بازنده ‌رینگ، باخته ‌شطرنج!

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

آنکه ورود به این مسابقه را تشویق میکند شطرنج باز ماهری است که شما را ساده و فاقد قدرت تحلیل موقعیت یافته است. می‌خورید: هم‌ مشت، هم ‌فریب!

 

جامعه نو

شورای سردبیری: یک مقام ارشد عراقی ،هفته گذشته با گردنی افراشته اعلام کرد عراق قسط دیگری از غرامت ۵۱/۵ میلیارددلاری عراق به کویت را پرداخته و فقط کمتر از دومیلیارد دلار از این غرامت بابت تهاجم ۱۹۹۱ صدام به کویت باقی مانده است… اما پرونده آن تهاجم با پرداخت غرامت بسته نمی‌شود. حداقل در حافظه ما ، آن ماجرا به عنوان یکی از بلاهت‌های درس‌آموز منطقه‌ای همیشه زنده خواهد ماند.

خلاصه داستانش این است که پس ‌از پایان جنگ‌ هشت ساله ایران و عراق که با کمک اعراب و از جمله کویت در مجموع با کامیابی روانی عراقی‌ها تمام شد، صدام به فکر گردن ‌کلفتی برای اعراب و باج گیری از آنها افتاد. گفته شده که در ملاقاتی با گلاسپی سفیر آمریکا در عراق ، صدام به طریقی حس کرد حرف علنی جورج بوش و جیمز بیکر وزیر خارجه آمریکا دایر بر اینکه آمریکا در اختلافات عراق و کویت بیطرف است، به معنی موافقت آمریکا با زورگیری صدام در کویت است. بهانه صدام خط ناعادلانه مرزی ، و لزوم بخشیدن وامهای کویت به عراق(چون از کویت در برابر ایران دفاع کرده!) بود. ارتشی را که با پول کویت و عربستان تجهیز کرده بود به کویت فرستاد و در چشم به هم زدنی کشور برادر عرب را اشغال کرد.

اما ورق برگشت: اعراب جلویش در آمدند، و معلوم شد آمریکاییها او را کیش داده‌اند تا بعدا در مقام نجات‌دهنده کویت ظاهر شوند. در آنچه به جنگ اول خلیج فارس موسوم شد، عراق و صدام را از موقعیت برتر به جایگاه شکننده‌ای بردند که دهه‌ای بعد با چیزی در حد تلنگر آن را از هم پاشیدند. مشت‌زن گردن کلفت اعراب را در شطرنجی حساب‌شده به گوشه رینگ کشیدند تا با ضربه ای برق‌آسا ناک‌اوتش کنند.

اما در این منطقه، فقط صدام نیست که باخته‌ی عرصه شطرنج و بازنده‌ی رینگ بوکس است. همین الان، حکومت اسلامی به عنوان متولی کشور ما، ایران را در دو عرصه شطرنج و رینگ بوکس به نوعی از هماوردی کشانده است که در همان الگوی پیش گفته می‌گنجد: حس کاذبی از زور بازو، و دعوی ساده دلانه ای از توان دیپلماتیک و قدرت‌ نرم… تصوری از خود با سیمای محمدعلی کلی و مغز چرچیل ! همه هزینه هایی که کشور در سالهای اخیر پرداخته از همین دو توهم حاصل آمده است.

در ایران رسم نیست درباره زور بازو و توان نظامی‌”نسبی” کشور سخن بگوییم چون این فشار روانی وجود دارد که انگار روحیه ملی را تضعیف می‌کنیم و دعاوی حکومت را درباره قدرت “مطلق” بازدارنده ‌کشور زیر علامت سوال می‌بریم. اما به هر حال نمی‌توانیم از این دفاع کنیم که قدرت نظامی و توان اقتصادی کشور نسبت به تعهداتی که برای آن می‌تراشیم کافی است.

واقعا نمی‌توان ادعا کرد کشوری که نمی‌تواند خرید و فروش بین المللی کند، به درامد ارزی خود دسترسی و متحد تمام قد قدرتمندی داشته باشد ، قادر نیست نقشه منطقه عوض کند، آمالش را در یمن پیش ببرد، در سوریه تصمیم گیرنده باشد، در عراق نفوذ داشته باشد، با ترکیه رقابت کند، در افغانستان بی‌تاثیر نباشد، با دعاوی خرده ‌کشورهای عرب برخورد کند، از پس توطئه‌های عربستان برآید، حرفش در لبنان پیش برود، و برای اسرائیل فاتحه‌ بخواند: اجرای مجموعه این دعاوی و وظایف ورود به رینگی است که در هر گوشه آن یکی ایستاده و از دوپینگ تسلیحاتی و دیپلماتیک هم برخوردار است !

آنکه ورود به این مسابقه را تشویق میکند شطرنج باز ماهری است که شما را ساده و فاقد قدرت تحلیل موقعیت یافته است. می‌خورید: هم‌ مشت، هم ‌فریب!

@jameeno

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»