نگاهی كلی به روان تو در توی ما ایرانیان، اشکبوس طالبی

شاید این ویژگی روان پیچیده و چند گانه و كمپلكس شخصیت بخش بزرگی از ما ایرانیان است  كه قابل شناخت هم نیستیم . كه در فكر خودمان یك جور آدم هستیم : دمكرات و ضد تبعیض و مدرن و رو راست ولی در بیرون در رابطه با خواهر و مادرمان ، پدر متعصب و نسبت به منتقدین و مخالفین خود می شویم اسدالله لاجوردی و نسبت به دوستانمان تنگ نظر و گاهی حسود. وقتی به غرب می آییم از غربی ها ، غربی تر ولی در درون از شرقی ها شرقی تر هستیم. استاد فیزیك می شویم و در كانادا و آمریكا برای زین العابدین بیمار، آش شله زرد پخش می كنیم و در حرف مرگ بر جمهوری اسلامی می گوییم ولی سالی یكبار را برای جراحی های زیبایی به تهران و مشهد می رویم !؟ 

شاید چندان بیراه نباشد كه بگویم: ما بخش بزرگی از ایرانیها، حداقل بطور آگاهانه دو شخصیت كاملا متمایز داریم: یكی شخصیت برونی و آشكار ماست كه همه می بینند و یكی شخصیت سایه و پنهان ما كه خود می بینیم ولی دیگران نمی بینند. این دو شخصیت دوگانه و ناهمگون در بیشتر مواقع هركدام ساز خود را می زنند و اصلا هماهنگ هم نیستند. 

البته كه شخصیت سایه ریشه دارتر و قوی تر است و فرمان می راند . این است كه تفكر و رفتار ما باهم نمیخوانند و ما یاد گرفته ایم كه شخصیت سایه یا درونی خود را آفتابی نكنیم تا از ضربه دور باشد!؟ این دوگانگی و عدم هماهنگی شخصیت فردی ما  با شخصیت اجتماعی ما زمینه تضاد در تفكر و رفتار ما را سبب شده كه اضطراب ( anxiety )  ما را فراهم كرده و موجب خود تخریبی ( افسردگی)و دیگر تخریبی ( خشونت) ما شده است و شوربختانه این چرخه معیوب را نمی بینیم و از قبول واقعیت طفره می رویم و برای خود فریبی  و دیگر فریبی دلیل تراشی می كنیم. 

مهمترین  شاخصه ما، سرزنش كردن دیگران و آنها را مقصر كم كاری های خود قلمداد كردن است!؟ شاه را مقصر ، چپ ها را خاین و آخوندها را انگلیسی، ملیون را ساده و محافظه كار و طرفداران زبان مادری را تجزیه طلب و مخالفین همین نظام را جیره خوار ترامپ و پمپوو قلمداد میكنیم!؟

٤١ سال است یك گروه كوچك آخوند ( از غار در آمده) ، سرنوشت ٨٠ میلیون را بدست گرفته اند و منطقه را هم از مسیر زندگی عادی منحرف كرده اند هم ما را به بازی گرفته اند و هم اروپا را. 

جالب این كه  ما یك شاه در تبعید داریم یك رئیس جمهور مرد و یك رئیس جمهور زن و  یك نخست وزیر مقتول و یك نخست وزیر زندانی و یك شهبانوی سرگردان و دو سه تا هم دولت در تبعید و یكی دوتا هم دولت موقت و یكی دوتا هم آیت الله سبز و سكولار و دو سه تا هم حزب انقلابی مسلح و رهایی بخش داریم!؟

كاش كمی جدی می شدیم و  از شوخی دست بر می داشتیم و از دلیل تراشی  های دفاعی فرا می رفتیم  و از خودمان ، شخص خودمان شروع می كردیم  و همانطور كه هستیم باشیم تا در ٤٠ ساله دوم كمتر خشت بمالیم و كار بكنیم و نه آه و زاری و شكایت.

طبیعتا ، من هم كه این سخن های تحلیلگرانه وكلی و قشنگ را ردیف كرده ام ، مثل شما ایرانی هستم و همان كار های شما را می كنم ولی  نه ریییس جمهور هستم و نه حزب آلترناتیو برپا میكنم و نه درفكر آن هستم  كه دوتا را سه تا كنم . فقط  برشی (snap shot) از مشاهدات ٦٠ ساله ام را با شما در میان می گذارم . 

اگر اشتباه دیده ام، راهنمایی كنید.

ممنون

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»