار آمدن ترامپ تا انتخابات امسال در آمریکا جریان دارد، تلقی کرد.

با مشاهدهٔ اقدامات و واکنش‌های چند روز اخیر ترامپ در عدم پذیرش شکست در انتخابات و البته اظهارات او در پیش از انتخابات که تلویحا اشاره به این داشت که انتخابات فقط در صورتی سالم است که او پیروزش شود، نشان از این دارد که دموکراسی فاقدِ لیبرالیسم و تساهل به هیچ عنوان ضامن روح آزادی در یک نظام سیاسی نیست.

زکریا در آن کتاب نیز با اشاره به لابی‌های ثروتمندان برای تصویب قوانینی که سودشان را تضمین کند، به استفادهٔ ابزاری از دموکراسی در آمریکا اشاره می‌کند. اما عدم کارکرد مفید دموکراسی در انتخاب رییس کاخ سفید، در آزادترین نظام سیاسی جهان، تبلور این معضل است. ترامپ مصداق بارز ثروتمندانی است که دموکراسی را نه برای آزادی، بلکه برای بهره‌مندی خود از مزایای سیاست می‌خواهند.

در فقدانِ پیش‌شرطِ حیاتیِ دموکراسی، یعنی اصول لیبرالی و آزادی انتخاب شهروندان، جایی برای روح تساهل و پذیرش نظر مخالف باقی نمی‌ماند. در این وضعیت، انتخابات تا وقتی خوب است که افراد به حزب ما رأی بدهند. در غیر این صورت، یا یک تقلب شکل گرفته و یا اگر در کشوری مثل ایران که علی‌رغم وجود امداد زمینی و آسمانی، نامزد جناح ما پیروز نشد، عقل انتخاب‌کنندگان ناقص است و مستحق آزار دیدن از سوی شکست‌خوردگان هستند.

برخلاف ساده‌اندیشی افرادی که بنا بر ایدئولوژی خود، ظهور ترامپ یا شرایط حال حاضر در آمریکا را نشانهٔ پایان عصر لیبرال دموکراسی می‌دانند؛ اتفاقا علت پوپولیسم یا دیگر کژکارکردهای موجود در این‌گونه نظام‌های سیاسی، عدم وجود لیبرالیسم است؛ نه خودِ آن!

باری؛ بر کسانی که هنوز در وهم “داس و چکش” به سر می‌برند و هنوز نمی‌دانند که ترامپ را با هیچ تعریفی نمی‌توان “لیبرال” نامید، حرجی نیست! اینان هرچه را که نتوانند توجیه کنند، “لیبرال” و یا اخیرا “نئولیبرال” می‌نامند که به قول دکتر موسی غنی‌نژاد، “کلیدواژه‌ای برای نفهمیدن” است‌.

صرف‌نظر از این‌که پایان‌بخش این غائله چیست و در نهایت چه کسی وارد کاخ سفید خواهد شد، عبور حزب دموکرات آمریکا از پوپولیسمِ چپِ سندرز و تن ندادن به بیراهه‌ای برای عبور از ترامپ، نشان از درک این مشکل در میان سیاسیون دنیاست.

با توجه به میزان بالای آرای بایدن می‌توان به پررنگ‌تر شدن آزادی در چرخهٔ دموکراسی، با احیا شدن ‌پیش‌شرط حیاتی آن، یعنی لیبرالیسم، امیدوار بود.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»