این جانهای نازنینی که با لب تشنه بر خاک تفتیده خوزستان در خون میتپند، فرزندان ایران و هممیهنان مایند. هم آنکه به شعارهای عربی آنان خرده میگیرد، و هم آنکه میخواهد از تشنگی مردم آتش جنگ عرب و فارس برافروزد، هردو دانسته یا ندانسته در میدان نهادهای امنیتی و سپاه بازی میکنند.
ایران سرزمین همه ایرانیان است و اگر بدان “مرز پرگُهر” میگویند، از آن رو که هر کدام از زبانها و فرهنگها و آئینهای آن چون گوهری تابناک زینتبخش فرهنگی هفتهزار سالهاند. بگذاریم عرب دردش را به زبان مادری بگریَد و کرد و لر و فارس و بلوچ بزبان مادری خود با او همدردی کنند.
و نگذاریم نژادپرستان جدائیخواه از این آتشی که ملایان تبهکار برافروختهاند، هیمهای برای جنگهای خانمانسوز آینده فراهم کنند. آنان دروغ میگویند که ریشه تشنگی خوزستان “عرب بودن” باشندگان آن است. در این استان عرب و لر و بختیاری و فارس و قشقائی در کنار هم میزیند و کام همه آنان به یک اندازه از بیآبی کارون در آتش است. اگر نفت همه مردم خوزستان (و نه تنها عربان) با باد چپاول میرود، مردم “فارس” کرمان نیز بهرهای از مِس پربهای خود ندارند. اگر کشاورز عرب خوزستانی از بیآبی دام و زمینش به فغان آمده، کشاورز اصفهانی نیز از تشنگی کشتزار و گاوانش دست به آسمان برداشته است.
مردم خوزستان، به هر زبانی که به دادخواهی برخیزند، فرزندان این آب و خاکند و هر شهروندی که دل در گرو ایران دارد، باید پشتیبان آنان باشد. نگذاریم نژادپرستان جدائیخواه و ورشکستگان سیاسی میداندار شوند.
من یک عرب خوزستانیام!