۲۰ خبرنگار، ۴ کارمند روابط عمومی سازمان محیط زیست و ۲ کارمند ستاد احیای دریاچه ارومیه برای بازدید از پروژههای احیای دریاچه ارومیه به آذربایجان غربی سفر میکنند. آنها با اتوبوس تهیه شده توسط سازمان محیط زیست استان برای بازدید از تونل زاب در شهرستان پیرانشهر به این شهر میروند. سازمان محیط زیست در بیانیه خود گفته است: «ظهر امروز خبرنگاران از طریق لوکوموتیو وارد تونل شدند و پس از بازدید از تونل زاب حوالی ساعت ۶ بعدازظهر برای استراحت و صرف ناهار به محل سد کانیسیب مراجعت میکنند که متاسفانه اتوبوس حامل خبرنگاران و تیم اعزامی بر اثر نقص فنی واژگون میشود.»
متاسفانه دو خبرنگار فعال محیط زیست در این سانحه از دست میروند. مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی. مشرق نیوز وابسته به اصول گرایان در این باره پرسیده است: «آیا برگزاری چنین تورها و سفرهای تبلیغاتی برای دولت در روزهای پایانی ضروری بوده است؟
مسئولان سازمان محیط زیست و به خصوص عیسی کلانتری به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس این سازمان باید پاسخ دهند که چرا در سفری که بیشتر جنبه تبلیغاتی و در اصطلاح شوآفی برای به رخ کشیدن اقدامات نکرده دولت تدبیر و امید در احیای دریاچه ارومیه بوده، حداقل امکانات رفاهی و حمل نقل استاندارد را برای خبرنگاران فراهم نکرده است؟!»
بار دیگر و مثل صدها ماجرای تلخ دیگر تقابل رسانهای هر دو جناح حاضر در قدرت آغاز میشود. اما آنچه در این بین دارای اهمیت است و شاید از نظر مردم مشاهده گر جالب است این که آنها در تمام این مقابلههای لفظی و نوشتاری از شخصیتهای علمی سازمانها در جمهوری اسلامی آشنایی زدایی میکنند. آنها به صورت آشکاری برای ما تشریح میکنند که نه تنها اشخاص در جای مناسب خود قرار ندارند که حتی ساختار جمهوری اسلامی اساسا برای خیر و سودمندی طبیعت و انسان طراحی نشده است.
پروژه احیای دریاچه ارومیه از سال ۹۲ کلید خورد. رییس ستاد احیا اسحاق جهانگیری شد و دبیر آن عیسی کلانتری. طی این سالها آنچه که از تجربه و عملکرد عیسی کلانتری به عنوان رییس سازمان محیط زیست به چشم میآید هموار کردن مسیر برای غارتگران طبیعت از ستاد اجرایی امام، سازمان اوقاف تا نهادهای نظامی همچون قرارگاه خاتم است. برای احیای دریاچه ارومیه نیز برنامه آبگیری از رودخانه های اطراف و سد سازی مدنظر قرار گرفته بود. برنامههایی که هیچگاه از طرف کنشگران مستقل محیط زیست و متخصصان تایید نشده است. اما دقیقا چرا حکومت باید ۲۰ خبرنگار از رسانههای دولتی (عموما) را برای چندمینبار به تماشای این ویرانی ببرد؟ ساختار سلطه گر با توجه به پاردایمهای خود عمل میکند و پیش میرود اما همچنان به رسانه برای تایید و بازخورد مثبت نیاز دارد تا بگوید آنچه کردهایم کارستان بوده است. همین که میشنویم و میخوانیم بودجه دانشگاه اهل بیت در سال ۱۴۰۰، ۱۷ میلیارد تومان است و بودچه ستاد بحران ۱۳ میلیارد و ۷۰۰ خود گواهی بر مسیر سلامت دروغین پروپاگاندای اسلامی در توصیف چشم اندازها است.