راندِ دوم مناظره، موسوی

فرمت برگزاری مناظره و استبدادِ رای صدا و سیما در برگزاری وفقِ سلیقهٔ خودش، استقبال از آنرا طاقت فرسا کرده است. ببینده به خوبی اشعار دارد که این مناظره می توانست با وجود غول های سپهر سیاسی و سیاستمداران دنیادیدهٔ استخوان دار برگزار شود اما چینش زمان و سؤالات پراکنده از پرمحتوایی آن کاسته است. همان چیزی که از آن به «خالص سازی» تعبیر کرده اند، نمودش در این مناظرات هویدا می باشد. مصداق تمثیل«سالی که نکوست از بهارش پیداست».

کاندیدا در دور دوم نیز فراتر از انتظارات ضعیف ظاهر شدند، هر چند نسبتش از نامزدی به نامزد دیگر متغیر بود. همان فضای خشک و تصنعیِ دور قبلی حاکم بود. دریغ از پیدا بودن رگه ای از لبخند در چهره های آشفتهٔ نامزدها. آنها خود بهتر از هر کسی از ظرفیت هایشان در بهبودی شرایط اطمینان داشتند، از این رو کمتر توان چیرگی بر اعصاب و روان خود را داشتند.

همچنان از عهدهٔ برقراری ارتباط معناداری با مخاطبین عاجز بوده اند. گفته ها قادر نبودند پیام‌هایی فراتر از ماهیتِ شعارگونگی انتقال بدهند. زمان محدود هم به منعقد نشدن کلام و انقطاع آن کمک زیادی می کرد. کسالت مناظره تا حدود زیادی از مکانیزم کنترلی آن تاثیرپذیر بود.

آویختنِ آماتورِ نامزدها به پارامترهای قومیت گرایی نشانگر نوعی بازگشت به منشِ ملوک الطوایفی دوران قجری بود. این نشانه های خوبی برای موجودیت یک دولت مدرن نیست. طیف های مناظره بجز صحنهٔ آفندی-پدافندیِ زاکانای-رضایی، همچنان در همان قالب ۲ به ۵ سعی در قطبی سازی داشتند. ائتلاف ۵ هر چند سعی می کردند، وجودش را انکار کنند، اما ائتلاف ۲ در تلاش برای تثبیت آن بودند. هر چند همتی این بار از آن به تقسیم کار در قالب «پلیس خوب؛ پلیس بد» یاد کرد.

حملات و ضدحملات با شورِ کمتری استمرار داشت. ابهام مدرک آقای رئیسی دوباره از سوی مهرعلیزاده مطرح شد. مسئله ای که رئيسی با پرداختن حداقلی به آن سعی کرد، از اهمیتش بکاهد. رئیسی نگاهی از بالا به پایین داشت از همین رو کمتر به دوگانه سازی اعتنا می کرد. حملات او بیشتر متوجه دولت روحانی بود.

رضایی تا حدودی آشفته ظاهر شد و اشتباه لفظیش مزید بر علت شد.

مهرعلیزاده نسبت به دور قبلی کم رمق بود. همتی در یکی دو اپیزود سعی کرد تا به ریشه های بحران‌ها بپردازد. جایی که از تحریم ها، حمله به سفارت عربستان و پروژهٔ تبدیل کاخ سفید به حسینیه سخن راند. شانسش در آخرین نفر بودن به انتقال سخنانش در قالب جمع بندی کمک شایانی کرد، هر چند از تمام وقتش استفاده نمی کرد.

قاضی زاده و جلیلی مطابق همان سناریو قبلی در تلاش بودند خود را برنامه محور، مستقل و خونسرد جلوه دهند. چیزی که با دفاع کوتاه قاضی زاده از مشکلهٔ مدرک خنثی شد.

مسئله ای که بیشتر از همه خروجی مناظره را مبهم کرد، به غیر از موارد نادری، نامشخص بودن بانی وضع موجود در ادبیات نامزدها بود. هیچکس نتوانست یا نمی خواست ریشه ای به شرایط کنونی کشور بپردازد. آنها از جسارت لازم برای شنا در تلاطماتِ سیاستِ داخلی و خارجی بی بهره بودند. شاید ناخواسته در و تخته به هم جفت شدند، این میدان انتخابات، این چنین بازیگرانی را می طلبد.

🆔@mousavi2025

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»