به کمپین « نه به جمهوری اسلامی » باید آری گفت. این کمپینی است در راستا و هم صدا با قیام دی ۹۶ و ابان ۹۸.
مرتضی ملک،
قیامهای که بند ناف خود را از جریان متوهم اصلاح نظام بریدند و با شعار اصولگرا، اصلاح طلب دیگه تمام ماجرا دوران تازه ای از مبارزه را اعلام کردند . این «نه » ، اعلام تولد جنبش تازه ای بود که بیست سال تجربه سیاسی را پشت سر می گذاشت. پشت این «نه » یک سر مایه بزرگ انباشت شده است. یک سرمایه هنگفت سیاسی؛ یک آگاهی و بلوغ سیاسی.
این بلوغ که ساختار سیاسی مذهبی مسلط فاقد دینامیسم درونی تحول و اصلاح است. این آگاهی که هر درجه ای از تغییر و تحول و دگرگونی تنها با اتکا به جنبش مردمی نفی رادیکال ممکن است. در این «نه » نیروی دگرگون کننده منفیت نهفته است. تغییر از اپوزسیون برمیخیزد. این سکو و سرمایه نخستین هر عزم سیاسی برای تغییر است. به این سرمایه باید پیوسته افزود. بنابراین صدای « نه» باید دایما بلند تر و پر طنین تر بشود. این گفتمان باید به گفتمانی رقابت ناپذیر مبدل شود.
کمپین جاری « نه به جمهوری اسلامی» بلند کردن این فریاد است. تقویت انست. به این صدا به شکل های مختلف میتوان کمک کرد، با بیانیه های مستقل گروهی و حزبی یا اعلامیه های مشترک و ائتلافی. با زبانها و صورت بندی های متفاوت. نه به جمهوری اسلامی متعلق به هیچ گروه و دسته خاصی نیست، این نه صدای مردمی است که از این نظام به ستوه آمده اند. اما این «نه» نباید در « نه » متوقف بماند، و نخواهد ماند.
جامعه مدرن پدیده رنگین کمان است. چند گانه است. بسیار متنوع تر از ان تقسیمات کلاسیک کارگر، بورژوا ، دهقان. بنابراین اگر نفی یگانه است اری چندگانه است. و این آگاهی سیاسی تازهای نیست. این شناخت امروز جزء الفبا ست که هر شهروند ایرانی که به اطراف خود و دسته بندی های سیاسی توجه دارد با ان آشناست. بغرنجی مساله در یافتن فرمولاسیون مبتکرانه. و مناسبی است که دیالکتیک و رابطه پویا میان امر واحد و امر تکثر را برای زمان و شرایط سیاسی ما روشن کند.