من یک زنم، عاطفه تاجیک

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

من یک زنم، مادری تنها یک بُعد از زندگی من است اما جامعه از من تماما یک مادر ساخت.

 

عاطفه تاجیک

یه دختر اوتیسم شونزده ساله دارم.
هیچ مرکزی قبولش نکرده، تو سن بلوغه و بهم ریختگی هاش زیاده، شوهرم ترک مون کرده، هیچ جا جامون نیست، تنهام؛
آدما تو این دنیا جایی بهم ندادن، دیشب تا صبح نخوابیدم، مثل پریشب و شب قبل ترش، هفت صبحه، هر دومون روی آب شناوریم، آب پشت سد گلپایگان، نمیدونم کی پیدامون میکنن، مهم هم نیست، خبرش لابه‌لای اخبار مهم گم میشه، تصمیم سختی بود، هیچکس جای من‌ نبود؛ دیگه نگرانش نیستم

من یک زنم، من ننه یه کودک مهجورم
قانون بچه ام رو اینجور صدا میزنه، همساده ها جنّی! شما بگو اوتیسم؛
هیفده ساله تر و خشکش کردم میث چیشام، یه بپای شَبَنده روزی‌م، آدم قانون میگه پدرشوهر و برادِر شوهرم بیشتر از من ازش حق میبرن! حضانت با مادر؛ ولایت با پدربزرگ و عمو، به زبون دیگه، حمالیش با خودم؛ تصمیمای مهمش با اوناست، یه روزی باهاشون میجنگیدم نگن بذارش آسایشگاه، امروز برای، خرجیش دستم جلوی همونا درازه

من یک زنم، یکی از مولفه های سبب شناسی اختلال پسرم، ژنتیکی بودن اختلالشه. اما اینجا بهش میگن “مادرزادی”من و پدرش به یه میزان ژن بهش دادیم اما میگن مادرزاد! هر بار یکی میپرسه مادرزادیه یا بدو تولد، دلم زیر و رو میشه تا بگم بله ژنتیکیه، من گوشت غذامو جدا میکنم برا بچه ام، بعد چجور بخوام ژن معیوبمو بدم بچه‌م؟!

من یک زنم، بعد از تشخیص خوردن پسرم همسرم ترک مون کرد. من و پسرم رو با هم ترک کرد، من مشروط خواسته شدم

من یک زنم، اما بعد از داشتن فرزندی با نیازهای ویژه دیگر زن نیستم
زندگی را دوست دارم، دلم شادی و آرایشگاه و باشگاه و استخر و عروسی و میهمانی دوره و سفر و سینما میخواهد اما با گوش های خودم شنیدم: خوشبحالش، من اگر جای او بودم.

من یک زنم، مادری تنها یک بُعد از زندگی من است اما جامعه از من تماما یک مادر ساخت.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram