پروسه استقلال جوان‌ها از پدر و مادرشان یک نشانه مهم سلامت جامعه است، مهرنوش موسوی

پروسه استقلال جوان‌ها از پدر و مادرشان یک نشانه مهم سلامت جامعه است که پیش شرط‌های مهم‌تری هم دارد. اول از همه بزرگ‌ترین و قوی‌ترین پیش شرطش مالی است. این‌جا در آلمان بچه‌ایی که از خانواده جدا می‌شود و روی پای خودش می‌ایستد اول باید جواب بدهد اجاره همان اتاق دانشجویی را از کجا می‌خواهد بیاورد؟ خرج خورد و خوراک را از کجا تامین می‌کند؟ جامعه هر چه پیشرفته‌تر باشه، هر چقدر مدرن‌تر باشد، حقوق مدنی افراد به کرسی نشسته باشد، به همان قسم وظیفه روی دوش دولت گذاشته تا به جوان‌ها کمک کند آخرین قدم را هم بردارند، بند ناف را ببرند، مستقل شده روی پای خودشان بایستند. در هر جامعه‌ایی دولت سهم بیشتری ایفا کرد آن جامعه متمدن است. هر جامعه‌ایی ناتوانی خودش را با اخلاقیات و سنت و دین پوشاند، عقب مانده است.

به‌طور مثال این‌جا اگر جوانی بخواهد درس بخواند، هم امکان بورسیه گرفتن دارد، هم امکان کمک‌هایی که دولت سوبسید می‌کند، به نحویی که بعد ار اتمام در شما٬ درصدی را ماهایانه و کم کم برمی‌گردانی. بگذریم که تحصیل و دانشگاه را مجانی کردند. اگر هم حقوق پدر و مادر خوب باشد که خب پدر و مادر خرج را پرداخت کنند، باز هم به امان خدا رها نمی‌شوند. کمک دولت و به علاوه پس گرفتن بخشی از این پرداختی از اداره مالیات وجود دارد. تازه هنوز جامعه به‌حق اعتراض دارد که تامین کل این پروسه بایستی به عهده دولت باشد.
اگر کسی نخواهد درس بخواند، صد تا راه دیگر هست، اینکه دوره ببیند، کار بکند و تامین باشد. به نظر من علت کمک دولت و نهادهای اقتصادی و اجتماعی‌اش به پروسه کندن جوانان از خانواده و به فرجام رساندن پروسه استقلال، فقط حقوق مدنی افراد نیست. سرمایه‌داری پیشرفته این کشورها نشسته فکر کرده که تامین این پروسه به نفع سود خود اون‌ها هم هست. چون استقلال افراد باراوری کار، موبیلیتی، قدرت اراده و تصمیم گیری و کیفیت مدیریت سیستم را بالا می‌برد. ادمی که از خانواده قدیمی می‌کند یاد می‌گیرد با خودش زندگی کند. خودش را راه ببرد. قدرت بیشتری دارد کار کند. فردیت در نظام‌های پیشرفته فقط از نگاه حقوق بشری نیست، یک اصل اقتصاد سیاسی است. برای همین زندگی قبیله‌ایی مانع پیشرفت فرد است. لذا کنار زده شده است. آن‌قدر سیستم به فرد امنیت اقتصادی و اجتماعی داده است که او بتواند روی پای خودش بایستد تا که این، پیش شرط جذب فرد به جامعه و بازار کار باشد.

الان یکی از نمادهای فروریختن اقتصاد ایران وضع دلار نیست. زباله‌گردی هم نیست. ایران به اندازه صد سال از اقتصاد جهان عقب مانده چرا که نسل جوانش پروسه استقلال فردی را به فرجام نرسانده است. شما هر خانواده‌ایی را نگاه می‌کنید پروسه استقلال جوان‌ها عقیم مانده. همه دارند گوشه خانه پدری زندگی می‌کنند. آن‌قدر بیرون نرفتند. آن‌قدر بازار کار قدرت جذب‌شان را نداشته، آن‌قدر وابسته شدند که رویاهایشان آب رفته، پس رفت کرده، شده اندازه نسل قبلی که باهاش زندگی می‌کنند. این فاجعه است. این پروسه چون عقیم مانده، چون نظام سیاسی کشور قادر نیست جامعه را روی مدل قرن ۲۱ بچرخاند، باعث شده خانواده ایرانی ناامن‌ترین جای این مملکت برای افراد باشد. به اعتقاد من اقتصاد ایران نه در بازار بورس، نه در پای میز مذاکره برای رفع تحریم‌ها، که در وسط خانواده ایرانی فروپاشیده است. علتش هم عقیم ماندن پروسه سالم و انسانی کندن بچه‌ها از خانواده‌ها است. هیچ کسی نرفته سراغ زندگی خودش. چون سازمان دادن زندگی بر پایه کار و تامین معیشت و رفاه است.