انتخاب، حق است یا تکلیف؟ اکبر دانش سرارودی

پاسخ کسانی که با خرج از کیسهٔ دین، «به دروغ» رأی دادن را واجب شرعی میدانند و بعضاً عدم شرکت در انتخابات را گناه کبیره، کافرشدن و امثالم میشمارند.

 

اکبر دانش سرارودی

«انتخابات» نماد دموکراسی و «حاکمیّت ارادهٔ مردم» در ادارهٔ امور کشور است و «حقیقت انتخابات» چیزی جز شنیده شدن «صدای گرایش ملت» نیست.

لذا اگر بنا بر شنیده نشدن رأی و نظر مردم در انجام تغییراتِ وعده داده شده است! پس انتخابات، نه نماد ارادهٔ مردم جهت انجام تغییرات مورد نظر، که فریب و دروغی خوش استیل و متمدّنانه در ساحت ادبیات سیاسی جامعه است تا تحت لوای دموکراسی و حقِ رأی، راه خویش را بروند و جای پای نحس شان را محکمتر نمایند!

از یکطرف گفته میشود «حقِّ انتخاب»! «حقْ» امتیاز و بهره ای است که چه بصورت خدادادی به هر یک از مخلوقات داده شده و چه حقی است که ذیل یک قرارداد اجتماعی بعنوان بهره‌ای برابر به تمام شهروندان تعلق گرفته است. مثل «حقوق شهروندی» یا حق الزحمه ای که در مقابل انجام کاری به فاعلش داده میشود.

پس «حق» یک پاداش، اُجرت و عطیّه ای است که متعلق به صاحب حق است و اَحدی حق گرفتن و مضایقهٔ آن را ندارد و هرگونه مانعی در راه رسیدن به این حق، چه در وجه شکلی آن و چه در بُعد محتوایی و معنوی آن ظلمی آشکار محسوب میشود.

امّا اینکه این فرد بخواهد از این حقِ مسلّم استفاده کند یا نه! باز هم حق دیگری است که جزء حقوق اختیاری او قرار گرفته تا متناسب با خواست و اراده اش در تصاحب و إعمال آن حق، ورود یا چشم‌پوشی نماید!

پس اگر سخن از انتخابات میشود؛ اولاً باید توجه داشته باشیم که این «حق» یکی از «حقوق شهروندی» ماست تا اگر جمعبندی مان این شد که إعمال این حق، حالمان را بهتر و امورمان را به سامان می نماید از آن بهره گیریم.

و اگر تشخیص مان این بود که انتخابات تنها؛ «ابزاری» برای نمایش دموکراسی و امکانی برای مصادرهٔ حضورمان جهت تحکیم قدرت قاهرهٔ غیرپاسخگویی است که میتواند منجر به تعمیق همان سیاست‌گذاری‌های نادرستی شود که حالمان را بد و شرایط‌مان را وخیم تر نماید

لذا حقِ اختیارِ استفاده از این حق میگوید؛ اولاً اگر قرار است نظرمان شنیده و دیده نشود و «مصادرهٔ آن» قوّت جان کسانی شود که حالمان را بدتر می‌کنند «این رأی و حضور» در حقیقت رأی به بیچارگی بیشتر خودمان است و حرام می باشد! ثانیاً وقتی سخن از تکلیف میشود «تکلیف» یعنی به زحمت افتادن، وظیفه پیدا کردن و موظف شدن به انجام کاری.

تکلیف از تکلّف می آید و فرد را ملزم به انجام کاری میکند مثل وقتی که من مزد میگیرم تا در کنار دست بنّا در ساختمانی کار کنم هرچند این کار زحمت دارد اما تکلیفی است که در قبال دریافت مزد پذیرفته ام. و تکلیف دقیقاً در مقابل «حقی» است که بعنوان «نصیب و بهره» در عطای پاداش الهی یا انسانی تعلق گرفته است.

و زمانی که گفته میشود «شرکت در انتخابات یک تکلیف است» هم موضوع پارادوکسیکالی را مطرح کرده‌ایم که خنثی‌کنندهٔ بار معنایی یکدیگرند. و هم پافشاری بر این تکلیف، یعنی «سلب حقِ اختیار و آزادیِ عمل» جهت إعمال اراده ای که متناسب با صلاحدید «شرکت یا عدم شرکت» در انتخابات بعنوان یک حقِ طبیعی در اختیار من قرار گرفته است.

پس وقتی قرار است ارباب قدرت تحت عنوان «نظارت استصوابی» خود را قیّم و سرور من بدانند و از بین تمام داوطلبانِ آن خدمت، فقط کسانی را قبول کنند که سرسپردهٔ آنانند، نه متعهد به مردم! و بعد بگویند مکلّفی فقط از بین آنهایی که ما می پسندیم یکی را انتخاب کنی! و زمانی که انتخاب کردیم! باز سعی کنند ناکامی سیاستگذاری های غلط شان را بر سر او آوار نموده و تمام بدبختی‌های حاصله را به گردن آن مجری نگون‌بختِ بی اختیار مثلاً انتخابی مردمی بیندازند که در حقیقت یکی از منتخبان حاکمیت را برگزیده! دیگر نمیدانم کجای این قصه نامش انتخاب و اِعمال حق انتخابات است؟

ظاهراً ما که هرکس را انتخاب کرده ایم هم بد بوده! هم ناکارآمد و هم…… پس یا باید سازوکارهای ساختاری مان را تجدید نظر کنیم! یا بگوئیم اگر قرار است فقط کاسه کوزه ها بر سر مردم شکسته شود همان بهتر که هر مجری مطیع و مناسبی را می پسندید بگمارید و در مقابل مسئولیت هایتان پاسخگوی مردمی باشید که روز به روز حالشان بدتر شده است.

لذا قاطعانه میگویم در «قاموس شرع» چیزی بنام «تکلیف شرعی» جهت شرکت در انتخابات نداریم و این «حقی» است که طبق نظر شرع، «مخیّر» به استفادهٔ متعقلانه از آنیم نه «موظف» به انجام آن!

ایکاش متولیان امور، بجای «خرج از کیسهٔ دین» برای ترغیب مردم جهت شرکت در انتخابات، سیاستگذاریها و نحوهٔ مدیریت شان را چنان اصلاح میکردند که همگان راغب به شرکت در انتخابات شده و آنرا واقعاً مفید بحالشان بدانند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»