در یک چشم انداز بلند مدت ایران می تواند تا حد قابل قبولی به استقلال اقتصادی و متعاقب آن استقلال سیاسی برسد. (منظور از استقلال سیاسی بینیاز شدن حکومت از معاهده هایی مانند نمونه ۲۵ ساله چینی و….. وابستگی).
تمام کسانی که علیه دولت روحانی سخن پراکنی می کنند و ترویج می کنند که می شود یا ما می توانیم مسائل اقتصادی و معیشتی مردم را در کوتاه مدت حل و فصل کنیم یا ذهنشان از توزیع عدس و فوم و رفع گرسنگی مردم فراتر نمی رود و یا آگاهانه و به امید فراموش کاری مردم (آلزایمر ملی) در پایان دولت روحانی چنین دروغ هایی را سرهم می کنند.
گشایش و رونق اقتصادی بدون تعامل با جهان در کوتاه مدت شدنی نیست زیرا:
۱- اقتصاد ایران حکومتی و حکومت ایران نفتی یا وابسته به مشتقات آن است، با تحریم نفت اعتبار پول و حکومت در جهان بین الملل فورا و تواما ریزش می کند.
۲- در چشم انداز نزدیک هیچ کالا یا دانشی برای صادرات و ثروت سازی در ایران وجود ندارد که تحریم ها را جبران کند.
۳- تحریم ها ایران را از همه پیمانهای بزرگ و شرکتهای چند ملیتی حذف کرده اند.
۴- دوستان روسی و چینی ایران خود وابسته به دانش غرب اند و جز بلعیدن منابع ایرانی کاری نمی توانند بکنند.
۵- دوستان منطقه ای ایران کشورها یا دولتهای ملی و محبوب ملتها نیستند بلکه شبه نظامیان پرهزینه و دردسرسازی هستند که کارکرد مثبتی برای ایران ندارند.
۶- تحریم ها و عدم امنیت اقتصادی سرمایه گذاران داخلی را نیز فراری داده و می دهد ، حتی اختلاسگران درون حکومت نیز خود ترجیح می دهند طلاها و پولهای مسروقه را به ترکیه ، اروپا و کانادا و سایر کشورهای غربی انتقال داده و آنجا سرمایه گذاری می کنند.
۷- عجز ها و بیم های مختلف باعث می شود نتوانند با فساد ساختاری مبارزه کنند و معیشت مردم را بر منافع باند قدرت مقدم بدارند.
۸- اعتماد متقابل مردم و ساختار در سطحی نیست که کشور بتواند به شکل موثر بر حل مسائل تمرکز کند، شاید این مورد مهم ترین کاستی موجود در مسیر حل چالشهای بزرگ و ملی باشد.
با وجود موانع بالا دم زدن از گشایش امور در کوتاه مدت هیچ ارتباطی با حقیقت ندارد!