«گفتیم اگر در پی خشنودی یاریم
اینبار فقط روی به سادات بیاریم
آمد ز پی خدمت جمهور رییسی
از مشهد مولاست چه سوغات نفیسی
دیدید که مردم همه حاضر شده بودند
دیدید که شعر شرف و شور سرودند
لب در پی لبیک به رهبر چو گشودند
گوی از کف احزاب فرومایه ربودند
دیدید رقیب آبرویش در خطر افتاد
با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد»
این شعری است که حسین طاهری (مداح جوان تهرانی) در جشن میلاد امام رضا و پیروزی رییسی خوانده است. (یکی از مداحای که در روزهای تبلیغات انتخاباتی در سطح شهر به روش چهارپایهخوانی مداحی سیاسی میکرد.) درست مانند پدرش، محمدرضا طاهری که دوازده سال پیش همراه سعید حدادیان در جشن پیروزی احمدینژاد در میدان ولیعصر مداحی کرد.
خرداد ۱۴۰۰ پس از خرداد ۱۳۸۸ دومینباری است که کاندیدای مورد حمایت مداحان و هیئتیها پیروز انتخابات میشود. سیدابراهیم رییسی پس از محمود احمدینژاد دومین رییسجمهوری است که در تبلیغاتش ادبیات مذهبی غلظت بالایی داشت و بدنهی سازمانها و فعالان و مبلغان مذهبی (منبریان، مداحان و…) برای پیروزیاش بسیج شدند و در پیروزیاش سهیماند.
تازه اگر احمدینژاد یک مدیر مکلا و شخصیتی دانشگاهی اما با ادبیات مذهبی بود، رییسی هم روحانی است هم سیادت دارد و هم سالهاست در مجالس و هیئتهای مذهبی سیاسی منبر میرود و مشخصاً از منبریان ثابت «هیئت رزمندگان اسلام» بهشمار میرود. دورهی حدوداً دوسالهی تولیت آستان قدس رضوی نیز به تحکیم و توسعهی ارتباط و پیوند وی با وعاظ و مداحان سلبریتی و مشهور کمک بزرگی کرد.
شباهت دیگر رییسی و احمدینژاد، عدم حمایت علما و مراجع و درمقابل، حمایت بدنهی هیئتی و طلاب جوان و سطوح پایین حوزوی از ایشان است. (البته بدون احتساب حمایت پرحرف و حدیث «جامعه مدرسین حوزهی قم» که بهطور سنتی همیشه در قامت شاخهی حوزوی جناح راست عمل کرده است.) سکوت مراجع در انتخابات، بهدلیل نارضایتی از ردصلاحیت نامزد نزدیک به برخیشان (علی لاریجانی) یا دلایل دیگر و عدم حمایت از رییسی، بر فعالیتهای دولت آینده لااقل در حوزهی دین سایه خواهد انداخت.
درهرحال با اوصافی که گفته شد، چشمانداز چهارساله یا هشتساله (یا چه بسا بیشتر) پیش رو در حوزهی امور مذهبی احتمالاً چنین است:
- ادبیات مذهبی در گفتار رسمی دولتمردان و مدیران نظام غلظت خواهد یافت؛
- دایرهی تقدس به قوهی مجریه با دولتی که در رأسش «سید محرومان» و «خادم الرضا» و «پسر فاطمه» و کسی که «هرچه گرفت از مهر رضا گرفت» قرار دارد، بسط خواهد یافت؛
- اگر در چهار سال نخست احمدینژاد، ادبیات امامزمانی و موعودگرایی توسعه یافت (و به ابتذال کشیده شد) و مسجد جمکران ایماژ مکانی نمادین تدینِ دولت وقت بود، در دورهی رییسی ادبیات رضوی توسعه خواهد یافت و ایماژ مکانی نمادین تدین دولت، آستان قدس رضوی خواهد بود؛
- مداحان و دیگر چهرههای مذهبی در عرصهی سیاست عمومی حضور پررنگتری خواهند داشت؛
- روند فربهی مناسکی تشدید خواهد شد؛
- روند دولتیشدن و بوروکراتیزهشدن فعالیتها و سازمانهای دینی تشدید خواهد شد؛
- عدم تفاهم و چالشهای سازمانها و فعالان مذهبی با دولت (که در دورهی روحانی تشدید شده بود) تخفیف خواهد یافت و لااقل تا دورهای دادوستد رضایتبخش بین دولت و سازمانهای مذهبی ادامه خواهد داشت؛
و…
اما با همهی این اوصاف و دقیقاً به همین دلایلی که گفته شد، گرچه جامعهی ایرانی در مسیر عبور از «دولت دینی» به «دولت عرفی» چند گام به عقب باز خواهد گشت، اما در وضعیتی متناقضنما دورهی رییسی، دورهی تشدید سکولارشدن تشیع و جامعهی ایرانی خواهد بود و در پایان دورهی وی، با سرعتی بهمراتب بیش از «دیگری»اش (دولت روحانی که شعار و داعیهی دینی نداشت) جامعه عرفی شده است.
@mohsenhesammazaheri