نشنال اینترست::برای دهه ها، ترکیه متحد سرسخت جنگ سرد بود. ترکیه یکی از تنها دو عضو ناتو است که با اتحاد جماهیر شوروی هم مرز است، ترکیه در مشارکت با ایالات متحده فراتر از مرزها رفت و بیشتر از آنچه تصور می شد با آلمان و فرانسه در ناتو همکاری و کمک کرد. ترکیه بعدها به پیمان بغداد پیوست و ترک ها در جنگ کره در کنار ایالات متحده جنگیدند. در پشت صحنه نیز، کمک ترکیه برای بسیاری از عملیات های اطلاعاتی و مقابله با تروریسم بسیار مهم بود.
با پایان جنگ سرد، روابط دوجانبه حداقل تا زمان ظهور رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه همچنان مستحکم بود. اردوغان آهسته اما آگاهانه از غرب رویگردان شد. او با اعتماد به نفس اینکه می تواند سفیران دیگر کشورها را نیز در وزارت امور خارجه و کاخ سفید پیدا کند یا با حضور در اتاق های فکر، هزینه هایش را مانند یک تاکتیک اصلی انتخاب کندو تغییر دهد. او با مهارت بازی کرد و به کسانی که تمایل به عذرخواهی داشتند به دلیل خشم ترکیه یا ناامید از حفظ اتحاد، پاداش داد.
تکرار انتخابات ایالات متحده و دولت های جدید ایالات متحده – حداقل در مقایسه با دو دهه گذشته در ترکیه – به این معنی بود که اردوغان همیشه می تواند یک مقام آمریکایی مشتاق برای بازنشستگی را پیدا کند. غالباً، کسانی که به دنبال ایجاد روابط نزدیک با ترکیه هستند، استدلال می کنند که اصلاح روابط با توجه به الزام های استراتژیک گسترده تر برای بررسی جاه طلبی های ژئوپلیتیکی روسیه و ایران ضروری است.
این ایده که ترکیه می تواند در برابر هر دو کشور ایران و روسیه به عنوان سنگری باشد، تفکر جادویی است. این در درون یک حباب و تفکری ست که در استانبول وجود دارد.این تفکر ترکی نیست، و بیانگر مقیاسی گسترده از این مفهوم است که ترسیم ترکیه از دشمنانش و روایت آن از تاریخ دقیق است. همچنین ایده ای ست مبنی بر اینکه ترکیه طی دهه ها تغییر نکرده است.
می توان از نوسان های ایدئولوژی در اردوغان چشم پوشی کرد و رفتار او را مانند ایده مشابه اصلاح طلبان ایرانی که به این امید که به نوعی نفوذ رهبری را خنثی کنند دانست. به همین ترتیب، اعتقاد بر این که نزدیک به دو دهه اردوغان گرایی جامعه ترکیه را تغییر نداده است،مانند این باور است که بیست سال خمینیسم تغییری در ایران ایجاد نکرد. هر دو این ها توهم احمقانه ای هستند….
برگرفته از آزاد ایران