سیاست سنتی جمهوری اسلامی: عدم هماهنگی با سیستم، مساوی است با جاسوسی و خرابکاری، کیا حمیدی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

این حکومت مرگ چیزی جز حیات و بقای خود را برنمی تابد و کمترین اختلاف و انتقاد را با شدیدترین برخوردها پاسخ می دهد.

 

کیا حمیدی

خنده دارترین رویکردهای کرونایی را می توان امروز در ایران از جانب صداوسیما و دستگاه های دولتی به عنوان ابزار دست حاکمان پشت پرده دانست. ابتدا کرونا را انکار کردند، بعد از انتخابات مجلس آن را وسیله ای برای به قرنطینه بردن مردم در ایام نوروز تبدیل کردند، مجدد با رها کردن جامعه و عدم اعمال سیاست های حمایتی در قبال تعطیلی مشاغل معیشت و سلامت مردم را به مرحله ای بحرانی کشاندند. حال با قرنطینه ای دو هفته ای و ایجاد یک سکون برای کنترل تحرکات و اعتراضات احتمالی پایان آبان و در ادامه آن نگرانی از موج اعتراض معیشتی مردم، صدا و سیما با نشان دادن پرستاران خوشحال که گل در دست دارند و به کرکره مغازه های بسته شده می چسبانند، درصدد القای این موضوع است که کرونا را کنترل کرده اند و کادر درمان نفسی تازه می کنند.

درحالی که واقعیت را باید از حضور گسترده مردم در مراکز درمانی و گفته های مقامات مستعفی وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با کرونا دریافت کرد. همین چند روز پیش بود که وزیر بهداشت عدم توفیق در کنترل کرونا را به گردن بخش تحقیقات خود انداخت و در واکنش به این اقدام معاونان وی استعفا دادند و با اظهارات خود علت واقعی گستردگی و جولان کرونا در جامعه را عدم مدیریت صحیح، عدم بیان واقعیات به مردم و به کارگیری نظرات شخصی به جای مشاوره های علمی و تخصصی دانستند.

اما این پایان کار نبود و دستگاه های پروپاگاندای جمهوری اسلامی بلافاصله برای مخدوش کردن اظهارات مسئولان مستعفی و درک واقعیات از سوی جامعه، همچون همیشه مخالفان و یا غیر همراهان را با انگ خودفروختگی، جاسوسی، خرابکاری، فتنه گری و … تخریب کرده و حتی برای آنها پرونده های قطور با احکام سنگین قضایی ایجاد می کنند.

رسانه های وابسته به نظام اینبار معاونان مستعفی را به دادن اطلاعات درمانی کشور به رسانه های بیگانه متهم کردند و پرونده آنها را برای پیگیری به دستگاه قضایی فرستاده اند. این رویه نظام همواره مورد استفاده بوده و هیچ فرقی بین مسئول و غیر مسئول قائل نیست. همانطور که بازداشت شدگان آبان را به اتهام خرابکاری و اجیرشدگی توسط مخالفان خارجی نظام به اعدام و حبس های طولانی محکوم کردند، مسئولان خودی را نیز در صورت عدم همراهی از قطار پیاده می کنند و ابایی از بریدن صدا و رگ حیات آنها ندارند.

نمونه های بسیاری را طی این سال ها دیده ایم که بازداشت شدگان به قتل رسیده اند و نظام خبر خودکشی آنها را پخش کرده تا کسی از تخلفات و تحرکات پنهانی نظام با خبر نشود. سعید امامی و قاضی منصوری مشت نمونه خروار کشتارهای نظام از خودی ها و ناخودی هاست.

این حکومت مرگ چیزی جز حیات و بقای خود را برنمی تابد و کمترین اختلاف و انتقاد را با شدیدترین برخوردها پاسخ می دهد. اما نکته قابل توجه اینجاست که طی سال های اخیر اختلاف و انحراف مسئولان و مدیران داخلی حکومت با سیاست های نظام به شدت افزایش یافته و این نکته نوید بخش از هم پاشیدگی و سست شدن بستر درونی و پایه های داخلی حکومت می باشد. اینکه مسئولان و مدیران میانی مدام استعفا بدهند و از جانب حکومت متهم به جاسوسی و خرابکاری شوند، می تواند نظام را با چالش مشروعیت درونی حکومتی مواجه کند. این ریزش در کنار آن خیزش مردمی که عنقریب محقق خواهد شد، شدت و سرعت ریزش حکومت را افزایش خواهد داد.

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram