باید اندیشید و به این پرسش پاسخ داد، که براستی چرا هیچ اعتراض خیابانی علیه تعیین دستمزد ناعادلانه به وجود نیامد؟
رضا شیرازی
برخی بیانیه صادر کردند و مسئله سه جانبه گرائی در جمهوری آخوندی را که نمایشی بیش نیست، تحلیل نمودند و از میزان و شدت فقر کارگران ایران سخن گفتند و اصرار کردند که روند اقتصادی باعث وخیم تر شدن زندگی میلیونها کارگر خواهد شد و در اصل تاکید نمودند که « چنین و چنان خواهد شد».
اما تجربه مبارزات جاری خود کارگران نشان داده است، هنگامیکه تجمع اعتراضی و یا اعتصاب شکل نگیرد، انتشار صرف بیانیه می تواند به دل مشغولی هم مبدل شود! بنابر این وظیفه تک و تک حامیان جنبش کارگری، محافل آنها، رهبران میدانی کارگران ایران و فرهیختگان و گروههای که در پی تقویت جنبش کارگری هستند، تاکید به عمل و پراتیک است. به نظر میرسد که در میان بخش های گوناگون روشنفکران و محافل سیاسی، مبارزه عملی و میدانی هم اکنون جایگاه در خور توجه ای ندارد. حال آنکه تجربه ثابت کرده است بدون مبارزات علنی، مدنی و پراتیک روشن و هدفمند، دشمن را نمی توان به عقب نشینی وادار کرد.
جمهوری اسلامی بیش از همه چیز، هم اکنون از فعالین اجتماعی ؛ مدنی و صنفی، فعالین حقوق بشر و محیط زیست، فعالین اقلیت های قومی و دینی و بازنشسته ها هراس دارد. اینان بی وقفه در ایجاد فضای اعتراضی موثرند. به همین علت به یک مرجع و رفرنس مبدل شده اند و اگر از کارزار نه به جمهوری اسلامی تمام قد حمایت کنند، خواهیم دید که جامعه یک گام به قیام عمومی نزدیک تر خواهد شد.
امروز با یکی از رهبران میدانی جنبش کارگری ایران گفتگو کردم. او می گفت تعیین دستمزد ناعادلانه در جمهوری اسلامی سالهاست که رواج دارد و ما کمتر شاهد بودیم که اعتراضی علیه آن به وقوع بپیوندد. براستی این ضعف را چگونه می توان توضیح داد و ریشه یابی کرد؟ آیا جمهوری اسلامی با تعیین دستمزد ناعادلانه که باعث تشدید فقر و گرسنگی بیشتر خواهد شد، در نظر دارد میلیون ها کارگر را به سکوت وا دارد؟!
به گمان من، جنبش کارگری ایران با فائق آمدن به مبارزات پراکنده خود، شاید قادر گردد علیه دستمزد ناعادلانه اعتراض نماید و یا، خشم فرو خفته کارگران، کارگر زاده ها، حاشیه نشینان و تهیدستان در قیام پیش رو فوران خواهد کرد و آن هنگام نه علیه دستمزد ناعادلانه، که علیه حاکمیت مافیایی روحانیت تبهکار، به همراه سایر اقشار زحمتکش جامعه، خیابان را تسخیر خواهند کرد و از فاز مبارزات صنفی به فاز مبارزه سیاسی گام خواهند نهاد.