تناقض تاجزاده: از رویا تا وهم، مجتبی نجفی

تاجزاده از رویا حرف می زند در حالی که قدرت بسیج کنندگی رویا تا زمانی است که به دستاورهای ملموس منتهی شود و الا می شود وهم.

مجتبی نجفی

مصطفی تاجزاده قابل احترام است چون تلاش کرده به دور از تقلیل گرایی حرکت کند و با مخاطبش حرف بزند. انتقال پیام در دورانی که هنوز بسیاری به منبرهای یطرفه علاقه دارند به معنای تلاش برای به روز شدن است.

اما او سرگردان میان راهی است که انتخاب کرده. گفتگویش با مخاطبان چند هزاری اش اگر چه خسته کننده شد اما احتمالا باید برای او مشخص شده باشد که جنس پرسشها از جنس راهبرد است نه توصیف وضعیت ممکن و بیان مطالبات. عنوان “چه باید کرد” برای این دیدار کلاب هاوسی همان سوالی بود که نشان داد مخاطب را تبیین صرف راضی نمی کند، او دورنمای کُنش می خواهد.

تاجزاده در حرکت انتخاباتی اش چند نقطه قوت را از خود نشان داد و چند نقطه ضعف را. اول اینکه نشان داد می خواهد در عرصه بماند، با تقلیل گرایان مرزبندی هویتی و با جنبش سبزی ها نزدیکی هویتی داشته باشد. ایران را مهم تر از جمهوری اسلامی خواند. اما این همه ماجرا نیست. او تناقض نظری را در باب رویکردش به جامعه مدنی نشان داد. به درستی بر اهمیت گفتگو ها و شبکه های غیر رسمی در فضای آنلاین تاکید کرد و به درستی گفت نباید خسته شد اما به اشتباه همه بار فرآیند دموکراتیزاسیون را بر دوش شکل گیری بحث های عمومی در شبکه های اجتماعی انداخت. این خطایی است برای کسانی که همه این بار را برگرده خیابان می نهند، یا خطای آنها که گمان می کنند حکمرانی مطلوب در یک نظام به شدت استبدادی تنها از طریق صندوق رای، گفتگو و صبر ایوبی میسر است. همه این نگاهها از ضعف تک عاملی بودن یک فرآینده پیچیده حکایت می کنند.

این ضعف متوجه تاجزاده هم هست جایی که خیابان را به عنوان یکی از اصلی ترین نمودهای عرصه عمومی که در اصل بیست و هفت قانون اساسی هم بر آن تاکید شده حذف میکند.

او معتقد است در نظام بسته شهروندانی که به خیابان می آیند سرکوب می شوند و هزینه آن بسیار بیشتر از فایده اش است.اشتباه تاجزاده این است که گمان می کند مردم با فراخوان این و آن به خیابان می آیند در حالی که حضور خیابانی در یک نظام استبدادی محصول شرایط خاصی است ، تجویزی و دستوری نیست. برای همین بسیاری سیاسیون از اجتماع میلیونی در بیست و پنج خرداد هشتاد و هشت مبهوت و بسیاری هنوز درباره چرایی حضور معترضان در دی نود و شش و آبان نود و هشت پژوهش میکنند.

تاجزاده اینجای کار میلنگد. چرا که به عنوان یک نیروی سیاسی هیچ برنامه ای برای فراتر رفتن از گفتگو و بحث های عمومی در شبکه های اجتماعی ندارد. نیروی سیاسی موثر باید برای سه گانه شبکه های اجتماعی، انتخابات و خیابان برنامه داشته باشد و به جای مترادف کردن خیابان و خشونت در وهله نخست به این فکر کند چگونه می توان هزینه خیابان را برای شهروندان خشمگین و تحقیر شده کم و چگونه این حضور را در قالب مطالبه ای سیاسی بر میز مذاکره با حاکمیت اقتدارگرا نهاد.

تحقق این مهم به شخص وابسته نیست. در دوران حصر رهبران، نیازمند جبهه ای از معتقدان به تمامیت ارضی، تکثر جامعه ایرانی و رویکردهای مسالمت آمیز است که واسط بین مطالبات مدنی مردم معترض و حاکمیت شوند. تاجزاده هیچ ایده و برنامه ای برای این موضوع ندارد در نتیجه مساله را ساده و تک بعدی می بیند.

هنر موسوی-کروبی این بود که به صندوق رای اکتفا نکردند، با شهروندانی که به خیابان آمده بودند همدلی و همراهی کردند. حضور آنها از خشونت علیه معترضان کاست و چندین ماه متوالی یکی از قدرتمندترین سیستم های امنیتی را تحت فشار قرار داد. در غیاب رهبری، حرکت های اعتراضی می توانند به صورت خونین تر سرکوب شوند.

حضور خیابانی در امتداد ناکامی صندوق رای ، گفتگو و رایزنی است و میتواند در راه تقویتشان باشد. حذف آن نه ممکن است نه مفید،این همان نکته ای است که تاجزاده به آن بی توجه است.

تاجزاده می خواهد بار بیش از حد بر شبکه های اجتماعی بیاندازد، شکل گیری بحث های عمومی،طرح مطالبات مدنی و رواج گفتگو برای رسیدن به هدف است نه خود هدف.شرط لازم است نه کافی. اگر ظرفیت گفتگوها تمام شود و سیاست استبدادی فربه تر شود با اعتبارزدایی از کلمه مواجه هستیم که می تواند خود به فضای یاس دامن بزند. همه اینها باید برای تاثیر بر مناسبات قدرت باشد.

استبداد سازمان یافته و نهادی در ایران که قائل به گفتگو با شهروندان که چه عرض کنم حتی با وفادارنش نیست اینگونه نیست صرفا با خواهش و بحث عمومی تمکین به آزادی کند، فشار و زور اجتماعی نیاز است همان مولفه ای که تاجزاده برای دهه آینده ایران که زیر عنوان ” بحران جانشینی ” پر تلاطم خواهد بود با مترادف کردن خیابان و خشونت به جای تاکید بر اصل بیست و هفت قانون اساسی و تکیه بر فهم مدنی شهروندان ایران نادیده انگاشته.

تاجزاده از رویا حرف می زند در حالی که قدرت بسیج کنندگی رویا تا زمانی است که به دستاورهای ملموس منتهی شود و الا می شود وهم.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»