فعالین محیط زیست دلسوزان طبیعت و حیات وحش هستند جای آنها در زندان نیست، علیرضا مشهدی

در این مقاله می‌خواهیم به نقد و بررسی  بخشی از مسائل و مشکلات پیرامون محیط زیست بپردازیم که جمهوری اسلامی هیچ توجهی به آن ندارد  و در  واقع دغدغه اصلی و‌ شخصی بنده هم نیز می‌باشد.

 

علیرضا مشهدی

آلودگی محیط زیست و عدم مسئولیت پذیری حکومت و دولتها در این حوزه و تاثیرات مخربی که بر زندگی حیوانات، گیاهان، و به طور کلی اکوسیستم های بومی و ابنیه تاریخی‌‌ و میراث فرهنگی گذاشته است یکی از بزرگترین و حادترین مشکلات برای کشورمان ایجاد شده و آن هم از بین رفتن محیط زیست ( مثل افزایش سرعت بیابان‌زایی، آتش سوزی جنگلها، قطع بی رویه جنگلها، سرعت گرفتن انقراض  گونه های جاندار ،خشک شدن تالابها و دریاچه های طبیعی.)

اما نقشی که انسان در آن ایفا  می کند بسیار چشمگیر است، میدانیم که پیوند میان انسان و طبیعت ناگسستنی است طبیعت برای تداوم زندگی بسیار مهم است و نقش حیاتی ایفا می کند، متاسفانه نظام جمهوری اسلامی با بی توجهی کامل به محیط زیست ایران باعث شده تا این بی توجهی برای مردم ‌و کشور بجز صدمات و خسارات جبران ناپذیر  پیامد دیگری نداشته باشد و همین موضوع سبب شده تا بسیاری از مردم و تعداد زیادی از فعالان محیط زیست از جمله بنده در سالهای اخیر به صورت خودجوش وارد عمل شده و در جهت احیاء زیستگاه های طبیعی، جنگلها، انواع جانداران و ‌گونه های رو به انقراض که مختص جغرافیای کشور ما نیز هستند و همچنین، احیاء تالابها و دریاچه هایی که بر اثر سوء مدیریت چند ده ساله رو به نابودی گذاشته، وارد فعالیتهای تحقیقاتی و بعضا اجرائی بشوند. 

که نتیجه آن دستگیری به اتهام جاسوسی برای سرویسهای غربی و اقدام علیه امنیت ملی ،شکنجه و زندان برای فعالان محیط زیست بود از جمله افراد دانشمند و‌ موثر در این حوزه مرحوم  کاووس سید امامی بود ایشان یکی از سرشناس ترین فعالين محیط زیست بود که زیر شکنجه های روانی و جسمانی در زندان های مخوف اطلاعات سپاه (ساس) جانش را از دست داد اما بسیاری دیگر همچنان در زندان هستند و به حبس های طولانی مدت محکوم شده اند، 

طاهر قدیریان‌،‌ نیلوفر بیانی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، مراد طاهباز،‌ محسن مدنی، امیر حسین خالقی از جمله شناخته شده ترین فعالینی هستند که با اتهام واهی جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بیش از سه سال است که در زندان محبوس هستند، فقط  به جرم این که ‌که دوستدار طبیعت و حیات وحش بودند؟؟ برای اینکه سلامت و احیاء محیط زیست اولویت و دغدغه زندگی آنها بوده است؟؟؟

قابل ذکر است در جمهوری اسلامی هر گونه فعالیتی که در راستای خواسته های ملایان نباشد اقدام علیه امنیت ملی محسوب می شود.

با یک نگاه ساده می‌بینیم که: فعالین محیط زیست ،فعال دانشجویی ،کنشگران اجتماعی فعالین و وکلای حقوق بشری و‌ همه افراد موثر و پاک دست این جامعه به جرمهای جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی در زندان های طولانی مدت هستند، اما اختلاس گران و چپاولگران سرمایه های ایران آزادانه در ایران و ‌خارج از کشور در حال خوشگذرانی هستند چرا؟؟ 

چرا فردی که سالها برای زنده نگاه داشتن طبیعت و جلوگیری از تخریب آن تلاش کرده باید سالها‌‌ی جوانی را پشت میله های زندان بگذراند

چرا؟؟

موارد متعدد دیگری همچون ساخت و سازهای بی رویه در مناطق جنگلی یا ایجاد و ساخت سدهایی بدون هر گونه توجیه اقتصادی یا علمی بر روی رودخانه ها نیز از خسارات جبران ‌ناپذیری هست که توسط جمهوری اسلامی و سپاه (قرار گاه خاتم الانبیا) به طبیعت ایران ‌وارد شده. به عنوان مثال سد گتوند بر روی رود کارون که به زعم طراحانش با پشتوانه دو‌ دهه تحقیق انجام شده و‌ با احداث آن که در فاصله ۵ کیلومتری  یک معدن نمک است باعث شور شدن آب پایین دست سد و نابودی چند ده هکتار از نخلستانهای منطقه شده و چنان خسارتی به منابع آبی و زیستی منطقه وارد شده است که تا سالها جبران آن غیر ممکن است و کسی هم جرات اعتراض یا واکنشی را نداشت چون به اتهام های ذکر شده راهی زندان می شد. 

متأسفانه ما ملت ایران ۴۳ سال در یک رژیم استبدادی گرفتار شده ایم که اصولاً هیچ ارتباطی با ایران و ایرانی ندارد و هر قانون‌ و‌ تصمیمی که آنها اتخاذ و اجرا می کنند بلا استثنا ضد ایران و ایرانی ست.

پس به این ترتیب ما قانونی را سراغ نداریم که این بی خردان در طی این۴۳  سال گذشته تصویب کرده باشند که در راستای احیاء طبیعت پیرامون یا محیط زیست کشور باشد. 

با یک بررسی ساده به بودجه های سالهای اخیر کشور و‌ مثلا تفاوت بودجه تخصیصی به سازمان محیط زیست و حوزه های علمیه متوجه می‌شویم که این‌ حکومت دیکتاتوری مذهبی کوچکترین تعلق خاطری به طبیعت کشور ندارند و کاملا مشخص است که یکی از بی اهمیت ترین مسائل برای مسئولین فجایع زیست محیطی است که در کشور بوجود آمده ،در مقابل به هر اعتراضی که در این  مورد انجام شده ‌زندانهای بلند مدت همراه‌ با شکنجه در انتظار معترضین ‌است، اما نکته ای که قابل توجه است کمتر کسی از آن زندانها سالم بیرون آمده و در زندان به دلایلی مشکوک جان می سپارند. 

متاسفانه جمهوری اسلامی در هر زمینه ای که معترض داشته باشد شدیدا وحشیانه با آنها برخورد میکند. آخرین نمونه این کشتار به دلایل مختلف در سالهای اخیر، کشتار دهها نفر در اعتراضات سراوان با شلیک مستقیم به سر، کشته شدن پویا بختیاری در آبان۹۸، ترور وحشیانه مسعود مولوی (موسس کانال تلگرامی جعبه سیاه) در استانبول ترکیه با همکاری یک دیپلمات ربایش روح‌الله زم (موسس کانال آمد نیوز ) و اعدامش در تهران.

اینها فقط تعدادی از هزاران تروری هست که رسانه ای شده است و در دوره ای اتفاق افتاده است که به لطف اینترنت نمی شود آنها را پنهان کرد. آنچه مسلم است رهایی از چنگال این رژیم تروریست فقط از یک راه میسر می باشد و آن اتحاد یکپارچه و میلیونی مردم ایران است از نظر من هیچ راهکار دیگری پاسخگوی این  مطالبه همگانی نیست. 

به امید آزادی ایران و رهایی از حکومت ملایان

 

 

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»