گفته میشود: حضور یا عدم حضور یک رئیس جمهور متمایل به اصلاح طلبان به معنای یکپارچه شدن با نشدن قدرت در جمهوری اسلامی است.
گزاره فقط نشان دهنده خود بزرگ بینی اصلاح طلبان و نداشتن ارزیابی واقعبینانه از نقش و جایگاه رئیس جمهور در ساخت قدرت است. نه اصول ۱۲۲ تا ۱۲۹ قانون اساسی و نه تجربه رئیس جمهوری در ادوار گذشته وجود چنین جایگاهی را برای رئیس جمهور تایید نمی کند.
گفته میشود: به رئیس جمهور اصلاح طلب رای دهید تا ساختار کنونی را اصلاح کند.
نهاد دولت بخشی از ساختار در نظام جمهوری اسلامی است. در این ساختار از جمله اصل ۱۷۷ قانون اساسی کمترین امکانی برای تغییر و اصلاح توسط این نهاد پیش بینی نشده است. بنا براین اصلاح ساختار توسط رئیس قوه مجریه نا ممکن است.
گفته میشود: عدم شرکت در انتخابات در نهایت به معنای تسلیم شدن به اراده اقلیت ایدئولوژیک است.
سئوال این است که شرکت در انتخاباتی که از حداقل موازین انتخابات عادلانه ،آزاد و منصفانه برخوردار نیست آیا به معنای تسلیم شدن به اراده کسانی نیست که کمترین اهمیتی برای رای و نظر مردم قایل نیستند؟
گفته میشود: به رئیس جمهور متمایل به اصلاح طلبان رای دهید تا سیاست خارجی متعارف داشته باشیم.
مصاحبه معروف آقای ظریف و پاسخ وی به اینکه هیچ نقشی در تعیین سیاست خارجی نداشته نشان می دهد که سیاست خارجی کشور در دستان هیچ رئیس جمهوری نیست و هر آنچه شده حاصل تصمیم نظام و میدان بوده است.
گفته میشود: انتخابات در همه جای دنیا واجد اشکالاتی در مقررات قانونی یا اجرا است و وجود اشکالات در نظام انتخاباتی ایران نباید به تحریم یا نفی حضور در انتخابات منجر شود.
این سخن صحیح است که تا کنون هیچ نظام انتخاباتی ایده آلی در دنیا معرفی نشده که که بدون ایراد و اشکال باشد و منعکس کننده خواست و اراده عمومی باشد، اما این به معنای آن نیست که در کشورهای دمکراتیک حداقل ضوابط و معیارهای انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه وجود ندارد.
گفته میشود: همان طور که اصلاح طلبان مسئولیت عملکرد دولت های مورد حمایت خود را عهده دار هستند، تحریم کنندگان و قهر کنندگان با صندوق های رای نیز باید مسئولیت دولت های حاصل از عدم مشارکت را بپذیرند.
این ادعا حاصل یک استنتاج غیر منطقی است. کسانی که منتقد حضور اصلاح طلبان در انتخابات مهندسی شده هستند بر ضرورت اصلاح ساختار تاکید دارند و در وجه ایجابی از تلاش ها برای تغییرات بنیادین دفاع میکنند و هر دولت برآمده از انتخابات با حداقل موازین غیر دمکراتیک را فاقد کارآمدی، اثر بخشی و مشروعیت برای حل مسایل جامعه میدانند. بنا براین آنها مسئولیتی در برابر دولت اصولگرا یا اصلاح طلب برآمده از چنین انتخاباتی ندارند.
گفته میشود: قهر مردم با صندوق انتخابات موجب برآمدن امثال دولت احمدی نژاد میشود که در سیاست و اقتصاد بنیان برانداز هستند.
واقعیت آن است که اولا در مرحله دوم انتخابات و با وجود دوگانه هاشمی – احمدی نژاد با وجود مشارکت بالا و وحدت نظر اصلاح طلبان برای حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی بازهم احمدی نژاد انتخاب شد و ثانیا عملکرد دو دولت احمدی نژاد اصولگرا و روحانی اعتدالگرا چندان تفاوتی در کنترل و کاهش بحران ها و اصلاح مسیر ایران به سوی عقب ماندگی و توسعه نیافتگی نداشته است.
گفته میشود: برای تغییر هیچ گزینه خشونت پرهیزی جز صندوق رای نیست.
این دروغ بزرگ و جفای بسیار است به مردم و جامعه مدنی. دهها تجربه تغییر و گذار دمکراتیک موفق در دنیا وجود دارد که نشان می دهد با بهره گیری از مشی خشونت پرهیز و مردم محور میتوان با اتخاذ تاکتیک های مناسب راه ملت ها را به سوی دمکراسی و عدالت هموار کرد.
گفته میشود: حضور در خیابان معادل افزایش خشونت است.
تجربه جنبش سبز و راهپیمایی سکوت نشان داد میتوان سیاست های خیابانی را دنبال کرد و بر مشی خشونت پرهیز اصرار ورزید. تجربه شورش های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ نیز نشان داد حتی در اعتراضات خود انگیخته نیز میزان خشونت اعمال شده توسط مردم ناراضی در مقایسه با خشونت نیروهای سرکوب ناچیز و قابل کنترل است.
گفته میشود: برای عبور از وضعیت نابسامان اقتصادی و بحران های متعدد کنونی نیازمند دولت کارآمد هستیم پس با شرکت در انتخابات دولت کارآمد را برگزینید.
این گزاره واجد یک خطای جدی است و آن اینکه برای عبور از بحران و قرار گرفتن کشور در مسیر توسعه و عدالت و دمکراسی نیازمند ساختار کارآمد و اصلاح شده هستیم و از طریق انتخابات امکان این تغییر و اصلاح نیست زیرا نقش و جایگاه رئیس جمهور در نظام حکمرانی کارگزاری و تدارکاتچی است.
@iranfardamag