قدرت نفی،‌ مرتضی ملک

امروز تلاش برای نزدیک شدن به خواست آزادی و گسترش فضای تنفسی با فعال کردن قلمرو عمومی و همدلی روی امر مشترک یعنی تحریم فعال بدست می‌آید.

مرتضی ملک

یک موضع روشن و هدف مند نسبت به « انتخابات » موضعی است که با یک استراتژی سیاسی پشتیانی شود. شرکت‌ در انتخابات همواره یک امر تاکتیکی است و هر تاکتیک باید منطق خود را در متن یک سیاست راهبردی توضیح دهد.

مساله شرکت در «انتخابات » در جمهوری اسلامی بطور مشخص از دوم خرداد ۷۶ به امر ی جدی تبدیل شد. از این تاریخ با پیدایش جریان اصلاح طلبی و شکافی بزرگ در بلوک قدرت، امکان تغییرات معنا داری در افق جامعه پیدا شد. از خرداد ۷۶ عرصه سیاست در ایران، شکل تازه‌ای بخود گرفت. به این شرح که آرمان یک رفورم بزرگ به موضوع عملی و بلاواسطه سیاست مبدل شد. بطور مشخص احتمال تغییر مناسبات قدرت میان جامعه با سیستم حاکم در شکل یک امکان واقعی تظاهر کرد. یک انگیزه توده ای برای تحقق این امکان به برآمد یک جنبش اجتماعی _ انتخاباتی منجر شد.

جریان اصلاح طلبی که خود محصول چنین تقابلی بود در نقش میانجی این چالش ظاهر شد . مردم با استفاده از این میانجی می کوشیدند مرزهای آزادی و کنش گری خود را گسترش بدهند. و متقابلاً دستگاه حاکم با مهار و مدیریت این میانجی، نقشه تجدید قوا و بازسازی خود را پی گرفت. بر بستر چنین تقابل. و بهره گیری از عامل میانجیگر بود که پدیده انتخابات، هر بار، در نقطه حاد آنتاگونیستی خود به شکل یک جنبش اجتماعی _ انتخاباتی تظاهر می‌کرد.‌ بنابراین تعیین اهمیت و نقش انتخابات همواره با تعریف موقعیت مشخص عامل میانجیگر گره خورده است. این صورت مساله در بیست و پنج سال گذشته تکرار شده است: آبا کارکرد این میانجی امکانی در اختیار جنبش می نهد که ارزش ریسک و ورود به این بازی را داشته باشد؟ کارنامه این دوران بیست و چند ساله را باید در وقت دیگری بررسی کرد . اما یک نتیجه شاخص این بررسی در تجربه دولت روحانی زیر سوال رفتن همین صورت مساله است.

دولت روحانی با زیر پا نهادن شعار اصلاحات و شرکت مستقیم در سرکوب جنبش مردمی دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ پایان نقش میانجیگر ی را اعلام کرد. این پایانی عبرت انگیز برای جریان اصلاح طلبی بود ؛ استحاله از واسطه گری ‌‌ به سرکوبگری . این استحاله بواقع به معنای تهی شدن کامل محتوای انتخابات نیز بود . دولت روحانی با از دست دادن نقش واسطگی و ادغام در ساختار قدر ت ، به یک حایل میان مردم و نظام و به سطح یک کیسه بوکس باندهای درون حاکمیت سقوط کرد.‌‌‌‌‌

این دسته ها تضادهای میان خود را با حمله به دولت روحانی مدیریت می‌کنند و بخشآ با کانالیزه کردن اعتراضات مردم علیه دولت روحانی ، خود را از تیر رس اعتراضات مردمی دور نگاه می‌دارند. به این ترتیب کارکرد دولت عملا از تسری تضادها به راس قدرت جلو گیری می کند . با وجود دولتهای حایلی چون روحانی آن مکانیسم تصفیه و تجزیه ذاتی درون نظام از سطح معینی فراتر نمی رود . با حذف این واسطه ان مکانیسم بی گمان شدت خواهد گرفت و هسته اصلی قدرت را درگیر خواهد کرد . این اتفاق یک نیاز و یک پیش شرط اعتلای مبارزات مردم است، زیرا مطمئن ترین و منسجم ترین نیروهای مقاومت نظام در این نهادها لانه دارند.

بایکوت انتخابات در شرایط کنونی یک عامل موثر فشار از سوی جامعه در جهت تشدید پروسه تجزیه درونی آپارات قدرت است. برای خنثی کردن چنین فشاری است که نظام علاقه ویژه ای جهت بالا بردن سطح مشارکت مردم در انتخابات دارد. انتخابات ابزاری است در خدمت انسجام درونی حکومت و تداوم این بازی بازدارنده. در خدمت وابسته کردن افراد به سیستم و منفعل کردن گفتار مخالفان در برابر نظام.

نقطه چرخش رفتار انتخاباتی درست بر سر همین تقابل و دو علاقه متضاد است. جامعه در نقطه چرخش از سیاست متکی بر میانجیگری بر سیاست تمایز گذاری ایستاده است. حالا ذهنیت اعتراضی جامعه بر جدا سازی تاکید دارد و نه ادغام . تمایز گذاری بر مبنای یک انتخاب آگاهانه ؛ یعنی صیانت از رای شهروندی به عنوان یک ابزار فشار و اعلام اعتراض مدنی. جامعه آماده شکل دادن به یک تفاهم عمومی به پشتیبانی از تحریم است. تحریم به مثابه گفتار اعتراض. گفتار تمایز . اعلام ورشکستگی مشروعیت نظام. تحریم یک موضع پاسیفیستی نیست ، هویت یافتن رای امتناع با وجود عمومیت یافتن و دموکراتیک شدن رسانه ها در زمان ما یک امر ممکن است. نهاد رسانه سالهاست از انحصار دولتها خارج شده است. شهروندان قدرت خود را از طریق شبکه های اجتماعی به صحنه واقعی انتقال می دهند. این عرصه در شرایط ما مهمترین کانال ایجاد تفاهم شهروندی در قلمرو عمومی است .

امروز تلاش برای نزدیک شدن به خواست آزادی و گسترش فضای تنفسی با فعال کردن قلمرو عمومی و همدلی روی امر مشترک یعنی تحریم فعال بدست میآید . کنشگری حول شعار تحریم به همگرایی و تعامل اجتماعی میان گروها و بازیگران سیاسی مختلف کمک خواهد کرد. کارآیی این تاکتیک برای انباشت نیروی اپوزسیونی و ایراد فشار بر دستگاه حاکم به مراتب موثر تر از بازی در حاشیه تحت کنترل قدرت حاکم است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»