۱- برای گفتن نه به جمهوری اسلامی بطور عملی
۲- برای پر کردن خندق دور نظام که وظیفه حفظ و استمرار نظام را برعهده دارد، یعنی حذف استمرارطلبان از قدرت
۳- برای نشان دادن به جهان که این نظام و مقاماتش انتخاب ایرانیان نیستند
۴- برای تن ندادن به بازی غیراخلاقی انتخاب بین بد و بدتر
۵- برای تضعیف اپولوجیستها که در غرب با دوگانه تندرو-میانهرو، جنایات نظام را توجیه میکنند
۶- برای یکدستسازی حاکمیت تا نظام (آقا) بین استحاله (کنارآمدن با غرب) و رویارویی(سقوط) یکی را انتخاب کند
۷- برای اینکه هر یک رای، فشنگی میشود در تفنگی که رایدهنده را نشانه گرفته است
۸- برای احترام به تمامی معترضانی که در این سالها، قربانی خشونت لجامگسیخته نظام ولایی و “دولت اعتدال” شدند بویژه جانباختگان دی۹۶ و آبان۹۸
میگویند برگزاری همزمان “انتخابات” شوراها با انتخابات ریاستجمهوری باعث افزایش میزان مشارکت میشود.
این ادعا غلط است و برای دستکاری میزان مشارکت در رایگیری۱۴۰۰ مطرح میشود.
طبق آمار رسمی، سال ۹۶، میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ۷۳٪ بوده و در انتخابات شوراها ۶۸٪. یعنی ۵٪ کمتر!
طبق آمار رسمی، سال ۹۲، میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری حدود ۷۲٪ بوده و در انتخابات شوراها ۶۲٪. یعنی ۱۰٪ کمتر!
یعنی کسانی در انتخابات شوراها رای میدهند که بخواهند در انتخابات ریاستجمهوری هم رای بدهند و نه برعکس.
میگویند در روستاها و شهرهای کوچک بخاطر رقابتهای محلی، درصد مشارکت بالاتر است؛ این گزاره مغلطه است چراکه مشارکت بالا در مناطقی با جمعیتهای کوچک، تاثیر قابل توجهی در میزان مشارکت کل نمیگذارد. یعنی اگر در یک روستای ۱۰ هزار نفره، فرض کنیم ۷۰ درصد هم شرکت کنند، نهایتا ۷ هزار نفر به کل میزان مشارکت اضافه میکنند. در نتیجه مشارکت بالاتر در مناطق روستایی، درصد مشارکت کل کشور را از ۲۵ درصد به ۵۰ درصد نمیرساند.
این اعداد را یادتان باشد که در بحثهای این روزها بکار میآید!