در میان بخشی از اصولگرایان در ایران تفکر رادیکال و طالبانی وجود دارد!
پیرمحمد ملازهی کارشناس بینالملل و تحلیلگر ارشد مسائل افغانستان و شبه قاره
به نظر من در میان کنشگران سیاسی در ایران، مشکل جدی در زمینه تحلیل مسائل افغانستان وجود دارد. چرا که ما در کشور، هیچ نهاد و یا ساز و کار تعریف شدهای برای تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات در خصوص مسائل افغانستان نداریم که به واسطه آن، ارزیابی و موضع مشخص و منسجمی در این باره مطرح شود.
بر این اساس، مطبوعات، تلویزیون، نهادها و چهرههای سیاسی، هریک به زعم خود، تحلیلی از این مسائل ارائه کرده و به نوعی، ساز خود را مینوازند.
این برداشت که طالبان تغییر کرده نیز، ناشی از همین تشتت فکری در ایران است. البته به نظر من، طالبان از نظر سیاسی به تغییراتی رسیده و به نوعی واقعبین شده است. چرا که از منظر این گروه تا همین چند وقت قبل، تلویزیون و اینترنت، ابزار کفر و شیطان تلقی میشدند و شاهد بودیم که چطور، تلویزیونها را در کابل به خیابان آورده و تخریب کردند.
اما امروز میبینیم که همین گروه، چطور از همین ابزار اینترنت و فضای مجازی برای تئوریزه کردن افکار و برنامههایش استفاده میکند.
اما طالبان از نظر ایدئولوژیک، همان طالبان دیروز است. این گروه، همچنان با برداشت خاص از فقه حنفی، دیگران را با خود میسنجند و در تفکر و ایدئولوژی خشک، هر آن کس را که به مانند آنها عمل نکند، غیرمسلمان میدانند. ولو اینکه آن فرد یا افراد، مسلمان بوده و به مناسک اسلام عمل کنند.
در میان بخشی از نیروها در جناح راست سیاسی یا همان اصولگرایان در ایران تفکر رادیکال و طالبانی وجود دارد و نمیتوان این مسئله را نادیده گرفت. بخشی از حاکمیت در ایران معتقدند که طالبان در افغانستان قدرت گرفته و با توجه به حدود ۹۵۰کیلومتر مرز با کشور، چارهای جز کنار آمدن با این گروه وجود ندارد.
اما نمیتوان این حقیقت را نادیده گرفت که بخشهای اصلی طالبان با داعش و القاعده مرتبط هستند. ضمن اینکه داعش معتقد است که خلافت خود خواندهاش با دخالت نظامی ایران و روسیه از میان رفته و بدون تردید اگر آن تکفر با نقاب طالبان در افغانستان روی کار بیاید به طور حتم با تهران و مسکو تسویه حساب خواهد کرد.
اگر ایران در ارزیابی خود از مسائل افغانستان هوشمندانه عمل نکند، دامنه ناامنیها توسط طالبان در آینده به مرزهای شرقی ما کشیده خواهد شد.
امتداد