برزخ خاتمی، فرهاد قنبری

آقای خاتمی در روزهای پایانی احتمالا اگر اقبال و شانسی برای مهرعلیزاده-همتی قائل باشد به صورت آشکار از یکی از آنها حمایت کرده و سعی در برقراری ائتلاف میان آنها خواهد داشت.

 

فرهاد قنبری

شورای نگهبان دو کاندیدا منتسب به جریان اصلاحاتی را تایید صلاحیت کرد که در عمل با کمترین شانس و اقبال حمایت از سوی این جبهه مواجه هستند. آقایان همتی و مهرعلیزاده در لیست چهارده نفره نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان حضور نداشتند و احتمالا عامل اصلی همین تایید صلاحیت آنها هم همین مسئله بوده است.

شورای نگهبان با این عمل، هوشمندانه توپ را به زمین اصلاح طلبان و شخص آقای خاتمی انداخت. این شورا نه به طور کامل دست رد به سینه اصلاح طلبان زد و نه کاندیدی که اندک امکان ایجاد موج و اجماع وجود داشت را تایید کرد. آنها حالا خیالشان آسوده است که خاتمی هیچ میدانی برای بازی با این توپ ندارد و با هر حرکتی مات خواهد شد و جناح مقابل به خواسته دلخواهش خواهد رسید.

حال با وضعیت پیش آمده آقای خاتمی در جایگاه رهبر معنوی اصلاحات در شرایط برزخی به سر می برد. ایشان از یک سو هر ۹ کاندیدای معرفی شده جبهه اصلاحات را رد صلاحیت شده می بیند و از سوی دیگر محسن مهرعلیزاده و عبدالرضا همتی تایید صلاحیت شده را دارد که چشم امید به حمایت او و بهزاد نبوی و سایر چهره های شاخص جریان اصلاحات دارند.
خاتمی در این شرایط چند رویکرد می تواند اتخاذ کند که انتخاب هیچکدام آسان نبوده و انتقاداتی را متوجه ایشان خواهد کرد.

اول آنکه خاتمی به مانند به مانند برخی از احزاب اصلاح طلب اعلام نماید که اصلاحات هیچ کاندیدایی در انتخابات ندارد و دست رد به سینه همتی و مهرعلیزاده بزند. هر چند این رویکرد مورد درخواست بخش بزرگی از بدنه جریان اصلاحات است اما موضع چندان آسانی برای خاتمی [که همیشه رویکرد مصلحت گرایانه و محافظه کارانه ای دارد] نخواهد بود. خاتمی می داند که با اتخاذ این رویکرد هم دست جریان رقیب را برای انتقادات بیشتر باز خواهد گذاشت و هم در طولانی مدت حذف کامل جریان اصلاحات از قدرت را رقم خواهد زد.

رویکرد دوم این است که خاتمی به مانند انتخابات سال ۹۲ و ۹۶ که برای روحانی تکرار کرد، اینبار هم تلاش خود را برای اجماع مهرعلیزاده-همتی به کار گیرد و تمام قد در حمایت از او وارد میدان شود. البته خاتمی به خوبی می داند که این رویکرد نیز باعث انتقادات شدید بخش بزرگی از بدنه اصلاح طلب و تحول خواه خواهد شد و به احتمال بسیار «تکرار» او نیز دردی را دوا نخواهد کرد و باعث کم اعتبار شدن رهبری معنوی خود بر جریان اصلاحات خواهد شد.

رویکرد سوم اینکه خاتمی هیچ موضع مشخص و علنی در مورد انتخابات نداشته و نه از همتی-مهرعلیزاده حمایت آشکار و علنی انجام دهد و نه بیانیه ای مبنی بر نداشتن کاندیدا صادر نماید. خاتمی در این شرایط به حمایت غیرآشکار از دو کاندید منتسب به اصلاح طلبی بپردازد و به سایر جریان های اصلاح طلب توصیه خواهد نماید که دست از تخریب آنها بردارند و حتی به صورت ضمنی از آنها حمایت نمایند.

در هر صورت آنچه مشخص است خاتمی تا هفته آخر منتهی به انتخابات اگر چه در خفا اصلاح طلبان را به کنشگری فعال دعوت خواهد نمود اما به صورت رسمی و علنی سکوت اختیار کرده و سعی در ارزیابی شرایط خواهد داشت. آقای خاتمی در روزهای پایانی احتمالا اگر اقبال و شانسی برای مهرعلیزاده-همتی قائل باشد به صورت آشکار از یکی از آنها حمایت کرده و سعی در برقراری ائتلاف میان آنها خواهد داشت و اگر هم چنین احتمالی ممکن نباشد با سکوت و رای بی سروصدا در حوزه انتخاباتی دماوندی، رودهنی از این شرایط گذر خواهد کرد. انتخابی که در عمل هیچ بخش از جریانات اصلاح طلبی را راضی نکرده و انتقادات بیشتری را روانه ایشان خواهد کرد…

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»