با ترور نیروهای نظامی- امنیتی و شکاف در نهادهای تحت امر رهبر، افتادن جمهوری اسلامی حتمی است- سروش آزادی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

با وجود رخنه در دستگاههای امنیتی(که ناظم بر حفظ ساختار سیاسی هستند)، سران حاکمیت نمی توانند امید چندان درازی به حیات خود داشته باشند.

 

سروش آزادی

حسن فخری زاده فرمانده سپاه در جمهوری اسلامی توسط نیروهای خودی ترور شد!

در آخرین اظهار نظر سران نظام مصاحبه محمد علوی (وزیر اطلاعات دولت روحانی) روی آنتن خبری آمد، او اعتراف کرد که ترور محسن فخری زاده- مونتاژگر بمب هسته ای در صنایع دفاعی جمهوری اسلامی- توسط سازماندهی عوامل نیروهای مسلح (محتمل سپاه) رخ داده است!

دریافت چنین خبری بسیار قابل تامل است! و آنطور که تحلیل گران مستقل امور امنیتی معترفند، شکاف در نهادهای اطلاعاتی و نفوذ نیروهای دوگانه تا مراکز فوقانی دستگاههای پیوسته، خصوصا سازمانهای اطلاعات سپاه، حفاظت اطلاعات و… که حافظ شخصیتهای تراز اول نظام هستند، نمی تواند صرفا ناشی از پلشتی و ضعف نهادهای امنیتی در حفظ و حراست از نهادهای زیرنظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی باشد. و احتمالا ترور فخری زاده می تواند با این گمانه وسعت یابد که؛ در مراکز حساس امنیتی نهادهای رژیم (که با حداقل ۱۶ نهاد اطلاعاتی که در مجموعه «شورای هماهنگی اطلاعات» فعالیت دارند، و اکثر آنها (جز وزارت اطلاعات)، زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای تحت امر او اداره می‌شوند)، اختلافات دیگری وجود دارد که منجر به خصومتها و نفی فیزیکی شده است. نکاتی شامل:

«ناکارآمدی دستگاههای قدرت در حل مشکلات پرشمار «سیاسی، اقتصادی و اجتماعی» مردم، بی نتیجه بودن نظریه ولایت مطلقه فقیه در هدایت سیاسی جامعه، هزینه پرشمار دستگاههای نظامی در حفظ دست‌آوردهای هلال شیعه و نبود رواداری با نیروهای درون نهادهای قدرت، هزینه های سرسام آوری که از برآورد تحریمهای چهار دهه جامعه جهانی بر کشور وجود دارد» که مجموعا باعث گردیده تا شکاف تحلیلی در ساختار سیاسی و اختلاف در شیوه حکمرانی ما بین سران نظام، به حذف نیروها و فرضیه پردازان نهادهای حامی وضع موجود بیانجامد!

و طبیعتا ترور رهبران و شخصیتهای سیاسی، امنیتی و دانشمندان و تخریب مراکز نظامی- هسته ای که پس از دو دهه شدت گرفته است، ربط مستقیمی به تفاوت نگاه رهبران سیاسی در هدایت حکومت دینی و شیوه تعامل با دنیای مدرن دارد. زیرا همانطور که نخبگان امنیتی در جمهوری اسلامی اعتراف می کنند، حاکمیت توانسته است تا سازمانهای اطلاعاتی خود را هر از چندی به روز کند و شانس نفوذ در دستگاهها و نهادهای حکومتی را به حداقل برساند. بنابراین نفوذ از بیرون دستگاههای چندلایه حکومتی نمی تواند چنین ضربات هم آهنگ و سلسه‌واری به دستگاههای امنیتی وارد سازد. خصوصا که جمهوری اسلامی مدعی است که توانسته در طی چهار دهه تمامی مخالفین خود را در داخل و خارج از ایران فرسوده سازد.

در این رابطه مهدی جهان تیغی با طرح و تحلیل نظرات حسین سلامی فرمانده سپاه- در گروه سیاسی جهان نیوز مطلبی را منتشر کرده که بازگشت به آن به رفع ابهامات بحث ما کمک می کند. او در تحلیل خود تحت نام «رمزگشایی از آرایش جدید اطلاعاتی سپاه – ساختار اطلاعات سپاه به سمت کدام مسیر راهبردی حرکت کرد؟ ادعا می کند که … در سال ۸۸ سازمان اطلاعات سپاه توانست یک شبکه بیست ساله سازماندهی شده توسط سرویس های اطلاعاتی خارجی در محیط داخلی ایران متلاشی کند… بعد از فتنه ۸۸ سرویس های اطلاعاتی متخاصم به یک گزاره قطعی دست پیدا کردند و آن اینکه هر نوع طراحی عملیات پیچیده امنیتی با لایه سیاسی و نفوذ در محیط داخلی ایران با هوشیاری و صراحت یک نهاد امنیتی به نام «سازمان اطلاعات سپاه» روبه رو خواهد شد… پس از درخشش سازمان اطلاعات سپاه در شناسایی، انهدام و مدیریت شبکه داخلی همکار با نهادهای اطلاعاتی متخاصم، باید دوران جدیدی از ضربات سهمگین به نهادهای اطلاعاتی متخاصم و شبکه‌ های امنیتی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، آنهم در هر نقطه ای که انقلاب را تهدید می کنند، شاهد باشیم… ترکیب بخش معاونت اطلاعات راهبردی با سازمان اطلاعات سپاه به معنای دورانی خواهد بود که سپاه در جنگ تمام عیار اطلاعاتی همزمان با درک و بکارگیری اطلاعات راهبردی، با ترکیبی از گزینه ها – عملیات روانی، سایبری، تحرکات نظامی، دیپلماسی عمومی و… – عمل خواهد کرد. راز تغییر ساختار اطلاعات سپاه را نیز در ترکیب و بکارگیری همزمان گزینه‌های گفته شده باید جستجو کرد. بدین ترتیب گرچه با این تغییر ساختار در واقع با یک نهاد جدید اطلاعاتی روبه رو نیستیم، اما دوران جدیدی از حرفه ای بودن در نهاد اطلاعاتی سپاه شکل گرفته است. «يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸- گروه سیاسی جهان نيوز، مهدی جهان تیغی».

و پس از هفت ماه که از این تحلیل می گذرد، ترور محسن فخری زاده که تحت مسئولیت نهادهای امنیتی سپاه (سازمان اطلاعات سپاه) بود، اتفاق افتاد! و همزمان با این ترور بود که حسین دهقان، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، روز هشتم آذر با انتقاد تلویحی از دستگاه‌های امنیتی ایران گفت که علت ترور محسن فخری‌زاده، امنیتی بوده و مقامات مسئول «باید جواب دهند».

اما این گسیختگی محدود به دستگاههای امنیتی و نظامی نیست، بلکه تمامی نهادهای قدرت در شرایط بریده قرار دارند. و نکته برجسته آن است که چون شاهد رخنه در دستگاههای امنیتی باشیم (که ناظم بر حفظ ساختار سیاسی هستند)، پس سران حاکمیت نمی توانند امید چندان درازی به حیات خود داشته باشند. با توجه به اینکه «رخنه و نفوذ و شکاف» در دستگاههای مربوطه بیش از آنکه ناشی از عملیات دولتهای متخاصم باشد، متاثر از اختلافات فاحشی است که در میان کارگزاران جمهوری اسلامی وجود دارد (به گفته وزیر اطلاعات؛ سازماندهی ترور توسط عوامل نیروهای مسلح بوده). در باور ما درگیری داخلی حاکمیت پیوند عمیقی با دو بحران ساختاری موجود دارد که به نفع جامعه دگرگون می شود؛

  • ستیز حکومت جمهوری اسلامی با جامعه مدنی و پایش اصول کثرت‌گرایی و پلورالیسم حاکم بر آن به نقطه برگشت ناپذیری رسیده است. به این معنی که حکومت مستقر در حال از دست دادن توان برتری موازنه قدرت با جامعه مدنی است. (بردار ترور کارگزاران حکومتی و دیگر اقدامات مشابه، کاری است که نتیجه آن در جهت نفی تمامیت خواهی و اراده برگشت بخشی از قدرت به سمت توده ها و جامعه متکثر اتفاق می افتد).
  • گسیختگی پیکره سیاست در جمهوری اسلامی به روابط بین‌الملل کشیده! حتی با فروختن خاک و آب و زمین ایران به کشورها برای سرسپردگی (به چین و روسیه)، احیای مشروعیت با این ویژگیهای ساختاری در حکومت رژیم تمامیت خواه نشدنی است.

و چنین اتفاقی نیروهای درون و معترض را به فکر تغییرات ساختاری انداخته است. و ترورها و پیوست دیگر اقدامات اخیر نشانگر تضادهای برگشت ناپذیر و صف آرایی بخشی از نیروها درون حاکمیت در مقابل هسته سخت قدرت و به نفع تغییرات اساسی است!

چنین باد

۹ فوریه ۲۰۲۱

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»