جمهوری اسلامی به دنبال مهره های سوخته؛ نسخه نخ نمای دو قطبی سازی جامعه توسط حکومت دیگر کارساز نیست، کیا حمیدی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مسئله امروز جمهوری اسلامی گیر افتادن در بن بست مشروعیت است. به طوری که دیگر نمی تواند روی نسخه نخ نمایی دو قطبی سازی حساب باز کند اما به سبب نداشتن مهره مناسب در میان جریان های سیاسی و مورد اعتماد، به نظر می رسد بخواهد روی مهره های اصلاح طلب قمار کند.

 

کیا حمیدی

جمهوری اسلامی تا کنون در انتخابات های مختلف با ایجاد دوقطبی راست و چپ (به همراه اعتدالگرایان) توانسته بود جامعه را به صورت نا خودآگاه وارد معرکه ای کند که نتیجه آن هرچه از کار در می آمد به نفع نظام و کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی و انداختن مردم در دامی تکراری بود. در دو دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری نیز، نظام با وارد کردن نیروهای راست افراطی همچون ابراهیم رئیسی بار دیگر این دو قطبی را ایجاد کرد که مردم را مجبور به انتخاب بین گزینه بد و بدتر نماید. درحالی که در حقیقت ماجرا هیچ‌یک از کاندیداها و نامزدهای موجود با دیگر فرقی نداشته و همگی عروسک های خیمه شب بازی بیت رهبری بودند.

طی این سال ها با افزایش نارضایتی ها و گسترش آگاهی های مدنی در جامعه، حکومت به سبب درگیری در داخل و فشار از خارج و تنگناهای اقتصادی عملاً قدرت عمل خود را از دست داد و رویکرد عمومی به بی کفایتی و خیانت مسئولان به کشور و ملت بیش از هر زمان دیگری خودنمایی کرد. بروز این بی اعتمادی خود را در اعتراضات سلسه‌وار آبان طی سال های گذشته خودنمایی کرد و خروجی آن کمترین میزان مشارکت در انتخابات مجلس اخیر را رقم زد.

اما مسئله امروز جمهوری اسلامی گیر افتادن در بن بست مشروعیت است. به طوری که دیگر نمی تواند روی نسخه نخ نمایی دو قطبی سازی حساب باز کند اما به سبب نداشتن مهره مناسب در میان جریان های سیاسی و مورد اعتماد، به نظر می رسد بخواهد روی مهره های اصلاح طلب قمار کند. اما مصداق این حرکت حکومت همچون شرط بندی روی اسب مرده است، چرا که جریان اصلاحات در میان حلقه درونی خود آنها نیز دچار بی هویتی و منقضی شدن است.

امروز مردم جامعه دریافته اند که اصولگرایان به دنبال منافع حداکثری از غارت اموال کشور هستند و اصلاح طلبان به دنبال باقی ماندن در جریان قدرت و گرفتن سهم از کیک حکومت هستند. اما واقعیت امر این است که شاید اصولگرایان و جریان های افراطی راست برای خود حامیان و دارودسته ای داشته باشند، اما جریان اصلاحات در داخل ایران تبدیل به یک عنوان تمسخر آمیز درآمده و حتی سیدمحمد خاتمی به عنوان رهبر معنوی و شاخص این جریان نیز با واکنش ها و رویکردهایی که طی این سال ها در قبال اعتراضات مردم اتخاذ کرده، چهره واقعی و وابستگی خود به بیت رهبری را عیان ساخته است.

همچنین احتمال اینکه جمهوری اسلامی به سبب دست خالی بودن برای جذب مردم، روی به محصورینی همچون مهدی کروبی بیاورد که اخیراً در اظهاراتی خطاب به اصلاح طلبان، آنها را به تجدید شورای عالی اصلاحات با محوریت افرادی همچون سیدمحمد خاتمی و موسوی خوئینی ها سفارش کرده و گفته اگر قرار به اصلاح حکومت باشد راه آن صندوق های رای و شرکت در انتخابات است!

این اظهارات بیانگر روی واقعی جریان های سیاسی رسمی در جمهوری اسلامی است و واقعیت ماجرا دعوای آنها با یکدیگر برسر سهم خواهی از قدرت می باشد و هیچ کدام دغدغه مردم و مشکلات کشور را ندارند.

اما نتیجه این احتمالات این است که اگر انتخابات ۱۴۰۰ با همین رویکرد عمومی و عدم تمایل به شرکت در مسیر حکومت پیش رود قطعاً فضاحت جمهوری اسلامی عیان خواهد شد و نهایتاً جریان های افراطی۰ که برای خود هواداران و حامیانی دارند قدرت را در دست خواهند گرفت.

حضور این جریان افراطی اگر چه موجب افزایش فشار به جریان های مردمی و معترضین حکومتی می گردد، اما در این فضاست که جامعه می تواند رودرروی حکومت بایستد و خواسته های خود را حتی به زور محقق سازد.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram