جهان تاب یک جمهوری اسلامی نوظهور را ندارد، آن‌چه غربی‌ها در افغانستان نمی‌بینند

تاجیکستان، ۲۰ هزار نیروی تازه نفس در مرزها با افغانستان اعزام کرده است. در مرزهای غربی، سربازان طالب با مرزداران ایرانی پس از فتح اسلام قلعه خوش و بش می‌کنند. آخرین خبرها نیز از برافراشتن پرچم طالبان بر فراز برخی مناطق مرزی با پاکستان گزارش شده است. از زمان اعلام و آغاز خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از هفته‌ها پیش در افغانستان که رییس‌جمهور بایدن آن را تا ۱۱ سپتامبر پیش رو نهایی کرد، پیشرفت نظامی طالبان بسیار حیرت‌انگیز و ناظران و مردم افغانستان را در شوک فرو برده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان پس از توافق دولت ترامپ و طالبان در پاییز گذشته کلید خورد و در دولت بایدن به یک اولویت اضطراری که تمامی انتقادهای داخلی در آمریکا را نادیده گرفته، تبدیل شده است. ایالات متحده، طالبان را تشویق به ادغام در ساختار سیاسی مستقر در کابل می‌کند. این موضوع حتی با مذاکرات چندین باره و با حضور نمایندگان طالبان در تهران از طرف حکومت اسلامی در ایران نیز تشویق می‌شود. پیش از این نیز دولت بریتانیا در ۲۹ فوریه سال ۲۰۲۰ در گزارشی که دفتر وزارت امور خارجه آن را منتشر کرد به استقبال بیانیه مشترک ایالات متحده و طالبان رفت. دومینیک راب وزیر خارجه این توافق را معنادار برای صلح تفسیر کرد که در کاهش خشونت‌ها در افغانستان بسیار خوب عمل کرده است و امیدوار است که این روند ادامه یاید. خوابی که هرگز تعبیر نشده است.

روز گذشته نیز وزیر دفاع بریتانیا درباره طالبان به دیلی تلگراف گفت: «در صورت ادغام آن‌ها با دولت مستقر در افغانستان با آن‌ها همکاری خواهد کرد». بن والاس وزیر دفاع در ادامه گفته است: «دولت روز در افغانستان هر چه باشد به شرط رعایت برخی هنجارهای بین‌المللی کار خواهد کرد». سخنگوی دفتر سیاسی طالبان به استقبال این سخنان وزیر دفاع رفته و در فایلی صوتی گفت: «ما سخنان وزیر دفاع انگلستان در روزنامه دیلی تلگراف را در مورد تعامل آن‌ها با امارت اسلامی افغانستان گامی مثبت تلقی می‌کنیم. امارت اسلامی افغانستان بار دیگر ابراز می‌دارد که ما می‌خواهیم روابط خوب و مثبتی با جهان داشته باشیم و به اصول جهانی در پرتو ارزش‌های دینی و منافع ملی خویش تعهد داریم. ما به همه اطمینان می‌دهیم که خاک ما علیه هیچ کشوری مورد استفاده قرار نخواهد گرفت».

بریتانیا در سال‌های جنگ با طالبان ۵۰۰ سرباز از دست داده‌ است و ایالات متحده ۲۴۰۰ سرباز. این جدا از هزینه‌های سنگین میلیارد دلاری است که هر یک از کشورهای غربی در این مخاصمه طولانی متحمل شده‌اند. همه این‌ها می‌تواند دلایل محکمی برای خروج از یک جنگ و تشویق همکاری‌های سیاسی باشد. آن‌چه که غربی‌ها به طور کلی در معادلات و تحلیل‌های منطقه‌ای نادیده می‌گیرند، پدیده‌ی اسلام سیاسی است. جیمی کارتر رییس جمهور وقت ایالات متحده، بی‌تفاوت به این موضوع و اطمینانی که روح‌الله خمینی بنیان‌گذار انقلاب اسلامی به او داده بود که سر ستیز با آمریکایی‌ها نخواهد داشت حمایت کرده بود.

اسناد منتشره از آن روزها نشان می‌دهد که روح‌الله خمینی از طریق نزدیکانش، دست کم دو هفته پیش از بازگشت به ایران با دولت جیمی کارتر در ارتباط بودند. او تمام تلاش خود را کرده بود تا اختلالی در سفرش به ایران پیش نیاید و حتی شخصا به دولت آمریکا نامه نوشته بود. اسنادی که سازمان سیا منتشر کرد، این موضوع را تایید می‌کند که آن‌ها با عقب نگه داشتن ارتش ایران، زمینه اساسی موفقیت انقلابیون مسلمان در ایران را رقم زده‌اند. بخشی از این موضوع به اطمینانی بر می‌گردد که روح‌الله خمینی در توضیح مواضع اسلام سیاسی به دولت آمریکا از آزادی‌های دموکراتیک و همچنین فعالیت‌های اقتصادی و همکاری مسالمت‌آمیز با غرب داده بود. گرچه تفاوت‌های استراتژیک از نظر پایگاه شرعی بین دو گروه اسلام‌گرایان در ایران و افغانستان وجود دارد، اما اشتراکات در بسیاری موضوعات حقوق‌بشری و همکاری‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که غرب در حال آزمودن یک تجربه ۴۲ ساله دیگر و این بار در افغانستان است.

برآیندهای آماری از هر بخش نشان می‌دهد که تیغ تیز اسلام سیاسی در درجه اول معطوف به وضعیت زنان است. رفتار طالبان در مناطق تصرف شده و نابودی مدارس دخترانه که طی ۲۱ سال گذشته ساخته شده‌اند تنها برگی فرو افتاده از بی‌شمار جنایاتی است که بر اساس ایدئولوژی اسلامی در حال انجام است. اسلام سیاسی متکی بر ترور و حذف مخالفان است. این رویه در سوابق مشترک حکومت شیعه در ایران و طالبان در افغانستان بسیار مشهود است. چیزی که مقامات اروپایی و آمریکایی گاهی آن را تعبیر به رعایت هنجارهای بین‌المللی می‌کنند و درخواست آن از اسلام‌گراها امیدوارانه تشویق می‌شود، نادیده انگاشتن این موضوع است که شرع در اسلام قابل مذاکره نیست.

ما درباره‌ی یک ایدئولوژی مبتنی بر برتری مسلمان و تعریف امت در برابر کلمه‌ای مدرن به نام ملت، حرف می‌زنیم. تجربه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی، مصداق عینی و نماد این گزاره‌ها است که صلحی در اسلام سیاسی با جهانی که مدافع حقوق بشر باشد وجود نخواهد داشت.

حضور شرع اسلامی در ساختار سیاسی، ترغیب کننده‌ی آن بخش از سنت پیامبر مسلمانان است که زنان را سهم و غنیمت مردان با انگاره‌های متفاوت تعریف می‌کند. این پدیده به شکلی جامع از دسترسی به انواع فرصت‌ها و پتانسیل‌ها برای زنان، خود را در گزارش مجمع جهانی اقتصاد که با موضوعیت توسعه برابری جنسیتی، سالیانه منتشر می‌شود به صورت مستمر در داده‌های هر دو کشور افغانستان و ایران نشان داده است. هر آن چه که از زیرساخت‌ها در افغانستان و ۲۰ سال گذشته شکل گرفته است در حال نابودی است. غربی‌ها نمی‌دانند که بخشی از استراتژی‌های تشویق شده در اسلام، خدعه و تقیه است. شاید لازم است تحلیل‌گران غربی در باره این مفاهیم بی‌اندیشند که رها کردن مردم افغانستان، چیزی نیست که تنها گریبان زنان و مردان منطقه را بگیرد. تجربه‌ها از توسعه‌ی تروریسم منطقه‌ای نیز پشتیبانی می‌کنند. جهان به اندازه کافی در منطقه خاورمیانه با یک حکومت اسلامی و اخیرا بر سر تسلیحات هسته‌ای بحرانی و مخاطره‌آمیز است. به نظر می‌رسد مردم و دولت‌ها در منطقه تاب یک جمهوری اسلامی نوظهور را نخواهند داشت. این پدیده‌ی استراتژیک است و قابل انکار نیست.

بردیا موسوی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»