بیت خامنه ای بر سر دوراهی سرنوشت ساز، حامد هنرخواه

هر دو راه منجر به از دست رفتن قدرت از کف بیت خامنه ای خواهد شد ولی در راه اول اولا مدت بیشتری امکان بقای قدرت در دستان بیت خامنه ای هست و در این مدت امکان چاره اندیشی وجود دارد ولی در راه دوم عمر حکومت به عمر علی خامنه ای پیوند می خورد.

 

حامد هنرخواه

جمهوری اسلامی در کوتاه مدت یا میان مدت با دو بحران جدی مواجه است. اول بحران جانشینی رهبر جمهوری اسلامی و دوم بحران اقتصادی که جامعه را مستعد شورش های وسیع مردمی کرده است. اگر جمهوری اسلامی بدون حل نسبی بحران دوم (بهبود نسبی وضعیت اقتصادی جامعه) وارد پیچ خطرناک جانشینی رهبری شود خود را با این سناریوی بسیار محتمل روبرو می بیند که باقیمانده ضعیف طبقه متوسط بر سر تحمیل رهبر بعدی واکنش آزادی خواهانه از خود نشان دهد و نقش جرقه در انبار باروت طبقات فرودست را ایفا کند.

بی شک میزان رادیکالیسم جنبشی مردم ایران در زمانی که هنوز بحران اقتصادی حل نشده باشد برای هیچ کس قابل پیش بینی دقیق نیست ولی بنا بر دلایل متعددی به نظر می رسد پتانسیل بسیار بزرگی در جامعه ایران نهفته است. امکان آزادسازی بیشترین نیروی اجتماعی در اثر فقر و انباشت مطالبات آزادی خواهانه همزمان با نقطه اوج ضعف حکومت در زمان جانشینی خامنه ای از دید “عقلای نظام” پوشیده نیست؛ خصوصا اینکه حکومت تجربه جنبش مردمی در سال های ۹۶، ۹۷ و خصوصا ۹۸ را دارد که به سختی توانست آن را سرکوب کند.

جمهوری اسلامی مانند تمام نظام های اقتدارگرا نه تنها به توزیع رانت در میان “خودی ها” برای بقا و جلوگیری از فروپاشی و حفظ لایه های قدرت در اطراف رهبرش نیاز دارد بلکه بنابر آنچه گفته شد، در مقطع کنونی نیازمند بهبود نسبی وضع اقتصادی مردم برای گذر از پیچ خطرناک جانشینی رهبری است. این پایه و اساس از سرگیری مذاکرات هسته ای پیش روست که “عقلای نظام” را بسیج کرده تا با جهان غرب و عرب به سازش نسبی دست یابند.

آنچه مطلوب بیت (اعم از علی و مجتبی خامنه ای) است، پی گیری اهداف ایدئولوژیک در منطقه خاورمیانه با هدف بسط و تداوم قدرت است ولی تحریم ها کاری کرده که دیگر این هدف قابل پی گیری نیست حتی با “نرمش قهرمانانه” دوم! بر کمتر کسی پوشیده است که نظام اقتدارگرای حاکم بر ایران به “دشمن” به دیده نعمتی الهی می نگرد؛ چون اساسا تنش با جهان خارج از مرزها موجب تجمیع نیروهای سیاسی حول محور رهبری و عدم استقلال اقتصادی نیروهای سیاسی درون مرزها از رهبری می شود. توضیح اینکه، اگر “دشمن” نباشد، روابط آزاد اقتصادی با جهان اجتماعی غیر توتالیتر موجب تکثر قدرت اقتصادی (رشد بخش خصوصی) و تنوع آرای سیاسی در بخش خصوصی می شود و این مقدمه ایست بر شروع فروپاشی نظامی که بر محور فرد سازمان یافته است.

البته حفظ این شرایط (دشمن وحدت بخش) با توجه به وجود دو بحران مذکور که بقای حکومت را تهدید جدی می کند، دیگر مقدور نیست. به این صورت که از طرفی غربی ها تجربه رفتارهای پس از برجام جمهوری اسلامی را دارند و دیگر حاضر نیستند کمترین پولی را به جمهوری اسلامی بدون حساب و کتاب بدهند تا خرج اعمال تروریستی اش در منطقه خاورمیانه کند بنابراین پیوستن ایران به fatf می بایست یکی از خواسته های جدی طرف غربی در مذاکرات اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ باشد.

از طرف دیگر، در این میدان منازعه درهم و برهم شاهد بیرون آمدن فایل صوتی محمدجواد ظریف هستیم. ناگهان یک ماله کش جمهوری اسلامی به یک آدم شجاع تبدیل می شود که پرده از حقایق مگوی جمهوری اسلامی “برای حفظ در تاریخ شفاهی” برمی دارد! فایل منتشر می شود و سوال اساسی اینجاست که چه کسی یا جریانی از انتشارش سود می برد؟ برخورد جدی با ظریف نمی شود و مذاکرات به قوت پیشین به پیش می رود در حالیکه آقای خامنه ای می تواند ادامه این مذاکرات را به تیم وزارت خارجه در دولت بعدی بسپارد ولی کار با ظریف ادامه می یابد و زلزله سیاسی فایل ظریف به سرعت و بدون هیچ برخورد جدی با کسی پشت سر گذاشته می شود!

چه کسی یا جریانی از انتشار این فایل سود می برده است؟ مخالفان برجام در هر گوشه ای از جهان حتما از انتشار این فایل سود خوشحالند چون خواهند گفت که بازگشت به برجام تکرار تجربه خطای گذشته است و دریافت پول توسط جمهوری اسلامی باعث رادیکال تر شدن اقدامات ایدئولوژیک این رژیم اعم از هسته ای، موشکی و منطقه ای خواهد شد. به تعبیری روسیه هم از انتشار این فایل سود می برده است چون شکست مذاکرات اردیبهشت ۱۴۰۰ موجب خواهد شد که ایران مطابق میل روس ها به غرب نزدیک نشود. در این میان شاید به نظر عجیب برسد که بیت هم از انتشار این فایل سود می برد و چه بسا بیشترین سود را ببرد. در کمال تعجب می بینیم که هیچ یک از مخالفان برجام به هدفشان (شکست مذاکرات) نمی رسند و مذاکرات مطابق میل بیت و “عقلای نظام” تداوم می یابد.

اما سود بیت از انتشار این فایل چیست؟ کنترل سپاه قدس که خودسری می کند و با فعالیت های ایذایی مانع از به سرانجام رسیدن مذاکرات حیاتی میان ایران و غرب می شود. در واقع بیت در حال تلاش در جهت چیدن پر و بال سپاه قدس است که رویای رهبری آینده تحت فرمان سپاه را در سر می پروراند. در واقع مجتبی خامنه ای آینده اش را به شدت در خطر می بیند. چرا؟ تکرار کوتاه شدن دست فرزند ارشد رهبر پیشین (احمد خمینی) از قدرت، کابوس مجتبی خامنه ای است. جولان های خارج از کنترل سپاه قدس این واهمه را تشدید می کند و بنابراین بیت بر سر دو راهی قرار دارد:

۱. یا با تحمل هزینه هایی اقدام به پاکسازی سپاه قدس و جریانات درون بیتی کند که سودهای اقتصادی کلان از تداوم تحریم می برند تا بتواند به هدفش که همان بهبود وضع اقتصادی در سایه توافق محدود با غرب است دست یابد. در این شرایط بیت مجبور است لوایح fatf را بپذیرد چون همان طور که گفته شد غرب از تجربه برجام درس گرفته است و به راحتی پولی به جمهوری اسلامی نخواهد داد تا جمهوری اسلامی از مخمصه فعلی رهایی یابد.

۲. یا ساختار فعلی سپاه قدس را برای پی گیری اهداف ایدئولوژیک در منطقه خاورمیانه حفظ کند که در آن صورت به خاطر اقدامات ایذایی سپاه قدس در منطقه توافقی شکننده به دست می آید که نه مطلوب غرب است و نه به دلایلی که گفته شد، مطلوب بیت است.

راه اول منجر به برقراری روابط اقتصادی – هر چند محدود – خواهد شد که این روابط اقتصادی نمی تواند مانند چین در چهارچوب حزبی و به طور منظم با جهان خارج از مرزها کنترل شود تا بخش خصوصی مزاحم قدرت به وجود نیاید. به علاوه چون به تدریج روابط متعدد و متنوع اقتصادی ناگزیر خواهد بود، ساختار پیازی شکل جمهوری اسلامی که لایه های قدرت را به دور محور رهبری شکل داده و وابستگی اقتصادی “خودی ها” به محور (رهبر) در توزیع رانت باعث حفظ این ساختار و بقای قدرت رهبر شده است، به تدریج رو به اضمحلال خواهد رفت یا تضاد منافع اقتصادی پیش آمده در میان باندهای قدرتی که به تدریج هر یک به سمتی در خارج کشور متمایل شده اند موجب فروپاشی این حکومت خواهد شد. بنابراین اگر راه اول به جمهوری اسلامی تحمیل شود، هدف جو بایدن، باراک اوباما و اکثر اروپایی ها در عادی سازی روابطی که لاجرم به دگرگونی تدریجی در ساختار جمهوری اسلامی می شود، محقق خواهد شد. به تازگی عربستان هم به این گفتمان پیوسته و از تعمیق روابط اقتصادی حسنه با جمهوری اسلامی سخن به میان می آورد!

راه دوم منجر به تداوم وضع اقتصادی بد مردم و به احتمال قریب به یقین فروپاشی حکومت در هنگام جانشینی خواهد شد.

هر دو راه منجر به از دست رفتن قدرت از کف بیت خامنه ای خواهد شد ولی در راه اول اولا مدت بیشتری امکان بقای قدرت در دستان بیت خامنه ای هست و در این مدت امکان چاره اندیشی وجود دارد ولی در راه دوم عمر حکومت به عمر علی خامنه ای پیوند می خورد.

برخی بقای اقدامات ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در سایه قدرت چین و عدم وابستگی اقتصادی به غرب را راه سومی برای گریز بیت از خطر نابودی قدرت در نظر می گیرند که این ممکن نیست چون اگر جمهوری اسلامی کاملا از غرب مستقل شود و کاملا زیر سایه چین قرار گیرد، به حکومتی یاغی تر از این چیزی که هست بدل خواهد شد و مطمئنا غرب در دور کردن چین از ایران هژمونی اقتصادی دارد. این قرارداد ۲۵ ساله تنها نمایشی بچگانه برای غربی ها بود که به خیال خودشان باعث شوند غربی ها در بازگشت به برجام عجله کنند و امتیازات ویژه به ایران بدهند. اگر جمهوری اسلامی واقعا بی نیاز از غرب بود اصلا تن به مذاکرات اردیبهشت ۱۴۰۰ نمی داد چون بیت خامنه ای علی رغم شعارهایی که می دهد نیک می داند که در مذاکره بده و بستان وجود دارد و همان طور که گفته شد این بار جمهوری اسلامی مجبور به کوتاه آمدن از اقدامات منطقه ای و پذیرش fatf است.

همه شواهد حاکی از آن است که جمهوری اسلامی راه اول را در پیش گرفته و علی رغم مقاومت های سپاه قدس و کسانی که حتی در بیت نیز در بقای دشمنی منافع اقتصادی دارند، دو حالت برایش متصور است: یا می تواند مخالفت ها و کارشکنی ها را کنترل کند و یا کنترل مقدور نیست و پاکسازی درون بیت و سپاه لازم می شود که موجب تشدید جنگ قدرت در ساختار جمهوری اسلامی و احتمالا فروپاشی حکومت خواهد شد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»