حسن روحانی در ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ دوران ریاست جمهوری خود را آغاز کرد. دو دوره متوالی که طی ۸ سال میتوان حوادث و پیامدهای اثرگذاری او دولتش را بر جنبههای گوناگون زندگی مردم در ایران بررسی و تحلیل کرد اما در اینجا به طور مشخص بر سخنان او در هیات دولت و روزهای پایانی از ریاست جمهوری او درباره وضعیت نرخ دلار و تحلیل شدت اثر گذاری آنها در نرخ دلار و اقتصاد ایران متمرکز خواهم بود. حسن روحانی در جلسه هیات دولت در روز چهارشنبه ۹ تیر به جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران اشاره کرد و گفت: «کاری که ترامپ علیه ایران کرد تحریم و جنگ نبود و از جنگ بالاتر بود. مگر آدم علیه بیمار و سرطانی و پیرمرد میجنگند؟ اینها کار ترور اقتصادی انجام دادند.» و درجایی دیگرنیز اشاره کرد: «یک ویروس کرونا است و یک ویروس ترامپ است. همه بدانند و صداوسیما بیان کند، که اگر این دو ویروس نبود شرایط اقتصادی ما چگونه بود. اگر این دو ویروس نبود دلار زیر ۵ هزار تومان بود.»
حسن روحانی دولت یازدهم را زمانی تحویل گرفت که نرخ دلار پس از ثبت بالاترین عددها در حوالی ۴ هزار تومان و پایان سال ۹۱ که نسبت به ابتدای آغاز به کار دولت محمود احمدینژاد بیش از سه برابر شده بود، روندی کاهشی را در ابتدای سال ۹۲ آغاز کرد و در حوالی ۳۶۰۰ تا ۳۷۰۰ تومان به دولت حسن روحانی تحویل داده شد.
عدد دیگری که لازم است در محاسبات به آن توجه شود حجم نقدینگی است. دولت محمود احمدینژاد، کشور را با نقدینگی ۴۸۰ هزار میلیارد تومانی به بانک مرکزی دولت تازه سپرد.
نکته سوم که در تحلیل این وضعیت باید در نظر گرفته شود سیاست خارجی و برنامه هستهای جمهوری اسلامی است. با وجود تمام خسارات زیان باری که از دو دولت پیشین بر جای مانده بود تحلیلهای کارشناسان متوجه سیاست خارجی بود که خوشبینی زیادی بر آن متصور شده بود که آگر دولت جدید بتواند در سیاست خارجی توافق پایداری را با دولتهای غربی ایجاد کند، راه برای اصلاحات اقتصادی بیش از پیش هموارتر خواهد شد.
بر همین اساس برنامه جامع اقدام مشترک که اختصارا به برجام مشهور شده است در دستور کار وزارت خارجه دولت یازدهم قرار گرفت. موضوعی که بعدها و پس از افشای مصاحبه جواد ظریف با سعید لیلاز از واکنش علی خامنهای میتوان صراحتا دریافت که تمام تصمیمات کلیدی در سیاست خارجی در جای دیگری و با نظر سپاه و بیت رهبر به قطعیت میرسند و آن گاه در روند مذاکراتی دولتهای منتصب پیگیری میشوند.
برجام از ۲۶ دی ماه سال ۹۴ اجرایی میشود. در قدم اول میلیونها دلار پول بلوکه شده ایران در بانکهای خارجی در یک هواپیما به صورت نقد به ایران فرستاده میشود. مبلغی که طی روزها و هفتههای پس از آن هیچگاه به طور دقیق مشخص نشد که چه میزان بوده است. دونالد ترامپ رییس جمهور سابق ایالات متحده آن را بستهای شامل ۱.۸ میلیارد دلار به صورت نقد و ۱۵۰ میلیارد دلار دیگرعنوان کرد که بارها در توییتهای مختلف نیزاز طرف او بر این اعداد تاکید شده بود. احتمالا دسترسی جمهوری اسلامی به منابع حاصل از فروش منابع نفتی بوده که طی برجام به جمهوری اسلامی اجازه برداشت از آنان داده شده است. ولیالله سیف رییس بانک مرکزی وقت این اعداد را رد میکند. به گفته او تنها ۲۹ میلیارد دلار از منابع بانک مرکزی ایران درخارج از کشور آزاد شده شده است.
شرایط دو سال ابتدایی دولت روحانی این خوشبینی را ایجاد کرده بود که دارد اتفاقات خوبی میافتد. از یک طرف برجام اجرایی شد و با آزاد شدن پولهای بلوکه شده این انتظار متصور بود که با حضور سرمایهگذاران خارجی، بخش تولید و صنعت ایران رونق بگیرد. اما عملا اتفاقاتی که در سطح اعداد مربوط به نقدینگی میافتادند گویای این موضوع بودند که این اتفاق نیافتاده است. نقدینگی با ضرب آهنگی که هر سال تشدید میشد هر ماه هر فصل و پایان هر سال خورشیدی اعداد خیره کنندهای را ثبت کرد. عددی که از ۴۸۰ هزار میلیارد تومان اکنون به بیش از ۳۶۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
معنای نقدینگی در زندگی اقتصادی را دکتر لطفالله بخشی استاد دانشگاه علامه در تهران با عبارت روشنی توصیف کرده است: «بدهی دولت» به بانک مرکزی، «هماکنون بانکها در اصطلاح از جیب میخورند و منابع و مصارف آنها همخوانی ندارد.» به زبان ساده وقتی یک دولت نتواند پولی حاصل از تولید کالا و خدمات بر اساس منابع موجود بیافریند به ناچار و ظاهرا تنها یک راه میماند. قرض کردن. این استقراض یا از یک دولت خارجی است که باید روزی آن را بازگرداند یا از بانک مرکزی است که منجر به انتشار اسکناس بدون پشتوانه در جامعه میشود. میزان نقدینگی تاکنون ۷۰۰ درصد افزایش یافته است و همچنان هیچ برنامهای برای مهار آن وجود ندارد. اثر مستقیم و پررنگ نقدینگی در اقتصاد ایران از اواخر سال ۹۶ خودش را نشان داد.
سال ۹۶ میزان نقدینگی از ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان عبور کرد. اولین اثر نقدینگی تورم است. وقتی نرخ کالا و خدمات به طور غیر معمول افزایش پیدا میکند. منابع مالی افراد که در بانک هاست در تقابل با سود پرداختی بانکها قرار میگیرند. افراد و موسسات حقوقی به مرور سپردههای خود را از بانکها خارج میکنند تا در فضای دیگری از ارزش آن محافظت کنند. این اتفاق با سر رسیدن بسیاری سپردههای یک تا چند ساله در شهریور ۹۷ به اوج خود رسید. نماد عینی اثر گذاری این موضوع را در اقتصاد و معیشت مردم را باید در حوادث دی ۹۶ دید. نوروز ۹۷ آغاز شد. سرمایههای سرگردان که به دنبال سرزمین امنی بودند به بازار ارز و طلا و سپس مسکن و خودرو پناه بردند. نرخ دلار در پی افزایش تقاضا ازقیمت ۴ هزار تومان گذشت و طی هفتهها و ماههای منتهی به تابستان ۹۷ از ۱۸ هزار تومان عبورکرد. همه این ها در حالی بود که خروج ترامپ از برجام هنوز اتفاق نیافتاده بود. رییس جمهور ایالات متحده در ۲ تنفس، یک بار در مرداد ۹۷ و یک بار در ۱۳ آبان ۹۸ به صورت مرحلهای و یک جانبه از برجام خارج شد تا همه تصورات و خوش خیالیهای مربوط به برجام را نابود شوند. خروج ترامپ از برجام وبازگشت تحریمها را تنها میتوان تشدید کننده آشوبی دانست که از چند سال پیش در بانک مرکزی ایران شکل گرفته بود.
از طرف دیگر با مماشات و مدارای دولت اوباما در آمریکا، حضور قاسم سلیمانی فرمانده وقت سپاه قدس در جنگ سوریه و مسائل داخلی عراق پر رنگتر میشود. بخش بزرگی از منابع آزاد شده به سمت تجهیز نیروهای نیابتی در عراق و سوریه، یمن و دیگر مناطق میرود. عدد دقیقی وجود ندارد که جمهوری اسلامی و به طور مشخص دولت حسن روحانی چه میزان اعتبار را برای ماجراجوییهای سپاه قدس در منطقه تامین کرده است.
فقط در یک مورد فرانس ۲۴ در گزارشی تحلیلی که دربارهی تسلط روز افزون شبه نظامیان شیعه در عراق منتشر کرده است میگوید: بر اساس نظر یکی از مقامات رسمی بانک مرکزی عراق ۶۰ میلیارد دلار» طی سالهای مختلف از عراق و به صورت نقد به سمت لبنان با هواپیما بارگیری شده است. منابعی که تامین آن را بر اساس روابط مشخص میان سپاه در ایران و گروههای مورد حمایت او میتوان منتسب به حکومت ایران فرض کرد. در رابطه با جنگ سوریه و دخالت مستقیم ایران، قابل اتکاترین رقم را دفتر نماینده سازمان ملل در سوریه عنوان کرده است.
آقای جسی شاهین سخنگوی این دفتر در گفتگو با بیبیسی این عدد را سالی ۶ میلیارد دلار عنوان میکند. با احساب ۶ سال حضور جمهوری اسلامی در جنگ سوریه که عمدتا در دوران دولت حسن روحانی اتفاق افتاده است باید آن را حدود ۳۶ میلیارد دلار در نظر گرفت. این جدای از نظرات مستقل در این رابطه است. به عنوان مثال آقای ندیم شهادی استاد دانشگاه در ماساچوست آمریکا میگوید جمهوری اسلامی پس از«سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، یعنی زمانی که حکومت بشار اسد تقریبا تمام منابع درآمد خود را از دست داده بود، بین ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار به سوریه (سالیانه) کمک کرده است.»
مقابله با بحران کرونا موضوع دیگری است که دولت حسن روحانی از اواخر سال 98 در ایران با آن روبرو شد و تاکنون نیز ادامه یافته است. حسن روحانی ازویروس کرونا به عنوان یکی از مواردی نام میبرد که اگر همهگیری آن پیش نیامده بود الان شاهد دلار با قیمت زیر 5 هزار تومان بودیم. مصطفی معین رییس سازمان نظام پزشکی در ایران گفته بود: «آنطور که مطالعات نشان میدهد، کرونا از دی سال گذشته وارد کشور شده بود اما اعلام رسمی آن از اسفند بود.» انکار همهگیری کرونا که در ابتدا برای برگزاری انتخابات مجلس در بهمن ۹۸ نادیده گرفته شده بود اما اتفاقات بعدی به مرور نشان داد که عملا زیرساخت مدیریت بحران در کشور به درستی کار نمیکند. روزنامه دنیای اقتصاد به گزارش رسمی مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری اشاره میکند و مجموع خسارت وارد شده به اقتصاد کشور را « ۴۰۳ هزار میلیارد تومان» برآورد میکند. در حالی که هزینه واکسیناسیون کل جمعیت در بیشترین حالت «۱۰۰ هزار میلیارد تومان» تخمین زده شده است. موارد تحلیل شده را نمیتوان به عنوان حوادثی تلقی کرد که خارج از کنترل یک ساختار در نظر گرفت. اما تمامی آنها به خصوص کرونا و ترامپ، بهانههای خوبی هستند که بازندگان برای مدتی میتوانند پشت آن پنهان بمانند.