چین دینی و دین چینی، مهدی نساجی

راه توسعه ایران از بسط مردم سالاری و ایجاد آزادی های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی می گذرد.

 

مهدی نساجی

برخی طرفداران پیشرفت در ایران، مدل چینی توسعه را پیشنهاد می کنند. اینان معتقدند، اولویت ایران آزادی بیان و بسط دموکراسی و نهادینه کردن حقوق شهروندی و اموری از این قبیل نیست. بلکه ایران محتاج تولید
ثروت و توسعه اقتصادی است و لزوما توسعه کشور، از مسیر ناهموار مردم سالاری نمی گذرد.

نمونه اش کشور چین است که حکومتی مرکزی و اقتدار گرا دارد ولی شاخصه های رفاه و عدالت اقتصادی در آن هر روز بهبود پیدا می کنند. استدلال بر این است که مردم ایران نیز چندان درد آزادی و دموکراسی ندارند. فعلا درد، درد نان است و مدل چینی توسعه، مدلی زودبازده تر است.

به نظر می رسد مدل چینی توسعه در ایران قابل اجرا نیست. چون اگر ما به سمت مدل چینی اقتدار گرا برویم، به دلیل گرایش های دینی موجود در حکمرانان، به یک مدل چینی ناب نمى رسيم، بلکه مدل چینی ما دینی هم می شود. یعنی هم اقتدار گراست و هم دینی. طبیعتا دینی که بتواند با اقتدارگرایی چینی هماهنگ باشد، خودش یک دین اقتدار گراست، یعنی دینش هم چینی است. بنابراین مدل چین دینی، دین چینی هم می خواهد و این مدل یک مدل اقتدارگرای مضاعف است. چنین مدلی، یک مدل ناپایدار است.

به این دلیل ساده که در مدل چینی، ازادی های فردی و فرهنگی و اجتماعی انسان ها گرفته نمی شود، و مردم تنها آزادی سیاسی ندارند. اما در مدل چینی دینی، مردم نه آزادی سیاسی دارند ونه آزادی اجتماعی و نه آزادی فرهنگی. در این صورت حاکمیت با یک تنش مضاعف روبرو می شود و عقلانیت جمعی، نه تنها با حاکمیت همراهی نمی کند، بلکه ضد آن عمل می کند و این رابطه دولت و ملت را به بن بست و یک رابطه تخریب کننده دو سویه تبدیل می کند. بنابراین ما اگر می خواهیم مدل چینی را پی بگیریم، حداقل باید کاری به دین و آزادی های اجتماعی نداشته باشیم و این چیزی نیست که حاکمیت دینی بخواهد. خلاصه این که چین دینی نمی شود.

به گمان من راه توسعه ایران از بسط مردم سالاری و ایجاد آزادی های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی می گذرد. نگرانی از بی دینی مردم ایران هم وجود ندارد. خوشبختانه در ده سال گذشته، خوانش های روادار از دین که با مردم سالاری هماهنگ باشد، ایجاد شده است. یعنی می توان دین و دموکراسی را با یکدیگر ترکیب نمود و جامعه ای دینی داشت که در آن آزادی های سیاسی و اجتماعی محترم باشد.

بنابراین، اگر بسط مردم سالاری و نهادینه کردن حقوق و آزادی های مدنی، در اولویت باشد، ما، هم به رفاه اقتصادی می رسیم و هم می توانیم خوانشی از دین داشته باشیم که روادار است و می تواند باقی بماند.

خلاصه، دیندارانی که فکر می کنند، آزادی های مدنی و توسعه دموکراسی مضر برای دین است و مدل چینی، بهترین مدل برای مردم است، چون مردم را به آب و نان می رساند و دولت دینی را هم به مقصود خودش می رساند، باید به این نکته توجه کنند که چین، دینی نمی شود و دین هم چینی نمی شود. دین و دنیا هر دو در گروی بسط آزادی است و اگر معتقدیم که دین حرفی برای گفتن دارد، نباید از آزادی بترسیم. کسی که دستش پر است، از در معرض انتخاب بودن نمی هراسد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»