دانشجویان مستقر در خوابگاههای دانشجویی کوی دانشگاه در امیرآباد تهران، در نیمه شب ۱۸ تیر ۷۸، سکوت شب را شکستند. آنها با شعارهای ضدحکومتی خود، سکوت شب اختناق را شکسته و یک تظاهرات ضدحکومتی را آغاز کردند.
تظاهراتی که بلافاصله، گزمههای شب و گارد ضد شورش، با باتون و سلاح و گاز اشکآور به آن هجوم آوردند. پاسداران وحشی در لباسهای رسمی و کسوت لباس شخصی، منطقه را محاصره کرده و دانشجویان را بطرز وحشیانهای مورد ضرب و شتم قرار دادند.
در جریان این حمله وحشیانه سپاه پاسداران به کوی دانشگاه، ۳ تن از دانشجویان در صحنه کشته شده و بیش از هزار تن زخمی شده بیش از هزار دانشجو نیز توسط سپاه دستگیر و روانه زندانها گردیدند.
خاتمی که تازه بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده بود، بعدها گفت که خودش به سپاه پاسداران اجازه داده است این تظاهرات را سرکوب نمایند. البته توصیه کرده است که سپاه با لباس رسمی وارد نشود و با لباس شخصی بروند و هر جنایتی که خواستند انجام دهند.
مأموران سپاه پاسداران که با لباس شخصی به خوابگاه دانشجویی هجوم برده بودند، دانشجویان معترض را از طبقات بالای خوابگاه به پایین پرتاب میکردند. با پرتاب نارنجکهای دودزا و گاز فلفل، دانشجویان را به حالت خفگی انداخته و دستگیر میکردند. با زنجیر و قمه و پنجه بکس و باتون چنان به دانشجویان حمله میکردند که دیگر توان راه رفتن یا گریز از صحنه را نداشته باشند.
چرایی شکلگیری قیام ۱۸ تیر ۷۸
اگر چه جامعه ایران بدلیل سرکوب و اختناق حاکم، همیشه دارای زمینههای بروز اعتراضات بزرگ و سراسری میباشد؛ اما در پیگیری چرایی شکلگیری اعتراضات سراسری تیر ۷۸، باید شرایط سیاسی حاکم بر کشور را در آن تاریخ مورد ملاحظه قرار داد.
بدنبال فضای انفجاری جامعه و ایزوله شدن دیکتاتوری حاکم در جامعه جهانی، خامنهای با آوردن خاتمی با شعار «گفتگوی تمدنها»، سعی نمود تا با مردم مقابله کند.
قتلهای زنجیرهای و حذف فیزیکی مخالفان که از زمان رفسنجانی شروع شده بود، ادامه یافت. اگرچه سرپوش قتلهای زنجیرهای در سال ۷۷ برداشته شد و دستهای وزارت اطلاعات در آن هویدا گردید. اما این جریان منجر به قربانی شدن باند معروف به باند سعید امامی در وزارت اطلاعات شد. جامعه نیز که از یک دهه قبل، داغ قتلعام زندانیان سیاسی در زندانهای کشور در تابستان ۶۷ را بر سینه داشت، با افشای قتلهای زنجیرهای توسط مأمورین وزارت اطلاعات، به نقش جدی حکومت و عناصر وابسته به بیت ولیفقیه در این جنایات، پی برد.
اگر چه با خوراندن آرسنیک به سعید امامی تلاش کردند که صورت مساله را پاک کنند، اما انتشار نامهای محرمانه از سعید امامی در یکی از روزنامههای آنزمان، و توقیف سریع آن روزنامه، باعث کلید خوردن اعتراض بزرگ ۱۸ تیر ۷۸ شد.
محتوای نامه سعید امامی چه بود؟
نامه سعید امامی که از اصلیترین مهرههای وزارت اطلاعات بود، در تاریخ ۲۹ خرداد سال ۷۸ در روزنامه سلام انتشار یافت. این نامه به تاریخ ۱۶ مهر ۷۷ از طرف سعید امامی به وزیر اطلاعات نوشته شده بود. در این تاریخ قربانعلی دری نجفآبادی وزیر اطلاعات و سعید امامی از مشاورین و معاون امنیتی وزارت اطلاعات، در زمان تصدی علی فلاحیان بود. سعید امامی در نامه خود به وزیر اطلاعات از وضعیت فرهنگی کشور ابراز نگرانی کرده و با ذکر نام چند نویسنده، خواهان محدودیت برای اهل قلم گردیده بود.
در نامه سعید امامی به موضوعات دیگری هم پرداخته شده بود. مهمترین موارد آن، افشای اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی توسط مرتضی رفیقدوست بود. اگر چه روزنامه سلام بدلیل چاپ این نامه در ۱۵ تیر ۷۸ مجرم شناخته شد و به مدت ۵ سال توقیف گردید، اما پمپاژ چنین اطلاعاتی در جامعه، خصوصا در جامعه دانشجویی کشور، موجب عصبانیت و خشم انفجاری آنان گردید.
دانشجویان فریب خاتمی را نخوردند

با شروع قیام در شبانگاه ۱۸ تیر ۷۸، در کوی خوابگاه دانشگاه تهران، خشم ناشی از قتلهای زنجیرهای روشنفکران، تبدیل به رود خروشانی گردید که بلافاصله در ۱۷ شهر کشور جاری شد.
دانشجویان دانشگاه تهران در روز ۱۹ تیر، با سردادن شعارهای مردمی به صحنه آمدند: «میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت»، «توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد». دانشجویان با تکرار این شعارها در مقابل دانشگاه تهران، فضای اعتراضی را به اوج رساندند.
در روزهای بعد، این تظاهرات کوبنده، صدها هزار جوان دیگر را از سطح جامعه با خود همراه نمود. جوانان تهرانی و جوانانی که از کرج و شهرکهای اطراف تهران به آن پیوسته بودند.
خاتمی که در ابتدا از شکلگیری این اعتراض بزرگ غافلگیر شده بود، سعی نمود با فریبکاری، خود را با آن همراه نشان دهد. او نمیخواست در ابتدای حکومتش پنبه دکترین «گفتگوی تمدنهایش» رشته شود. خاتمی با فرستادن وزیر کشورش موسوی لاری به میان دانشجویان، سعی نمود آتش خشم دانشجویان را خاموش نماید. اما دانشجویان با پاسخ نه به موسوی لاری با مضروب نمودن او و پرتاب عمامهاش به زمین، او را از جمع خود راندند. دانشجویان با شجاعتی بینظیر، به دار و دسته خاتمی که میان دانشجویان رفته بودند، دست رد به سینه آنان زدند.
دستور سرکوب توسط خامنهای
با ادامه تظاهرات دانشجویی که به دیگر شهرهای کشور نیز سرایت کرده بود، پس از چند روز سکوت، خامنهای در روز ۲۱ تیر به صحنه آمد. وی گفت: «دشمن امنیت ملی ما را هدف گرفته است، امنیت ملی از همه چیز واجبتر است. دشمنان اصلی ما طراحان این قضایا هستند».
پس از این سخنرانی و صدور جواز سرکوب بود که شورای عالی امنیت کشور به ریاست خاتمی تشکیل جلسه داد. این شورا تظاهرات دانشجویان را غیرقانونی خواند و جواز سرکوب تمام عیار دانشجویان و مردمی که به آنها پیوسته بودند را صادر نمود.
نقش قالیباف در سرکوب

شواهد حاکی از کشته شدن دستکم ۷نفر در جریان این اعتراض سراسری است. عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده و سعید زینالی از جمله شهدایی هستند که در ۱۸ تیر ۷۸ کشته شدند.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس کنونی، نقشی کلیدی در سرکوب اعتراضات دانشجویی تیر ۷۸ داشت. وی در آن زمان فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران بود و فرماندهی حمله به کوی دانشگاه را بعهده گرفت. خودش در مورد جنایاتش در این واقعه میگوید:
«بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست؛ با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جز چوبزنها هستیم. افتخار هم میکنیم»
اعتراضات دانشجویی تیر۷۸ ثابت کرد که ملت ایران هرگز فریب نخواهد خورد. برای مردم ایران ثابت شده که اصلاحطلب و اصولگرا در این حکومت ویترینهایی سیاسی است که خامنهای بنابر مصلحت نظامش، آنرا میچیند. خاتمی با احمدی نژاد و روحانی، در سرکوب جنبشهای مردمی هیچ فرقی ندارند. هر زمان لازم شد، مردم خس و خاشاک و آلت دست بیگانگان معرفی شده و سرکوب و کشتار میشوند.
اما جوانان و مردم به ستوه آمده از حاکمیت دیکتاتوری، در اعتراضات سراسری دی ۹۶ و آبان ۹۸ این پیام آشکار را دادند که روزگار دیکتاتوری و سرکوب و شکنجه و اعدام در ایران به سر آمده است و مردم ایران سر سازگاری با این حاکمیت ندارند.
برگرفته از سایت ایران کارگر