تاریخ مختصر تدوین قانون کار در هلند از سال ١٨٧٠ تا سال ١٩١٨، ترجمه مجید ناصری

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

در سال ١٨٧٠ و سال های بعد از آن استثمار گسترده ای در هلند صورت می گرفت. وضعیت وخیم در خانه های مرطوب زیر زمینی و کودکان کار شواهدی از این استثمار بودند. کودکان از ٦ سالگی غالبا ٧ روز هفته هر روز ١٢ ساعت کار می کردند. اگر یک کودک مریض می شد ، این به معنای مرگ حتمی بود . در این دوره مردم در شکل گسترده ای از دهات و اطراف شهر ها به شهر ها مهاجرت می کردند. در اطراف شهر ها و در روستا ها کودکان وضع کاری شان بهتر بود، مانند دانه پاشیدن و نگهداری مرغ ها ، در حالیکه در شهر ها و کارخانجات وضعیت کار کودکان بدتر بود.

قانون کار ساده ” فان هاوتن ” برای کودکان

در سال ١٨٦٣ ی.ی. کرمر (١٨٢٧-١٨٨٠) یک داستان ساده ای از ” کودکان کارخانه ” نوشت . به دلیل همین نوشته حکومت دستور تحقیق و بازرسی در این باره را صادر کرد. نتیجه تحقیق و بازرسی وخامت وضعیت کاری کودکان در کارخانه ها را برملا کرد . در پارلمان ، ساموئل فان هاوتن لیبرال (١٨٣٧-١٩٣٠) یک لایحه ای را تقدیم مجلس کرد که به لایحه کودک ” فان هاوتن ” معروف شد. این لایحه در مجلس به تصویب رسید و مطابق آن کار کودکان زیر ١٢ سال ممنوع اعلام شد. این اولین قانون اجتماعی عدالتخواهانه بود که در هلند پذیرفته شد. همین امر به جرقه ای در ذهن نخبگان هلند تبدیل شد مبنی بر اینکه که بی عدالتی و استثمار زیادی در وجود دارد و باید کاری انجام داد اما نه خیلی زیاد. با این وصف خیلی ها همچنان ۷ روز هفته هر روز ۱۲ ساعت کار می کردند. قانون کار کودک جدی گرفته نشد و در عمل کنترل زیادی روی اجرای آن به عمل آورده نمی شد .

فردیناند دوملا نیوون هاوس ( ١٨٤٨-١٩١٩)
Ferdinand Domela Nieuwenhuis

رهبر توده مردم ، پیشگام هلندی ها، در لباس یک کشیش که اولین اتحادیه سوسیال دموکرات ها در هلند را در سال ١٨٨١ بنیانگذاری کرد و سردبیر ارگان تحریریه اتحادیه به نام ” حقوق برای همه” بود که در سال ١٨٨٦ به دلیل نوشتن مقاله ای در نشریه اش به یک سال زندان محکوم شد. اما پس از ٨ ماه آزاد شد و از طرف یکی از ایالت های هلند به عنوان کسی که آرمان های سوسیالیستی را نمایندگی می کرد، به پارلمان راه یافت. نقش و جایگاه او به خاطر طرح معضلات اجتماعی و بی عدالتی در هلند بسیار مهم بود. او یک کشیش برجسته پیرو یک جریان ” لوتری” بود که اطلاعات وسیعی را در رابطه استثمار و بهره کشی و گروه ها و طبقاتی که استثمار می شدند داشت. او لاجرم مجبور بود از کلیسا کناره بگیرد تا بتواند نقش بیشتری را در بهتر کردن وضعیت کارگران داشته باشد. فردیناند در مدت کوتاهی به سخن گوی گروه های استثمار شده متشکل از زنان و مردان گردید. او نقشی واسطه بین شهروندان و کارگران داشت. برای اینکه بتواند آکسیون های اعتراضی کارگران را تقویت کند در اعتراضات آنها سخن رانی های پرشور می کرد و مقالاتی در رابطه با معضلات اجتماعی و وضعیت ناهنجار کارگران در نشریه خودش( حقوق برای همه ) می نوشت.
فردیناند دوملا در نوشته ها و سخن رانی هایش از اصطلاح “پنج – ک ” بیشتر استفاده می کرد. اصطلاحی که به پنج –ک دوملا نیون هاوس مشهور شده بود:
ک- اول ، کاپیتالیزم بود ، منشاء همه پلیدی ها و شر ها .
ک- دوم به نیروهای مسلح اطلاق می کرد که برای سرکوب اعتراضات کارگری به کار گرفته می شدند.
ک- سوم ، را در مورد پادشاه( کونینگ) که هیچ کاری انجام نمی داد به کار می گرفت
ک- چهارم را برای کلیسا ( کرک) به کار می گرفت. که برای انجام رسالت خود اقدامی نمی کرد
ک- پنجم را برای دسته کارگرانی که در میخانه جمع می شدند و به شکل افراطی مشروب بیشتری می خوردند(دستمزد ها غالبا در میخانه پرداخت می شد و برخی اوقات صاحب کار صاحب میخانه نیز بود ، پولی که به کارگران پرداخت می کرد دوباره از طریق مصرف افراطی مشروب ازآنان باز پس می گرفت )

ویلم سوم در هیبت یک گوریل

فردیناند دوملا در حوالی سال ١٨٨٦ این ” اصطلاح 5 – ک ” را در همه جا به کار می گرفت و بر آن پافشاری می کرد، به همین خاطر در رابطه با به کارگیری سومین – ک با پادشاه هلند مشکل پیدا کرد. ویلم سوم در همین سال یک دیداری از آمستردام به عمل آورد و طی همین دیدار بود که فردیناند دوملا ، کاریکاتور ویلم سوم را در شکل یک گوریل در نشریه اش منتشر کرد. به همین خاطر او به دادگاه فراخوانده شد و به یک سال زندان محکوم شد به این ترتیب او ناخواسته به ” شهید کارگران ” و پیام آور کارگران تبدیل شد. بعد از رها شدن از زندان در سال ١٨٨٨ از طرف ” اتحادیه سوسیال دموکرات ها” به پارلمان راه یافت و اولین سوسیالیست بود که در تاریخ هلند این مرتبه را کسب کرد. در اولین روز پارلمان هیچ نماینده ای حاضر نشد با او سلام و علیک کند. به این ترتیب او در پارلمان تماما منزوی گردید و لاجرم با این نتیجه گیری که از طریق پارلمان نتیجه ای نمی تواند بگیرد پارلمان را در سال ١٨٩١ ترک کرد.
فردیناند پس از ترک پارلمان یک آنارشیست شد ، ویک تنه به سازماندهی اعتصاب و تدارک و برپایی آکسیون های اعتراضی پرداخت. در اثر همین فعالیت ها بود که حزب کارگران سوسیال دموکرات در سال ١٨٩١ به موفقیت بزرگی در انتخابات دست یافت. موفقیت بزرگ فردیناند دوملا این بود که به صدای علنی کارگران تبدیل شده بود و توانست مشکلات عظیم کارگران را به عرصه عمومی بکشاند و آن را ترسیم کرده و به نمایش بگذارد موفقیتی که از کاریزمای او و پیشینه او کشیشی او در کلیسا ناشی می شد.

حزب سوسیال دموکرات کارگران

صدای حزب سوسیال دموکرات کارگران تحت رهبری پیتر یلس تولسترا در پارلمان طنین بیشتری پیدا کرد، تولسترا توانست از اقدامات و آکسیون های فردیناند دوملا در کف خیابان بهره برده و مصالح کارگران را از طریق قانونگذاری اجتماعی حل کند. از نظر او حکومت باید ” توده مردم ” را محافظت نماید. توده مردم باید در برابر ظلم و ستم، اختناق ، هفته کاری هفت روزه ، آموزش ضعیف، و نوشیدن افراطی مشروبات الکلی محافظت می شدند

اعتصاب کارکنان و کارگران راه آهن

در سال ١٨٨٩ یک قانون کار تنظیم شد، این اولین قانونگذاری بزرگ اجتماعی بود . مطابق این قانون زنان و کودکان در هر روز حداکثر ١١ ساعت می توانستند کار کنند .همچنین کار در روزهای یکشنبه ممنوع اعلام شد و برای این امر سیستم بازرسی تنظیم شد و ١١سال بعد از آن در سال ١٩٠١ قانون حمایت از کارگران بیمار و تصادفات به هنگام کار تصویب شد . اما تصویب این قوانین در عمل سودمندی کمتری داشتند . فردیناند دوملا معتقد بود که این قوانین به لحاظ محتوایی کمتر می توانند مصالح کارگران را تامین کنند و در نتیجه به قوانین قوی تری و رادیکال تری نیاز هست ، به همین خاطر در اثر فراخوان او اعتصاب بزرگی سراسر هلند را فرا گرفت: ” اعتصاب راه آهن ” و این اولین بار بود که کارگران به نیروی عظیم خود پی بردند. این امر به بهای سنگینی برای کارفرمایان تمام شد ، به طوری که در اعتصاب دوم مجبور شدند ارتش را وارد کارزار کنند. کارگران به اخراج تهدید شدند . دولت تحت رهبری محافظه کارانه ” آبراهام کاوپر” سریعا قانونی را به پارلمان برد که مطابق آن اعتصاب را برای کارشناسان دولت ممنوع می کرد . قانونی که همچنان تا سال ١٩٧٩ اجرا می شد. دولت شروع به برخورد شدید با اعتصاب کنندگان برخاست و در عین حال با اعتراف به اینکه نمی تواند این نا آرامی های اجتماعی را برطرف کند مجبور شد قوانین ناظر بر تامین اجتماعی را بسط و گسترش دهد .

قانون کار جدید

در سال ١٩١١ یک قانون کار جدید تصویب شد، مطابق قانون کار جدید از این پس کودکان دوازده ساله مجاز به بیش از ده ساعت کار در روز نبودند و مردان مجاز نبودند بیش از ١٠ ساعت در روز و شش روز در هفته کار کنند. پس از آن در سال ١٩١٣ بیمه کارگران بیمار و سوانح به هنگام کار به تصویب رسید اما این بیمه ها تنها در سال ١٩١٨ به مرحله اجرا در آمد. دلیل این تاخیر این سئوال بود که چه کسی می خواهد هزینه این بیمه ها را پرداخت کند؟ آیا باید از جیب کارگران پرداخت می شد، آیا دولت بایستی سر کیسه را باز می کرد و یا کارفرمایان باید پرداخت می کردند، نهایتا پس از جر و بحث های فراوان تصمیم گرفته شد هر کدام از این سه طرف سهمی از هزینه این بیمه ها را پرداخت کنند.

منبع : Geschiedenis.nl
تاریخ: ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram