هیچ تغییرِ معناداری از درون سیستم شروع نمی‌شود، تنها می‌توان اراده‌ی سیاسیِ جدیدی را از بیرون قدرت (توسط مردم) تحمیل کرد، مجید توکلی

بدون گذار به دموکراسی و تغییرِ سیاسی، هیچ بهبودی به‌دست نمی‌آید.

 

مجید توکلی

برای بحران‌ها و مشکلات امروز ایران هیچ راهکار و راه‌حلِ غیرسیاسی وجود ندارد. هر یک از ما در گوشه‌ای از این کشور مشغول فعالیت‌های کارشناسی، تولیدی یا خدماتی‌ایم و می‌بینیم که راهکارها و کوشش‌ها به نتیجه‌ای نمی‌رسد.

اصلاً نمی‌توانیم یک گوشه را آباد کنیم. نمی‌توانیم از خودمان شروع کنیم. البته عده‌ای هنوز فکر می‌کنند که کارهای مفید و حتی بزرگی انجام داده‌اند و هنوز می‌توان و می‌شود که کاری کرد. اما واقعیت چیز دیگری است؛ پس از چند دهه “شدن و توانستن”، همه‌جا خراب و غیرقابل اصلاح است.

این چه شدن و توانستنی است که جز ادعا، خیال و حرافی‌های زیبا، از آن چیزی دیده نمی‌شود. این مشکلات را همین مدعیان ایجاد کرده‌اند. مردم بی‌تقصیرند. آن‌ها که به‌سختی زندگی کرده‌اند و به مدعیان فرصت داده‌اند و اعتماد کرده‌اند. فقط وقتی که جانشان به لبشان رسیده است، اعتراضی کرده‌اند.

آدرس غلط ندهیم. در بیشترِ مشکلاتِ کنونی، منتقدان درون سیستم، نظرِ متفاوتی نداشتند! متخصصان درنهایت می‌گفتند که باید کاری زودتر یا دیرتر انجام شود، چند کیلومتر بالاتر یا پایین‌تر اجرا شود یا در این شهر یا آن شهر انجام شود و درنهایت همه با روند ضد توسعه‌ای کنونی همراه بوده‌اند.

تخصص و کارآمدی به یک اراده سیاسی نیاز دارد. با تغییر دولت‌ها فقط چنددرصدی از نیروهای کارشناسیِ نهادها و سازمان‌ها تغییر می‌کنند. همین کارشناسان در همه‌ی دولت‌ها در استخدام بوده‌اند و همین شرکت‌های خصوصی هم در همه‌ی دولت‌ها، طرفِ قرارداد و مشاوره بوده‌اند. اما مشکلی حل نشده است.

نیروهای کارشناسی همین است و تنها مانع در برابر آن‌ها یک اراده سیاسی و یک رویکردِ نادرست به توسعه و نادرست‌ترین اقتصاد سیاسی موجود در جهان بوده است. تمام فعالیت‌ها را منبع‌محور کرده‌اند و تمام منابع را –به‌صورت رانتی- خورده‌اند و تصاحب قدرت هم هدفی برای بیشتر خوردنِ منابع شده است.

حکومت همه منابع را در اختیار دارد و وضعیت بدتر هم می‌شود. نفت، گاز، معادن، زمین (برای سکونت، کشاورزی و هر فعالیت دیگر)، آب، انرژی و هر منبعی را دارد و عرصه‌ی غارتگری خواهد ماند. حتی این حکومت نمی‌خواهد (و نمی‌تواند) قیمت مسکن را در حدود دوبرابر قیمت تمام‌شده‌ی ساخت نگهدارد!

مدعیان هم کاری نمی‌کنند. به مسکن مهر انتقاد می‌کنند. اما می‌دانند که خانه‌های دیگر هم با کیفیت بهتر از آن ساخته نمی‌شود. ما هم در همین خانه‌های مثلاً مهندسی‌ساز و در این شهرهای بی‌پارکینگ و بدون فضا، هوا، تفریح و خدمات شهری و در این جاده‌ها و خیابان‌های ویران زندگی می‌کنیم.

ما در این بی‌آبی، بی‌برقی، بیکاری، بدون درآمدِ مناسب و بدون مسکن زندگی می‌کنیم و می‌دانیم که انبوهِ این منابع و تخصص‌ها هم بدون یک اراده‌ی سیاسی جدی نمی‌تواند ما را به یک زندگی عادی برساند. چون زندگی عادی بدون یک حکومتِ عادی ممکن نیست. اول باید کشوری مثل کشورهای دیگر شویم.

راستی مهاجرت هم علت مشکلات نیست. مهاجرتِ متخصصان در این چند سال که به ویرانی نزدیک شده‌ایم، شتاب و سرعت گرفته است. در برخی بخش‌ها هم که مهاجرت کمتر بوده (مثلاً بخش بهداشت و درمان)، امروز میزان اعتماد و اتکای مردم را می‌توان دید. تنها مشکل واقعی و جدیِ ما سیاست است.

نظام سیاسی، تمامیت‌خواه است. همان قواعدِ کنترل و حذفی که در سیاست است را در اجتماع، فرهنگ و سیاست هم پیش می‌برد. همه‌چیز در خدمت ارزش‌هایی است که تبعیض و رانتِ ساختاری را مبنایی برای بقای خودی‌ها و سیستم می‌بیند و همیشه سرکوب و سانسور را علیه غیرخودی‌ها و حقیقت پیش برده است.

اراده سیاسی از درون تغییر نمی‌کند و هیچ تغییرِ معناداری از درون سیستم شروع نمی‌شود. تنها می‌توان اراده‌ی سیاسیِ جدیدی را از بیرون قدرت (توسط مردم) تحمیل کرد. شاید راهی برای کارآمدی و تخصص هم گشوده شود و بهبود و آبادانی از گوشه‌ها هم ممکن شود. گذار و تغییرِ سیاسی تنها راه است.

برگرفته از توئیتر نویسند، عنوان با انتخاب سایت

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»