این اصلاح طلبان هستند که باید با پوست اندازی خود را به مردم نزدیک کنند ولی این که با توجه به خواستگاه، دغدغه ها و منافع آنها چنین رویکردی ممکن هست یا نه بحثی قابل کاویدن است.
حمید آصفی
آیا اصلاح طلبی می تواند با بازخوانی روند ۲۴ ساله خویش دوباره مثمرثمر از قبل از جای برخیزد؟ آیا انهدام آن به هیچ وجه نه با مبانی اعتقادی ما همخوانی دارد و نه به لحاظ سیاسی درست است که چنین سرمایه ای از دست برود آن هم در شرایطی که هیچ مابه ازای دیگری در جامعه عینیت ندارد؟
این گفتار فرضی نادرست و گزاره هایی درست دارد، این که اصلاحات بهترین راه رسیدن به دموکراسی است و نیروهای اجتماعی و سرمایه ها را نبایست هدر داد نکته ای قابل تامل و تاکید است، اما این که از این مبنا نتیجه بگیریم که جریانی که در فضای سیاسی ایران به اصلاح طلبان مشهورند و قسمتی از حاکمیت هستند که دغدغه نخست آنها نیز حفظ نظام است. تنها جریانی هستند که این روش را نمایندگی می کنند نکته ای نادرست و پر ابهام است البته اگر در آن سوء نیتی نباشد! جریان اصلاح طلبی جریانی درون حکومتی است که آستانه های کنش و آرمانی اش مشخص است. بنابراین نمی تواند از حدی فراتر برود، از این رو هیچ گاه تا آن اندازه به خواسته های عمومی و دموکراسی خود را نزدیک نمی کند که پایگاهش در قدرت بلرزد. بنابراین وقتی خواسته های مردم رادیکال تر می شود و خواهان عبور مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی می شوند آنها با مردم همراهی نخواهند کرد.
اعتبار دادن به اصلاح طلبان و فراخوان دادن آنها بدان معناست که این مردم هستند که بایست به زیر سقف اصلاح طلبی حاکمیتی برگردند یعنی از خواسته های خود صرفنظر کنند و به اندک خواستنی قانع شوند، اندکی که روز به روز اندک تر نیز می شود. اصلاح طلبان از خاتمی به روحانی رسیده اند روندی که باری از “اصلاح” با خود ندارد. بنابراین اگر درست به مساله نگاه شود بایست گفت این اصلاح طلبان هستند که باید با پوست اندازی خود را به مردم نزدیک کنند ولی این که با توجه به خواستگاه، دغدغه ها و منافع آنها چنین رویکردی ممکن هست یا نه بحثی قابل کاویدن است.