انقلاب سفید و سیاه، مرتضی ملک

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

ماه بهمن در تاریخ معاصر ما یاد آور دو رویداد مهم است. دو انقلاب اجتماعی. انقلاب« شاه و ملت» و انقلاب پنجاه و هفت. انقلاب از بالا، انقلاب از پایین. انقلاب شاهانه، انقلاب اسلامی، انقلاب سفید و انقلاب سیاه.

 

مرتضی ملک

انقلاب نخست سفید بود زیرا صورت بندی اقتصادی اجتماعی جامعه (فئودالیسم)  بدون جابجایی قدرت سیاسی و بدون خون ریزی دگرگون شد. انقلاب اسلامی سیاه بود زیرا بلوکی ارتجاعی متشکل از روحانیت، نهاد بازار و اقشار سنتی به رهبری خمینی را با قهر به قدرت سیاسی بر نشاند.

نسبت این دو انقلاب سیاه و سفید با هم چیست؟

انقلاب بهمن پنجاه و هفت به یک تعبیر قیامی بود علیه بهمن چهل و یک. بدون آن انقلاب، این انقلاب ممکن نمی‌شد. انقلاب اول انقلاب دوم را در بطن خود پروراند. روح معذب و  آزرده شده فئودالیسم که در دهه چهل به خاک سپرده شده بود در پنجاه و هفت برای گرفتن انتقام تاریخی احضار شد. این دیالکتیک تراژیک چگونه ممکن شد؟

به این ترتیب که. انقلاب سفید از یک سو همه  نیرو ها و ذخائر ارتجاعی جامعه را بسیج و در یک بلوک متحد ساخت، و از سوی دیگر ساختار دیکتاتوری قدرت اقشار اجتماعی مدرن را بر ضد خود برانگیخت.

اصلاحات ارضی نخست سیل بزرگی از روستاییان حامل فرهنگ سنتی و باورهای مذهبی را روانه حاشیه شهرها کرد. بعد اقتصادیات  مدرن اقتصادیات سنتی و نهاد بازار را در هم کوبیده و به صف مخالفان راند. و قانون کاپیتولاسیون و حق رای زنان نهاد روحانیت را بر ضد خود شوراند. اسلام سیاسی آن آرماتوری بود که کار پیکر بندی این جبهه را به سرانجام رساند.

انقلاب سفید همچون یک انقلاب مداوم با بسط  زیر بنا های جدید، اقشار جدیدی را در دامن خود پروراند که برای اظهار وجود سیاسی ، فضای تنفس نداشتند. انسداد سیاسی و سرکوب ترقی خواهان میدان عمل بلوک ارتجاعی و سنتی را تقویت کرد. فرایند انباشت نارضایتی این اقشار مدرن از انسداد سیاسی، به بی اعتنایی آنها و انفعالشان به حفظ دستاورد های رفاهی و اقتصادی منجر می شد.

شاخ و برگ یافتن بیشتر دیکتاتوری همراه با تعمیق ریشه های وابستگی به عنوان محصولات اصلی انقلاب سفید، پیشرفت های رفاهی و اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. هدف از اصلاحات بجای رفاه و آزادی به عنوان وسیله‌ای برای تحکیم قدرت دیکتاتوری و نفوذ غرب تفسیر و تلقی شد. بر این زمینه  بتدریج گفتمان آزادی و استقلال بر گفتمان توسعه چیره گشت. چیرگی تدریجی این گفتمان به نوسازی اسلام سیاسی  بلوک ارتجاعی کمک بسیار کرد. این بلوک که با شعار های علیه. حقوق زنان و زوال ارزشهای معنوی اسلامی آغاز کرده بود خود را با نظام ارزشی جدید آزادی استقلال و عدالت همرنگ کرد. به این ترتیب گفتمان توسعه در پیش نظام ارزشی استقلال و آزادی از پای در آمد. پیشرفت اقتصادی قربانی دیکتاتوری و وابستگی شد.

در آستانه انقلاب بهمن مرزهای پلاتفورم نیروهای ترقی‌خواه جامعه مدرن با بلوک ارتجاعی انطباق یافته بود. در اواخر دهه پنجاه هیولای انقلاب در بطن انقلاب سفید به بلوغ کامل رسیده بود. تولد این موجود فقط به یک قابله ماهر احتیاج داشت که با کمترین خون ریزی کار تولد را تمام کند. دست تاریخ نقش قابله را بر عهده  «جیمی کراسی» جیمی کارتر گذاشت.‌ فضای باز سیاسی مرگ انقلاب سفید و تنهایی  شاه  را عریان کرد. شاه تنها بود. نه دهقانانی که صاحب زمین شده بودند؟ به کمکش آمدند، و نه کارگرانی که در سود؟ کارخانه ها سهیم شده بودند و نه جوانانی که دانشگاهها برویشان باز شده بود. و نه زنان. هیچ کس. انقلاب« شاه و ملت» به انقلاب ملت علیه شاه تبدیل شده بود.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»