برای رژیمهای ناسالم، حکومت بر مردم نا آگاه بسیار آسانتر و کم هزینهتر است تا وجود و برخورد با انسانهای آگاه در جامعه.
حامد سرو
حکومتهای نالایق، فاسد و رانتی، وجود نخبهها را تهدیدی برای خود میدانند و به هر طریقی خواهان به حاشیه راندن و حذف آنها از جامعه میباشند، از حذف در دستگاههای مدیریتی گرفته تا فراری دادن آنها از کشور و حتی حذف فیزیکی.
اما چرا این حکومتها با نخبگان در تضاد و تقابل هستند و سر ناسازگاری دارند؟
نخبگان با توجه به آگاهی و بینش عمیق، خُلق و خوی پرسشگرانه و ماجراجویانهشان، تاثیر بسزایی در به چالش کشیدن و رسوایی حکومتهای فاسد دارند و سعی میکنند همواره سیاستهای آنها را به شیوههای مختلف به نقد و پرسش بگیرند. درحالیکه رژیمهای فاسد به هیچوجه خواهان شفافیت، پاسخگویی، درز کردن اطلاعات، چگونگی حکمرانی، نمایان شدن ضعفها، ناتوانیها، ناکارآمدی و همچنین فساد و رانتهایی که در دستگاههای حکومتی جریان دارند نیستند، به همین دلیل پایههای این حکومتها در همان ابتدا با مخالفت، بی توجهی و موضع طرد و حذف نخبگان پی ریزی میشود و دستگاههای حکومتی به طور سیستماتیک و ماشینی این سیاست را پیاده میکنند.
این سنت از همان ابتدا در جمهوری اسلامی اعمال و اجرا شده است. از اعدام فعالین سیاسی در سالهای ۶٠ و ۶٧ و همینطور قتلهای زنجیرهای گرفته، تا دستگیری، سرکوب، سانسور، و کشتن فعالین حوزه های مختلف که تا امروز ادامه داشته.
برخوردهای قهری و بی توجهیها آنقدر دامنه دار شده که گویی جان هیچکدام از این انسانها دارای کوچکترین ارزش و اهمیتی نیست. اشارهی من مستقیما به واژگونی اتوبوس حامل خبرنگاران حوزهی محیط زیست است که همین چند روز پیش اتفاق افتاد.
نوع تدارکاتی که برای این افراد در نظر گرفتند، مقایسه کنید با تجهیزات و تدارکاتی که در اختیار صاحب منصبان قرار میگیرد. آیا اگر این سفر قرار بود برای افراد و شخصیتهای دارای نفوذ و قدرت انجام بشود باز هم از همین تجهیزات فرسوده و خطرناک استفاده میشد؟
متاسفانه جمهوری اسلامی به جای آنکه به افرادی همچون نویسندگان، روشنفکران، خبرنگاران، فعالین حوزههای مختلف و در کل قشر نخبه و آگاه و باسواد جامعه بعنوان یک سرمایه بنگرد و در حفظشان بکوشد، آنها را مزاحم میداند و به حذفشان راغب تر است. عدم وجود این افراد به نفع رژیم است، زیرا حکومت را در حاشيهی امن نگاه میدارد.
برای رژیمهای ناسالم، حکومت بر مردم نا آگاه بسیار آسانتر و کم هزینهتر است تا وجود و برخورد با انسانهای آگاه در جامعه، به همین دلیل سیاستهایی که در حوزههای آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و مدنی در این نوع سیستمها اتخاذ میشود و امتیازاتی که به این مسائل داده میشود بسیار ضعیف و ناچیز است و از طرفی سعی بر کنترل کامل روی آن وجود دارد.