چند نکته درباره‌ی وضعیت اقتصاد ایران در دوران پیش از انقلاب! مهران صولتی

مزایای اقتصاد ایران دهه ۴۰ ایران هرگز در دوران بعد از انقلاب تکرار نشد (در صورت تداوم ایران اکنون برتر از کره جنوبی ایستاده بود) و تنها در دوره خاتمی توانستیم اندکی به آن نزدیک شویم. نضج گیری بورژوازی ملی، اقتصاد صادرات محور، بهره گیری از ظرفیت نیروی انسانی و اولویت تولید بر توزیع از مزیت‌های آشکار آن دوران بود.

 

مهران صولتی، دکترای جامعه‌شناسی سیاسی

در روزهای اخیر کانال اکبر اعلمی نماینده اسبق مجلس مجموعه‌ای از داده های استخراج شده از فصلنامه پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی ایران را منتشر کرده است.

آماری که نشان می‌دهد مردم ایران با یک اقتصاد پررونق، رفاهی و همراه با وفور کالا در دوران پیش از انقلاب مواجه بوده اند. از آن‌جا که در سال‌های اخیر با تقویت حس نوستالژیک نسبت به این دوران در میان جوانان ممکن است برخی واقعیت ها از چشم افتاده باشد می‌کوشم تا برخی نکات را در این زمینه یادآوری نمایم.

اقتصاد دوران پیش از انقلاب را باید به دو دوره تقسیم کرد:
– عصر تکنوکراتیک اقتصاد (۱۳۵۲-۱۳۴۲)
– عصر نفتی اقتصاد (۱۳۵۷-۱۳۵۲)

در دوران اول که مقارن با حضور تیم عالیخانی در وزارت اقتصاد است طلایی ترین دوران اقتصاد ایران معاصر رقم می‌خورد: رشد اقتصادی پایدار ۱۴ تا ۱۷ درصد به مدت ۱۰ سال؛ تورم ۲ درصدی؛ صنعتی شدن کشور؛ و افزایش توان صادراتی اقتصاد.

در دوران دوم اما افزایش ناگهانی قیمت جهانی نفت و سه برابر شدن سهم درآمدهای نفتی در بودجه‌ی سالانه کشور موجبات دخالت‌های جاه‌طلبانه و غیرکارشناسی شاه در عرصه‌ی اقتصاد را فراهم آورده و سودای بی فرجام تمدن بزرگ، شیرازه یک اقتصاد پویا و درون‌زا را در هم ریخت!

در دوره دوم بسیاری از دستاوردهای اقتصادی دوره اول بر باد رفت. در سال ۵۷، تورم ۲ درصدی یک دهه پیش به بیش از ۲۵ درصد رسیده و رشد اقتصادی ۱۴ درصدی هم به سمت صفر میل پیدا کرده بود. بودجه بیش از حد نفتی شده و ورود درآمدهای وافر نفتی به اقتصاد کشور با بر هم زدن توازن میان عرضه و تقاضا موجبات بی ثباتی سیاسی را به همراه آورد.

اقتصاددانان معتقدند که بسیاری از ارزانی های زمان شاه هم از مسیر سرکوب قیمت ارز در حد ۷۰ ریال = یک دلار، به دست آمده و ارزش ریال در عرصه واقعیت بسیار کمتر از دلار بوده است. از سویی، دلبستگی شاه به نوعی سوسیالیسم هم توانست حمایت‌های آموزشی – بهداشتی را برای شهروندان عملی نماید.

ورود نفت به اقتصاد ایران دهه‌ی ۵۰ به منزله‌ی بلای سیاهی بود که با کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم نه تنها به تعمیق شکاف طبقاتی انجامید، بلکه با افزایش گرانی و بیکاری موجب نارضایتی شهروندان شد. البته پیروزی انقلاب بیش از همه ناشی از بی تصمیمی و اشتباهات شاه، پذیرش جامعه اوتوپیایی وعده داده شده توسط مردم، و سازماندهی نیروهای انقلابی توسط روحانیت بود. در این میان برخی نارسایی های اقتصادی هم حداکثر به عنوان کاتالیزور عمل کرد.

نکته‌ی پایانی: مزایای اقتصاد ایران دهه ۴۰ ایران هرگز در دوران بعد از انقلاب تکرار نشد (در صورت تداوم ایران اکنون برتر از کره جنوبی ایستاده بود) و تنها در دوره خاتمی توانستیم اندکی به آن نزدیک شویم. نضج گیری بورژوازی ملی، اقتصاد صادرات محور، بهره گیری از ظرفیت نیروی انسانی و اولویت تولید بر توزیع از مزیت‌های آشکار آن دوران بود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»