مسابقۀ کتابخوانی آموزش و پرورش؛ عاطفه طیّه، شاعر و نویسنده

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

جناب آموزش و پرورش! زندگی در اسافل اعضاء خلاصه نمی‌شود. کتاب بهتر و مناسب‌تر از این سراغ نداشتید برای معرفی به دختران ده‌یازده ساله؟

 

عاطفه طیّه
دخترم آناهید ده سال دارد و کلاس پنجم دبستان است. دیروز گفت می‌خواهد کتابی را که آموزش و پرورش معرفی کرده بخواند و در مسابقۀ کتابخوانی شرکت کند. از ظهر تا غروب چندین بار به اتاقش سر زدم و دیدم صورتش حیران است. فکر کردم خسته است. تا غروب مشغول خواندن بود. پرسشنامه را هم پر کرد و فرستاد. پیش از خواب از او پرسیدم مسابقه چطور بود؟ شروع کرد به مِنّ و مِن کردن! گفت: عجیب بود! و رفت به رختخواب. رفتم سراغ رایانه‌اش که ببینم چه خبر است. خواندم و سرم سوت کشید! برخی از مطالب کتاب را بخوانیم:

… جوان مضطرب و غمناک بود و گفت: وقتی قبر را نبش کردم دیدم مار سیاه باریکی دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نیش می‌زند چنان منظره وحشتناک بود که من وحشت کردم و قبر را پوشاندم. آقا از جوان سوال کرد: آیا مادرت کار زشتی در دوران زندگی‌اش انجام می‌داد؟ جوان گفت: من چیزی به خاطر ندارم فقط او پوشش و حجاب را رعایت نمی‌کرد. (ص ۶۷ تا ۵۸)

جوان هوسران: من داخل سوپر بودم که دختر خردسالی برای خرید وارد مغازه شد. وقتی نگاهم به چهرۀ معصومش افتاد گرفتار احساس شیطانی شدم و بدون اختیار دخترک بی‌گناه را با حیله و تزویر به پشت‌بام منزلمان که در همان نزدیکی بود بردم و با کمال بی‌رحمی مورد آزار و اذیت قرار دادم و… (ص ۱۲۲)

یک روز افشین برای خرید از خانه بیرون رفت. اما پس از چند دقیقه با سه جوان دیگر برگشت و آنها با توسّل به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند و… (ص ۷۱)

۱. زنی به‌خاطر نشان دادن موهایش به نامحرم به موهایش آویزان بود و مغز سرش می‌جوشید.
۲. زنی به‌خاطر آزار شوهرش به زبان آویخته و عذاب می‌شد.
۳. زنی به جهت آرایش خود برای نامحرم گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از بدن او شعله می‌کشید.
۴. زنی به خاطر اینکه رعایت نجس و پاکی را نمی‌کرد و غسل‌های واجب را انجام نداده بود و در نمازش سستی کرده بود پاهایش به دستهایش بسته شده بود و مارها و عقرب‌ها به جانش افتاده بودند.
۵. زنی به دلیل خارج شدن از منزل بدون اجازۀ شوهرش در تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود.
۶. زنی به علّت آنکه خود را به مردان نامحرم نشان داده بود تا به او رغبت کنند گوشت بدنش با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد.
۷. زنی به جهت واسطه شدن در انجام عمل منافی عفت صورت و بدنش می‌سوخت و روده‌هایش را می‌خورد.
۸. زنی به خاطر آنکه سخن‌چینی کرده بود و دروغ گفته بود سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود…
۹. زنی به دلیل اینکه آوازه‌خوان و حسود بود به شکل سگ بود و آتش در درونش وارد شده و از دهانش خارج می‌شد و فرشته‌ها گرزهای آتشین بر سر و بدنش فرود می‌آوردند. (حجاب عزت است یا اسارت؟ محمدصادق ذبیحی، ص ۱۳۶)

به رختخواب رفتم و تصویر زنی که خم شده و دارد روده‌های خودش را می‌خورد تا صبح در سرم می‌چرخید!

جناب آموزش و پرورش! زندگی در اسافل اعضاء خلاصه نمی‌شود. کتاب بهتر و مناسب‌تر از این سراغ نداشتید برای معرفی به دختران ده‌یازده ساله؟

به دختران ما تلاش و کوشش و پشتکار و شکیبایی بیاموزید. به دختران ما ادب و انصاف و شجاعت بیاموزید. به دختران ما لذّت بردن از هنر و زیبایی را یاد بدهید.

جناب آموزش و پرورش از دیشب تا به حال نمی‌دانم بخندم یا گریه کنم.

بیاض

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»