کارگران در واقع دنبال هیچ کدام از شکل و شمایل رسمی و غیررسمی از نمایندگان خود نمی گردند. نمایندگی اعتراضات به فراخور روند مبارزات بدست نمایندگان مورد اعتماد کارگران افتاد.
فرشاد اسماعیلی، حقوقدان و پژوهشگر حقوق کار
مسیر اعتراضات کارگری یک مسیر خطی بوده به جای اینکه حجمی باشد و البته صفر و یکی هم نیست. کارگران در هر دولتی اعتراضات و مطالباتشان را پیش رفته بردهاند. مثلا قبل از انقلاب ۵۷ بواسطه باز بودن فضای سیاسی و یا بواسطه اختناق سیاسی اعتراضات و جنبش های کارگری هم نسبت به این فضاها کم و زیاد می شدهاند. ولی پس از انقلاب پایههای این تناسب و موقعیت یک مقداری سست شده است. اینگونه نیست که ببینیم که ناگهان اعتراضات کارگران در فضای باز سیاسی بیشتر شود و یا اینکه در فضای اختناق کمتر شود.
به نظر من در دو دولت آقای روحانی این قاعده بهم خورده است. چون فقط دولت تصمیم نمیگیرد. دیدیم که حتی در فضای سرکوب و اختناق شاهد همبستگی و اعتراضات کارگری هستیم و حتی میزان آن بیشتر هم شده است و همزمان پای معلمان و پرستاران و دانشجویان هم به وسط کشیده شد و شعارهایی هم در دانشگاه و کارگاه هایی که نماد اعتراض بودند و وضعیت بغرنجی داشتند بیشتر شد. همچنین شکل اعتراضات از حالت تدافعی به حالت تهاجمی رفت، یک تغییر شکل داشت.
مطالبات هم به فراخور موقعیت های مختلف اولویت بندی شد. یعنی این نبود که معیشت دغدغه اول و آخر باشد و یا اینکه حقوق معوقه. در حالی که پیش از دو دولت روحانی وضعیت اینگونه بود. این موضوع نباید به نام فضای باز سیاسی سکه بخورد. کاملا برعکس، با توجه به اینکه دولت و کارفرمایان بیشتر برای تضییع حقوق کارگران پیشروی کردند، کارگران هم به جای اینکه تدافعی عمل کنند تهاجمی تر رفتار کردند.
برخلاف اینکه بسیاری تصور می کنند دلیل این اعتراضات فضای باز سیاسی نبود. به همین دلیل نباید دلیل این را به اسم فضای باز سیاسی سکه بزنیم. هرچه پیشروی بیشتر شد مقاومت بیشتر شد و قاعده قبلی پایه هایش بسیار سست تر شد. البته شکل و شمایلش هم عوض شد. در این موضوع نگاهی به تعداد بازداشتی فعالان کارگری بیندازید.
دیگر شاهد بیانیه، خطابه های انتقادی تنها در اول ماه مه که بهنوعی ماه مقدس کارگران است نبودیم و برای اولین بار شاهد اعتراضات گسترده و اعتصاب ها در ایام سال بودیم. نمونه آن اعتصاب دویست روزه کارگران در هفت تپه. این موضوع در تاریخ مبارزات کارگری در ایران، چه بعد و چه قبل از انقلاب بی سابقه بود.
اولویت رسید به نحوه مدیریت کارگاه ها. مثلا در فولاد ملی هفت تپه و یا مثلا در کارخانه هپکوی اراک کارگران به سمت شعارهایی علیه خصوصی سازی رفتند. خصوصی سازی چیست؛ همان استراتژی قانون گذار و یا حاکمیت برای اداره و مدیریت سپهر کار است. پس از آن اولویت های دیگری از جمله حقوق معوقه مطرح شدند. بنابراین صف بندی اعتراض ها در برابر استراتژی ها قرار گرفتند تا تاکتیک ها. همزمان مفهوم نمایندگی کارگران در اعتراضات و اعتصاب های اخیر خصوصا در هفت تپه دچار یک انقلاب شد.
کارگران در واقع دنبال هیچ کدام از شکل و شمایل رسمی و غیررسمی از نمایندگان خود نمی گردند. نمایندگی اعتراضات به فراخور روند مبارزات بدست نمایندگان مورد اعتماد کارگران افتاد. مثلا در هفت تپه مطالبه شورای کارگری بود. شورای کارگری هم که مطالبه می کردند مثلا همان شوراهای کارگری که در شوروی یا حتی اوایل انقلاب بوده نیست. تصویری از شورای کارگری دارند که مختص به فضای خودشان است و مساله شان نظارت و مداخله در امر مالکیت و سپهر کار است.
این تغییر اساسی و انقلاب در مفهوم نمایندگی یک معنای دیگر هم داشت که استقلال است. استقلال از احزاب و جریان های حتی رسمی و موجه داخلی. می بینیم که معمولا شورای اسلامی کار و یا خانه کارگر، پس از انقلاب مطالبات کارگران را نمایندگی می کنند. خانه کارگری که نه تشکل است و نه اینکه نمایندگی دارد و نه حزب است و ماهیت درهم برهمی دارد و اصولا هم با توجه به استانداردهای سازمان جهانی کار تشکلی محسوب نمی شود.
اول همبستگی صنفی، دوم تغییر اساسی در مفهوم نمایندگی، سپس فرآروی از شکل تدافعی به شکل تهاجمی و سیاسی ترشدن امر صنفی، چهارم، مطالبه در اداره و مدیریت سپهر کار، پنجم، قطع رابطه قیم مآبانه نسبت به فعالیت کارگری توسط تشکلهای رسمی و حزبی از بیرون و ابتکار عمل کارگران در بدست گرفتن تشکل ها.
اینها همه اتفاقاتی بوده اند که نمود تجربه های اخیر کارگران است. یکی دیگر از این المان ها بی تردید مناسبت زدایی از هرگونه اعتراض است. به این معنا که دیگر تظاهرات کارگران ختم به اول ماه مه نمی شود. مثلا تجربه های طولانی دویست روزه داشته ایم، مثلا درهفت تپه. و میزانی چهره زدایی از رهبری داشتن اعتصابات و تجمعات صورت گرفته است و کاریزماتیک زدایی از رهبری تجمعات و تقسیم و چرخش نمایندگی بین همه کارگران ذینفع در صنف مربوطه دیده شده است.