جمعه ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۰ بخشی از کنش گران و فعالین سیاسی از طیفهای متعدد سوسیال دموکرات تا لیبرال دموکرات، مشروطه و جمهوری خواه، روزنامه نگار و هنرمند… در خارج و نیروهایی از داخل کشور (امضا کنندگان بیانیه ۱۴ نفر و ۱۵ نفر)، و نیز فعال سیاسی و کنشگر میدانی، در همایش «نه به جمهوری اسلامی، آری به همبستگی ملی» شرکت کردند و با طرح مواضع خود، از مردم ایران خواستند تا برای جلوگیری از ویرانی کشور و بازتولید بحرانهای موجود در «انتخابات- انتصابات» ریاست جمهوری پیش روی شرکت نکنند و برای عبور از حاکمیت راهکارهای مشترک را سازمان دهند. این برنامه در تلویزیون ایران اینترنشنال برگزار شد و بنظر دارای ابعاد تبلیغی- ترویجی مفیدی در طرح خواسته ها سیاسی- مدنی مردم اقصا نقاط کشور بود.
در این همایش اکثر شرکت کنندگان مواضع خود را از زوایای گوناگونی مطرح کردند که در سه مورد زیر قابل بررسی است:
هدف از این همایش چه بود؟
چه مواضعی مطرح شد و دارای چه نکات اشتراک و اختلافی بود؟
همایش دارای چه نتایج احتمالی برای ورود به فرایند ساختاری در میان نیروهای اپوزیسیون است؟
۱- هدف از برگزاری همایش:
- نیروهای داخل کشور که در همایش شرکت کرده بودند؛ جمهوری اسلامی باید برود، حمایت نیروهای خارج از کشور از مبارزات و مطالبات نیروهای داخل. برای گذار از جمهوری اسلامی اتحاد فراگیر نیروها الزامی است، بستر کنونی در جامعه برای؛ سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات، ریزش نیروهای نظامی و اتحاد فراگیر در میان اپوزیسیون و نیروهای داخل و خارج از کشور، فراهم است. و برای تحقق آن نیاز به برنامه عمل و نقشه راه می باشد.
- نیروهای شرکت کننده خارج از کشور؛ ما صدای فعالین و مردم داخل کشور باشیم، برای مبارزه باید کم هزینه ترین راه برای شرکت اکثریت مردم در اعتراضات پیش روی (از جمله عدم شرکت در انتخابات با شعار «نه به جمهوری اسلامی») انتخاب کرد، برای نه گفتن به جمهوری اسلامی نیاز به همبستگی و اتحاد فراگیر است و بازوی اعتراضات سراسری در داخل و خارج کشور زنان و جوانان هستند، به مرحله ای از همبستگی ملی رسیده ایم که نیاز به ساختاری برای جمع شدن همه نیروهای مخالف در داخل و خارج از کشور داریم. هدف ساختار (پارلمان ملی یا همبستگی ملی)؛ بسیج تمامی نیروهای اجتماعی، سازماندهی حرکتهای اعتراضی، تدارک اعتراضات و اعتصابات سراسری، مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی در روابط بین المللی و به رسمیت رساندن اپوزیسیون در میان نهادهای بینالملل و دولتهای کشورهای جهان است، پارلمان ملی یا نهاد همبستگی ملی تجمیع خرد جمعی مردم ایران برای رویارویی با حاکمیت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی می باشد.
۲- مواضع مطرح دارای چه نکات اشتراک و اختلافی بود؟
نکات اشتراک-
جمهوری اسلامی از شرکت مردم در انتخابات بدنبال کسب مشروعیت در عرصه جهانی است. که باید از آن جلوگیری کرد. عبور از جمهوری اسلامی یک ضرورت تاریخی است. و باید با کم هزینه ترین شیوه ها با آن مبارزه کرد. از شیوه های کم هزینه؛ ایجاد اعتراضات و اعتصابات سراسری و عدم شرکت در انتخابات. برای حمایت از مبارزات مردم ایران اتحاد فراگیر در میان اپوزیسیون ضرورت دارد. تاسیس (تشکیل) نهاد ملی برای شرکت تمامی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور و دستیابی به راهبرد جمعی (استوار بر خرد جمعی) در عبور از حاکمیت جمهوری اسلامی و مدیریت مراحل آن الزامی می نماید.
نکات اختلاف-
تاسیس ساختار یا تشکیل پارلمان ملی، خالی از جزئیات مطرح شد و قبلا هم راجع به چنین ساختاری کار توضیحی نشده بود که با توجه به اختلافات موجود در میان نیروهای سیاسی با یکدیگر، فاقد الگوی قابل اجرا در شرایط کنونی می نماید.
بیشتر گفتگوهای نیروها و جریانات سیاسی در پشت پرده صورت گرفته و کمتر در فضای عمومی به آن پرداخته شد. که به وجود ابهامات احتمالی در نوع تعامل و تخاصم آن نیروهای با یکدیگر دامن می زند.
بستر گفتگو در میان نیروهای بالا دستی و پائین دستی در کمیت و کیفیت از تعادل نسبی برخوردار نیست. (جایگاه نیروها در حوزه روابط سیاسی مشخص نیست!)
بین افراد شرکت کننده در همایش با نمایندگان جریانات سیاسی تعادل گفتمانی وجود ندارد. و سطح مطالبات در کیفیت و جغرافیای سیاسی (داخل با خارج و در میان گروه بندیهای سیاسی) تعارض دارند.
بنظر افرادی که در همایش شرکت کردند، از تجربیات نمایندگی جریانات سیاسی هرمی در یک نهاد ملی (و در تعامل با خودشان و در ارتباط با نیروهای میدانی کف خیابان) واهمه داشتند.
۳- همایش دارای چه نتایج احتمالی برای شکل دهی به فرایند ساختاری در میان نیروهای اپوزیسیون است؟
- بنظر فضای ذهنی و عینی الگوی مهستان یا بستری جمعی برای تاسیس ساختار یا تشکیل پارلمان ملی به شدت فراهم است. و از آنجا که چنین تجربه ای هنوز در میان نیروهای اپوزیسیون فراهم نشده که طیف بندیهای سیاسی در الگوی جمعی متکثری از نیروها و جریانات متعدد از داخل و خارج از کشور دور هم جمع نماید، لازم به کار فکری گسترده و فشرده است. زیرا تاسیس چنین نهادی بدون توجیه فکری آن می تواند در ابتدا با چالش های نظری و مکانیزمهای عملی نادرست آغاز نماید. نتیجتا شکل گیری چنین نهادی ابتدا می تواند با تضادها و درگیریهای ذهنی و عملی همراه باشد. اما به هرحال باید از جایی شروع کرد. برای همین در ابتدا نخبگان و نیروهای با تجربه (در حوزه نظر و عمل) می توانند ملات لازم گفتگوهای ابتدایی و هم زبانی نیروهای متنوع و متکثر را در چنین سازمان متکثر و ملی مدیریت نماید! این توضیح به این معنی است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی برای اتحاد و یکپارچگی حداکثری ضرورتا از یک مرحله آنارشی به سمت مدیریت و اتحاد فراگیر میل می کند و نیروهای با تجربه باید بتوانند هدایت این مرحله را به درستی انجام دهند تا بستر واقعی چنین ساختاری (همچون کشورهای آفریقای جنوبی، هند و…) فراهم گردد.
- بنظر در طی پروسه فرایند شکل گیری نهاد تصمیم ساز در میان نیروهای اپوزیسیون، «تمامی مسئولین نهادهای فرهنگی، رسانه، و فضای مجازی در سطح جنبش سیاسی و جامعه مدنی وظیفه دارند تا مطالبه «عبور از جمهوری اسلامی» برای رسیدن به «اتحاد و همبستگی ملی» را تبدیل به یک گفتمان عقلی و جمعی نمایند! طرح و آموزش اندیشه سیاسی دلخواه، مبارزات مدنی، آموزش الگوی فعالیتهای جمعی و شیوه سازماندهی در حوزه نهادی یا عرصه خیابانی، آموزش وظایف تشکیلاتی… از جمله وظایفی است که نهادهای فرهنگی با آموزش و ترویج آن می توانند در خدمت به نیروهای اجتماعی، اما در بستر اتحاد برای «الگوی همبستگی ملی» انجام دهند.
- تاکید به این مهم لازم است که برکندن «بی اعتمادی» از جامعه برای عبور از جمهوری اسلامی باید از رهبران و نیروهای کنش گر آغاز گردد تا به مردم کوچه و بازار برسد. حضور پررنگ نیروها و رهبران خارج از کشور در کنار هم و در فعالیتهای میدانی و گسترش چنین راههایی می تواند کمک شایانی به شکست بی اعتمادی عمومی در داخل و هم خارج از کشور نماید. حضور حداکثری رهبران خارج یا داخل کشور در همایش ها، از جمله روشهایی است که کمک شایانی به شکستن بی اعتمادی عمومی می کند.
- گرچه «احساس ترس ناشی از سرکوب» عامل تعیین کننده برای عدم حضور اکثریت مردم به خیابان محسوب می گردد، اما مردم در شرایط کنونی حالت «بی وزنی» ناشی از سرکوب را تجربه می کنند! در جایی که اکثریت قاطع مردم از فقر و رنج ناشی از سرکوبهای متعدد و تبعیض و فشارهای فرهنگی روزانه رنج می برند، مطمئنا بستر ریزش ترس فراهم گشته است. و در پی آن شرایط ذهنی سازماندهی خیابانی هم آماده شده است. و در چنین بستری است که سازماندهی نیروها و جریانات سیاسی در شمایلی همچون «پارلمان ملی ایرانیان» می تواند سازماندهی خیابانی را در جهت اهداف همبستگی ملی با سرعت شکل دهد.
فراموش نکنیم که جامعه ایران در «دوره گسست تاریخی» قرار دارد. «آنچه که دیگر وجود ندارد و آنچه که هنوز به وجود نیامده» است، «دوره گسست» را تعیین می کند. این دوره های گسست… می توانند لحظه حقیقت را در برگیرند. و یا می توانند میل دوباره ای به استبداد کند! زیرا بین «کنش» برای عبور از این وضعیت و «اندیشه» برای تبیین شرایط، فاصله و گسست وجود دارد. بحرانهای سیاسی- اجتماعی در شرایط کنونی جامعه ایران به این دلیل پدید آمده که به گفته هانا آرنت «مفاهیم اساسی «سنت سیاسی همچون؛ عدالت، خرد، مسئولیت،… معنای خود را از دست داده اند». مردم ما به این باور کرده اند که جامعه ایران در حوزه عمومی – با سلطه چهاردهه حکومت جمهوری اسلامی- فاقد «میراثی» از ارزشهای اجتماعی است. زیرا در طول حیات جمهوری اسلامی و با سرکوب جریانات سیاسی و گفتمانهای فکری، امکان بازسازی سنتهای تاریخی برای مبارزات امروز جامعه فراهم نگردید. خصوصا آنکه با توجه به ترکیب شدن مبارزات «سیاسی با مدنی تواما» نیاز به ساخت سنتهای جدید سیاسی هستیم که در تجربه تاریخی وجود نداشتند. از جمله؛ مبانی فکری- فلسفی که نیاز امروز نخبگان در جهت تحلیل شرایط است، یا تبیین بسترهایی که بتوانند نخبگان را در کنار مردم عادی جمع نماید و وجوه اشتراکات آنان را در حوزه اندیشه سیاسی (نه جایگاه طبقاتی) تعریف گردد. آیا ساخت چنین نهادها و گفتمانهایی امکان پذیر است؟ چنین باد