حسابهای کشورهای خلیج فارس در مقابله با “ایران هسته ای”، روزنامۀ انگلیسی “ایندیپندنت” (چاپ عربی)

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

در مقابل توانمندیهای نظامی سنتی تهران برتری کیفی شش کشور خلیج فارس ناشی از شراکت تاریخی آنها با واشنگتن قرار دارد.

 

روزنامۀ انگلیسی “ایندبندنت” (چاپ عربی)

عيسى نهاری – روزنامه نگار @ES_Nahari  – جمعة 26 فوریه 2021

ترجمه: علی حسین نژاد

بعد از گذشت هفت دهه از آغاز برنامۀ هسته ای ایران که آن موقع مورد حمایت غرب بود و آمریکا به تأسیس آن در کادر اقدامش برای «قراردادن اتم در خدمت صلح» کمک نمود، امروز آمریکا و اروپا برای بازگرداندن تهران به میز مذاکرات و کشیدن افسار مطامعش برای داشتن سلاح هسته ای تلاش می کنند، ولی تلاشهای دیپلماتیکی که ظاهرا به قصد تغییر سیاست فشارهای حد اکثر صورت می گیرد، در حال تضاد و برخورد با نگرانیهای کشورهای خلیج فارس می باشد که سیاستهای رژیم ایران را “توسعه طلبانه” توصیف می کنند.

برخلاف آمریکا و متحدینش که از برنامۀ هسته ای ایران تا سرنگونی رژیم شاه به دنبال انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ حمایت می کردند، هشدار و نگرانی عربهای خلیج فارس در درجۀ اول ناشی از این واقعیت است که ایران بخشی از منطقه است که در آن تأثیر گذاشته و از آن تأثیر می پذیرد؛ و در درجۀ دوم ناشی از پیامدهای تضاد و درگیری فزایندۀ ناشی از روی کار آمدن آیت الله خمینی و بعد جدیدی است که ایران با آن از یک تهدید صرفا استراتژیک به یک تهدید ایدئولوژیک و مذهبی تبدیل گردید.

به دنبال مشاهدۀ تئوکراتها (حاکمان مذهبی) که روابط ایران و خلیج فارس را به لبۀ پرتگاه می برند، برخی ناظران می گویند که بایستی به تحول جاری در تهران از یک رژیم انقلابی به یک رژیم انقلابی – هسته ای توجه کرد؛ بویژه که توافق سیاسی بین شش کشور خلیج فارس با همان روند سال ۱۹۸۱ که سیستم همکاری مشترک این کشورها تأسیس شد دیگر پیش نمی رود چرا که تأسیس شورای همکاری خلیج فارس آنگونه که مؤسسۀ خاورمیانه در واشنگتن می گوید به رفتار رژیم ایران و گفتمان جدیدی که آن موقع داشت مربوط می شد.

در همان حالیکه طرفهای اروپایی از نقض شروط برجام توسط ایران ابراز نگرانی می کنند، ایران اصرار می ورزد که «هرگز برای داشتن سلاح هسته ای تلاش نکرده است» و می گوید: «برنامۀ هسته ای اش تنها دارای اهدافی غیر نظامی است». ایران در همان حال خروج آمریکا از برجام مصوبه سال ۲۰۱۸ و تحریمهای ترامپ را که راه تنفس اقتصاد ایران را بسته است محکوم می کند.

آمریکا و تعادل قوا

به دنبال هشدار وزیر خارجۀ آمریکا آنتونی بلینکن مبنی بر اینکه ایران چه بسا فقط چند هفته با داشتن موادی برای تولید یک بمب اتمی فاصله داشته باشد، پیش بینی ها در مورد توان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بر حفظ تعادل قوا در خاورمیانه مطرح می شود. در همین حال به نظر می رسد که کشورهای عربی خلیج فارس در رابطه با شکل رابطه با ایران به چند محور تقسیم شده اند: محور کویت و عُمان و قطر خواستار ادامۀ دیپلماسی با تهران بدون استفاده از لحن تند عربستان و امارات و بحرین در خواسته هایشان مبنی بر بازداشتن رژیم ایران و متوقف کردن دخالتهای منطقه ای است.

علیرغم سطح متضاد روابط دیپلماتیک بین ایران و کشورهای عربی خلیج فارس، این کشورها به دنبال کنفرانس سران در العلا در هشت ژانویۀ گذشته انسجام خودشان را بیش از پیش بازیافتند. در آن کنفرانس اختلاف داخلی شورای همکاری بین عربستان و قطر حل شد و قطعنامۀ پایانی کنفرانس “دخالتهای ایران در امور داخلی کشورهای منطقه” را کاملا غیر قابل قبول خواند و بر مشارکت اعضای شورا در گفتگوهای آیندۀ بین المللی مربوط به برنامۀ هسته ای ایران تأکید ورزید.

هرچند عربهای خلیج فارس وحدت و هماهنگی موضع خودشان در قبال ایران را تضمین کرده اند، ولی وجود تهران به عنوان قدرت بی همتا در خاور میانه آن هم با داشتن یک بمب اتمی بسیار دشوار خواهد بود؛ و این به چند علت است از جمله استحکام ائتلاف بین آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس که منافع اقتصادی، این ائتلاف را در اوج صعود به عنوان نیروهای نفتی تحکیم بخشیده و به دنبال رویارویی با سه جنگ در این منطقه طی چهار دهۀ گذشته یعنی جنگ عراق و ایران و جنگ دوم خلیج فارس (جنگ کویت) و حملۀ آمریکا به عراق، بسا عمیق تر ساخته است.

در حالی که رویکردهای روسای جمهور آمریکا در استراتژی های خود برای مقابله با ایران تغییر می کند و این امر حاکی از آن است که اختلاف عمیقی در دیدگاه ها با کشورهای منطقه وجود دارد، همانند تقابل و اختلاف مواضع دولت های دونالد ترامپ و جو بایدن، به گفته ناظران، اتحاد بین واشنگتن و شش کشور عربی خلیج فارس قدرت خود را از حضور همان پروژه ایرانی گرفته است که خصومت با غرب را شعار خود می داند، به ویژه که تهران خروج ایالات متحده از منطقه را هدف خودش قرار داده است. به گفته محقق علیرضا نادر، ایران در تلاش است تا با تضعیف کشورهای متحد واشنگتن به این مهم دست یابد.

و در حالی که نادر در کتاب خود “ایران پس از بمب” می گوید که ضعف اقتصادی و نظامی ایران جاه طلبی های این کشور برای تبدیل شدن به قدرت غالب در منطقه خلیج فارس را محدود می کند، اما بعید است که داشتن سلاح های هسته ای توازن قدرت موجود را تغییر دهد و این به لطف اتحاد ایالات متحده و خلیج فارس فارس ایجاد شده است، اتحادی که با پشتیبانی و تقویت توانایی های اقتصادی و نظامی بسا بیش از توانایی های منسوخ و کهنه شدۀ جمهوری اسلامی صورت گرفته است. این توانایی های کهنۀ ایران آن را برای انجام اقدامات نظامی علیه همسایگان خود بسیار محدود می کند، علاوه بر این که چنین اقدامی ممکن است به بستن تنگه هرمز منجر شود که در آن موقع ایران بیشترین ضرر را با توجه به پیوند اقتصادی خود با کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد دید.\

گزینه های هسته ای ایران

موفقیت تلاش های بین المللی در جلوگیری از انحراف برنامه هسته ای ایران به سمت اهداف نظامی سناریوی ترجیحی کشورهای خلیج فارس خواهد بود، اما اکتفای تهران به استفاده صلح آمیز از آن، شش کشور را به چالشی جدید در مواجهه با برتری منطقه ای یا اقتصادی ایران به زیان کشورهای عربی خلیج فارس وارد خواهد کرد.

برای حفظ تعادل در منطقه، محمد الصیاد، پژوهشگر مؤسسۀ بین المللی مطالعات ایران (الرصانه) بر لزوم تدوین موضع یکپارچه کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس برای جلوگیری از روابط ایران با هر کشور به طور جداگانه تأکید می کند.

در صورت تولید بمب هسته ای توسط تهران، الصیاد از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می خواهد تا از حق خود برای داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز بر اساس همان موضع بین المللی در قبال ایران استفاده کنند.

آژانس انرژی هسته ای “به شدت نگران” وجود مواد هسته ای در ایران است

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی می گویند که از دامن زدن به یک مسابقه تسلیحاتی در منطقه خودداری می کنند. محمد بن سلمان ، ولیعهد سعودی در مصاحبه ای که توسط شبکه CBS آمریکا در سال ۲۰۱۸ انجام شد، اعلام كرد كه ریاض نمی خواهد سلاح هسته ای بدست آورد، در همان زمان هشدار داد كه درصورت ساخت بمب هسته ای توسط ایران، این امر كشور وی را به انجام همین کار در کوتاه ترین زمان ممکن وادار خواهد ساخت.

پژوهشگر امور ایران با پیش بینی خطرات برنامه هسته ای برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تأکید می کند که برنامه هسته ای ایران باید در چارچوب استراتژی یک رویارویی جامع با تهران در نظر گرفته شود، که به گفته وی خلاصه می شود در “رویارویی فکری ، منطقی و فلسفی با اقتدار ایران با همان سلاحی که از سال ۱۹۷۹ تاکنون برای آن تلاش می کند”. وی گفت که هرگونه تقابل بدون در نظر گرفتن مسیر فکری و فلسفی امری لحظه ای و سیاسی صرف به دور از پایگاههای مردمی و توده ای، یا حتی نخبگان تحصیل کرده خواهد بود.

چه کسی از نظر نظامی قوی تر است؟

علی رغم افزایش تأثیر نقش ایران در منطقه در سال های اخیر، زبان آمار نشان دهنده ادامه نفوذ محور خلیج فارس به دلیل برتری اقتصادی و حمایت نظامی آمریکا است. پس از آنکه ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ در صدر فهرست کشورهای بیشترین هزینه کننده در زمینۀ نظامی به میزان ۶۴۹ میلیارد دلار قرار گرفت، متحد آن و رقیب سرسخت ایران یعنی عربستان سعودی با ۶۷.۶ میلیارد دلار در رده سوم قرار گرفت اگرچه ۶ درصد هزینه را در مقایسه با ۲۰۱۷ کاهش داد، در حالی که تهران در سالی که هزینه های نظامی جهانی به بالاترین سطح در سه دهه گذشته رسید، ۱۳ میلیارد دلار هزینه کرد.

در حالی که حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به تأثیر تحریم ها بر اقتصاد کشورش اعتراف کرده است، تهران به بالیدن به زرادخانه نظامی خود همچنان ادامه می دهد، اگرچه تحریم ها شامل تحریم فروش سلاح به ایران بود که برای دهه ها مانع توسعه توانایی های تسلیحاتی ایران شد و آن را وادار کرد به بازار سیاه و قیمت های بالای آن متوسل شود. هزینه های زیاد  در حالی که دیگر کشورهای منطقه ثمره روابط خود را با ایالات متحده برداشتند و به یکی از بزرگترین واردکنندگان سلاح در جهان تبدیل شدند.

ناتوانی نظامی ایران در پی کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در نتیجه حمله هوایی آمریکا، آشکار شد و در آن موقع ترس از جنگ بین ایالات متحده و ایران حکمفرما شد همراه با تهدیدهای دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق برای حمله به 52 سایت ایرانی در صورت اقدام تهران به عمل تلافی جویانه. همچنین جنجال بر سر توانایی های نظامی رژیم ایران پس از حملات اسرارآمیزی که سایت های حیاتی این کشور را در تابستان گذشته هدف قرار داد، افزایش یافت.

با وجود راه حل های ارتش ایران در میان ۱۰ ارتش بزرگ خاورمیانه از نظر تعداد، با نزدیک به نیم میلیون سرباز، قدرت متعارف آن، به گفته ناظران، در مقابل حریف پیشرفته از لحاظ تکنولوژی تأثیرگذار نخواهد بود و با نیروی دریایی و قدرت هوایی ایالات متحده و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برابری نخواهد توانست بکند به علاوۀ ضعف نیروی هوایی ایران در مقابل همتای خود در عربستان سعودی و امارات متحده عربی که دارای توانایی ها، منابع انسانی و مادی بسا تقویت شده در این زمینه می باشند.

دولت آمریكا و مسلح كردن عربهای خلیج فارس

در حالی که دولت بایدن در حال تجدید نظر در فروش تسلیحات به دو قدرت خلیج فارس یعنی عربستان سعودی و امارات است، ولی به نظر می رسد برنامه های تسلیحاتی دو کشور ادامه دارد. شنبه گذشته، ریاض اعلام کرد قصد دارد بیش از ۲۰ میلیارد دلار در صنایع نظامی محلی سرمایه گذاری کند و یکشنبه گذشته با غول صنایع نظامی ایالات متحده “لاکهید مارتین” برای تقویت نیروهای دفاعی خود قرارداد بست. در همین حال ابوظبی، طبق اظهارات سفیر امارات در واشنگتن، هنوز از ادامه فروش هواپیمای آمریکایی F-35   به دنبال رفع نگرانی های اسرائیل مطمئن است.

ایران، به نوبه خود، روی زرادخانه موشکی خود حساب باز کرده است که شامل برخی از موشک های بالستیک و کروز “قادر به هدف قرار دادن اهداف در فاصله بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر است”. با توجه به سیستم های دفاع موشکی ضد بالستیک که توسط ایالات متحده آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس اجرا می شوند، مانند سیستم پاتریوت و سیستم دفاعی THAAD ، که می توانند موشک ها را در داخل و خارج جو زمین در فاصله ۲۰۰ کیلومتری رهگیری و نابود کنند بطوریکه اثرات سلاح های کشتار جمعی را کاهش می دهند، تأثیر نیروی موشکی ایران بسیار ضعیف می گردد.

با توجه به تحریمی که ایران در بازار اسلحه متحمل آن شده است، این کشور توسعه نظامی داخلی را آغاز کرده و تعدادی از محصولات داخلی خود از جمله انواع موشک را در مانورهای مختلف نظامی که در سراسر کشور انجام شده است، آزمایش کرده است.

با این وجود، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، تلاش های دیپلماتیک خود را برای از بین بردن کلید نفوذ نظامی ایران با گنجاندن برنامه موشک بالستیک در هر توافق نامه ای که دولت بایدن با هماهنگی اروپا انجام داده است، تشدید می کنند و همین امر  وزارت امور خارجه ایران را واداشته که فراخوانهای رئیس جمهور فرانسه، ماکرون، مبنی بر شرکت دادن ریاض در هر گفتگوی جدید را رد کند.

با این حال، عربستان سعودی به تلاش های دیپلماتیک برای حفظ تعادل قوا اکتفا نکرده، بلکه برای توسعه توانایی های دفاعی خود برای مقابله با تهدیدها و حملات مکرر موشکی حوثی ها تلاش کرده است.

در سال ۲۰۱۹ ، ریاض قراردادی را برای خرید سیستم موشکی THAAD منعقد کرد که ارزش کل آن ۱۵ میلیارد دلار بود. در برنامه کاری توافق شده با وزارت دفاع ایالات متحده، به روزرسانی سیستم های قدیمی و آماده سازی زیرساخت های دفاع موشکی سعودی به منظور دریافت فناوری جدید برای سیستم THAAD  پیش بینی شده است.

ایالات متحده به نوبه خود امکانات نظامی اش در خلیج فارس را با  برنامه ای برای ایجاد پایگاه های جدید در عربستان سعودی با استفاده نظامی و غیرنظامی تقویت کرده است، و طبق اظهارات فرمانده ستاد مرکزی آمریکا در خاورمیانه، فرانک مکنزی، این طرح به مقامات نظامی جایگزین هایی را برای ده ها پایگاه مورد استفاده ایالات متحده در سراسر منطقه می دهد مانند بندر الشعیبه در کویت و پایگاه هوایی العدید در قطر که مراکز تدارکات نظامی ایجاد کرده است ولی آن پایگاه به عنوان هدفی آسیب پذیر برای موشکهای بالستیک ایران شمرده می شود.

تهران و چالش های توسعه

محمد ال صیاد معتقد است که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در جنگ توسعه از ایران پیشی گرفته اند و منظور او قدرت تأثیرگذاری دولت، جامعه و جنبش پیشرفتهای جدید است، زیرا شش عضو شورای همکاری خلیج فارس بر ساخت نیروی انسانی و آبادانی شهری متمرکز شده اند و آنها موفق شدند تحولات عظیمی را در سطوح زیرساخت ها و جامعه ایجاد کنند، امری که وی آن را هم برای داخل کشورهای عربی خلیج فارس و هم برای داخل ایران مهم می داند چرا که فضای داخلی ایران به پیشرفتها و تحولات نوین کشورهای عربی خلیج فارس به عنوان الگویی برای سرمشق گرفتن نگاه می کند و از طریق آن “فساد حاکمان ایران را با توسعه طلبی شان در منطقه و صرف میلیاردها دلار برای آن ، بدون فایده ای در داخل ایران که شهروند آن را احساس می کند” می بیند.

با این حال ، به گفته الصیاد ، مقامات ایرانی بحران خود را از این طریق نمی بینند، زیرا آنها اصلا معتقد نیستند که وظیفۀ دولت رفع فقر شهروندان و بهبود خدمات باشد. این را خمینی به نویسنده حسنین هیکل گفته بود که او در آخرین کتاب خود به نام “توپهای آیت الله ها” از این حرف خمینی تعجب کرده و گفته است: “وظیفه دولت از نظر نخبگان مذهبی ایران یک وظیفۀ کاملاً دینی و مقدس است یعنی رسیدگی به امور دینی مردم، زیرا آنها مذهب را از این جهت از مسائل دنیوی جدا می کنند، که همان چیزی است که کارن آرمسترانگ و دیگران مشاهده کردند به این معنی که طبق این معادله «دولت شهروندان را مجبور به داشتن همان فهم و برداشت رسمی دولتی از دین می کند، بدون اینکه پرداخت هیچگونه هزینه ای را در قبال این شهروندان برعهده بگیرد».

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»