فرقهای که بر سرنوشت کشور و ملت ما حاکم شده است، نه تنها قدمی برای توسعه این خطه از کشور برنمیدارد که حتی از گرفتن سهم و حقآبه ایران از رودخانه هیرمند، از دولت افغانستان هم عاجز است، و در عین حال، دستش در کشتن هممیهنان ما به شدت هرز است.این فرقه، کاری جز کشتن و سوزاندن و خرابی و غارت ندارد!
محمد محبی
ﺳﭙﺎﻫﺶ زﮔﺮدان ﻛﻮچ و ﺑﻠوچ/ ﺳـــﮕﺎلیده ﺟﻨﮓ و ﺑﺮآورده ﺧﻮچ.
کسی در ﺟﻬﺎن ﭘﺸﺖ اﻳﺸﺎن ﻧﺪﻳﺪ/ ﺑﺮﻫﻨـﻪ ﻳﻚ اﻧﮕﺸﺖ اﻳﺸﺎن ﻧﺪﻳﺪ.
این بخشی از توصیف حکیم توس از سپاه کیخسرو که برای کینخواهی سیاوش راهی شد است.
جنوب شرق ایران، سیستان و بلوچستان، و به قول حکیم بزرگ ایرانزمین، فردوسی بزرگ «مکرانزمین»، که به «بهشت باستانشناسان» معروف است و زمانی «انبار غله ایران» بود، به دلیل داشتن ساحل طولانی (که به اقیانوسهای جهان متصل است) و بهخاطر نزدیکی به شرق آسیا و یک بازار بیش از سه میلیارد نفری، قاعدتاً باید کلید و موتور محرکه توسعه ایران، و یکی از مراکز بزرگ تجارت و فرهنگ در قاره کهن باشد، نه اینکه تبدیل به فقیرترین نقطه ایران شده و ساکنان آن از شدت فقر و استیصال، به کار خطرناک خرید سوخت در داخل و فروش در آن سوی مرز جهت کسب چندرغاز سود برای سیر کردن شکم خود روی بیاورند!
فرقهای که بر سرنوشت کشور و ملت ما حاکم شده است، نه تنها قدمی برای توسعه این خطه از کشور برنمیدارد که حتی از گرفتن سهم و حقآبه ایران از رودخانه هیرمند، از دولت افغانستان هم عاجز است، و در عین حال، دستش در کشتن هممیهنان ما به شدت هرز است.این فرقه، کاری جز کشتن و سوزاندن و خرابی و غارت ندارد!
در اسناد بالادستی برنامه توسعه ایران در سالهای قبل از انقلاب، فکر اولیه پروژهای بزرگ برای احداث یک کلانشهر بندری در سواحل مکران (پروژهای به مراتب بزرگتر از دوبی کنونی) مطرح بوده است. هر چه زودتر باید ایران را از اشغال فرقه حاکم آزاد کرده و رؤیای ایجاد مرکز تجاری بزرگ در جنوب شرق ایران را محقق کنیم. تا الآن هم خیلی از فرصتها را از دست دادیم و به لطف فرقه حاکم، همسایگان ما ثروتمند شدند و ملت و میهن ما فقیرتر!