شبکه سازی و آیندۀ ایران، محمود سریع القلم

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

تصمیم سازی نیازمند شبکه سازی است. تصمیم سازی­‌های مهم­‌تر، شبکه­‌های وسیع­‌تر و پیچیده‌­ترمی طلبد. بودنِ در شبکه ها حتی پی­‌آمدهای مثبتِ اخلاقی دارد زیرا افراد متوجه می­‌شوند از آن­‌ها باهوش‌­تر و مطلع‌­تر و دقیق­‌تر هم وجود دارد و از دایرۀ بسته‌­ی خودخواهی، خودمحوری، خود حق پنداری و خود بزرگ پنداری خارج می­‌شوند. وقتی دایرۀ معاشرت و شبکۀ تعامل محدود شد، هم اشتباه زیاد می شود و هم فکر و رفتار فسیل و مستهلک می شوند.

محمود سریع القلم
چرا روزنامۀ نیویورک تایمز بیش از ۱۳۰ میلیون نفر خواننده و ۵ میلیون نفر مشترک دارد؟
خبرنگارانی که برای نیویورک تایمز می‌نویسند «شبکۀ داخلی و جهانی» دارند. فقط این نیست که خبرنگاران نیویورک تایمز، اطلاعات دارند، کما اینکه بسیاری دیگر به آنها دسترسی دارند، بلکه به شبکه ای از افراد، مرتبط هستند که اطلاعات را تفسیر می کنند. یکبار یک خبرنگار نیویورک تایمز به این نویسنده گفت: به فاصلۀ ۴۸ ساعت وارد هر کشوری بشوم می توانم با ده نفر اول سیاسی و فکری آن کشور مصاحبه و ملاقات کنم. سپس جوهر این مصاحبه ها را استخراج می کنم و با داده ها مخلوط می کنم و ده ها میلیون نفر آن مطلب را می خوانند و در تصمیم گیری های خود استفاده می­‌کنند. بنابراین، خبرنگاری که شبکه ای ندارد و میان ذهن خود و برداشت خود با ده‌­ها ذهن دیگر ارتباط برقرار نمی­‌کند سخنانش در حد تحریریه باقی می ماند.
خبرنگاران را می توانیم به گروه‌­های دیگر تعمیم دهیم: کارآفرینان، سیاست­‌مداران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و گروه‌­های حرفه ای دیگر. اگر تولید کننده­‌ای با هم ­قطاران داخلی و خارجی خود تبادل اطلاعات و تحلیل نکند، طبعاً در محیطِ محدودتری تصمیم سازی خواهد کرد. اگر نویسنده و یک دانشگاهی صرفاً در خلوتِ ذهن خود، نظریه بنویسد بدون آنکه مَحّک بیرون از ذهن بخورد، در دایره ای با شعاع محدود قرار خواهد گرفت و کارآمدی نخواهد داشت. شعاعِ دایرۀ تعامل و معاشرت، سرنوشت افراد، بنگاه‌­ها، سیستم ها و حکومت ها را تعیین می کند. کسانی که کتاب­‌های جدید نمی­‌خوانند، سفر نمی­‌کنند، مشاهده نمی‌­کنند، دیالوگ ندارند و با طیفی از شبکه ها در تعامل نیستند، چگونه می توانند کارآفرینان، نویسندگان، سیاست‌­مداران و خبرنگاران نوآور و خلاقی باشند؟
دلیل شکستِ برجام این بوده و هست که کشور در شبکه نیست. برجام نتیجۀ تعجیل دو رییس جمهور بدون شبکه سازی بود. یک رییس جمهور آمریکا نمی تواند از معاهدۀ نفتا ( قرارداد تجاری آمریکا با کانادا و مکزیک) خارج شود چون ۸۹ نفر در سنای آمریکا آنرا تایید کرده اند.
چرا سنگاپور با جمعیتِ پنج ملیونی می تواند میلیاردها دلار سرمایه جذب کند چون در شبکه است. چرا کرۀ جنوبی ملیون ها دلار برای لابی خرج می کند چون می خواهد در شبکه باشد. چرا معمولا در اروپا، دانشجویان لیسانس، یک سال از چهار سال دوران تحصیل را در کشور دیگری درس می خوانند؟ چرا بنگاه­‌های اقتصادی دائماً افراد مختلف را به جلسات هیات مدیره و حتی کارمندان خود دعوت می کنند تا در «معرض» سخنان و تفاسیر جدید قرار گیرند؟ چرا یک استاد دانشگاه باید در یک شبکۀ جهانی باشد تا بتواند نوآور باشد؟ چرا یک نمایندۀ مجلس باید در طول یک روز با نمایندگان ده‌­ها کشور در تماس باشد تا در جریان تحولات منطقه ای و جهانی باشد؟
تصمیم سازی نیازمند شبکه سازی است. تصمیم سازی­‌های مهم­‌تر، شبکه­‌های وسیع­‌تر و پیچیده‌­تر می طلبد. بودنِ در شبکه ها حتی پی­‌آمدهای مثبتِ اخلاقی دارد زیرا افراد متوجه می­‌شوند از آن­‌ها باهوش‌­تر و مطلع‌­تر و دقیق­‌تر هم وجود دارد و از دایرۀ بسته‌­ی خودخواهی، خودمحوری، خود حق پنداری و خود بزرگ پنداری خارج می­‌شوند. وقتی دایرۀ معاشرت و شبکۀ تعامل محدود شد، هم اشتباه زیاد می شود و هم فکر و رفتار فسیل و مستهلک می شوند.
پی آمد های ایزوله بودن جامعه ما از جهان، خود را ۱۰-۵ سال آینده نشان خواهد داد. شبکه‌­های اجتماعی جایگزینی برای دیدن، شنیدن، صحبت کردن و شنیدنِ انتقاد نیستند. اگر اهمیتِ اقتصاد بین‌الملل را دقیق و از طریق تعامل و شبکه­‌های جهانی متوجه بودیم به احتمال زیاد در اقتصاد همسایۀ نزدیک خود در ۲۵۰ کیلومتری سرمایه­‌گذاری می کردیم تا اینکه وقت و منابع مالی مان را ۱۳۹۰۰ کیلومتر آن طرف دنیا با بولیوی، کوبا، و ونزوئلا، که سه کشور ورشکسته سیاسی و اقتصادی هستند و به فقر و فساد معروف هستند، صرف می کردیم. پرسش بنیادی این است که کدام پروسۀ فکری و تصمیم سازی و با اتکا به کدام Fact ها، زمینه سرمایه‌­گذاری و وقت گذاشتن و هزینه کردن برای این کشورهای آن سوی دنیا را فراهم شده است؟
تحقیقات می گویند برخی از علتها عبارت اند از: علاقه شدید به نمایش، دیده شدن، تایید شدن و قهرمان شدن؛ ترس، احساس نا امنی؛علاقه به مناسبات مرید و مرادی و تمایل شدید به کنترل و اطاعت دیگران. کانون این چهار نارسایی را شاید بتوان در «ضعف یا فقدان اعتماد به نفس» جستجو کرد. فرد، بنگاه، سیستم یا کشوری که اعتماد به نفس دارد به ندرت نیاز به نمایش، قهرمان شدن، کنترل دیگران و مرید جمع کردن دارد…

* تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»