راجر بویس، سردبیر دیپلماتیک تایمز به درستی در مقالهای که بخشی از آن به وضعیت خوزستان باز میگردد، میگوید که «آنها کنترل سه پدیده بنیادی را از دست دادهاند، آب، اکسیژن و نان. کارنامهی حکومتها این گونه اندازهگیری میشود». در استراتژی های مرتبط با روبرو شدن با یک پدیده آزاردهنده و بحرانی، قدم اول نجات فوری جانهاست. میتواند یک انسان در خطر باشد یا یک حیوان یا طبیعت. در هر صورت این یک قدم فوری است که از جانها مراقبت کنید. بحران کرونا به گفته مسئولانی که اندک صداقتی در آنها به جا مانده از دی ماه سال ۹۸ وارد ایران شده است. از این لحظه، استراتژیها و اقداماتی برای مقابله و جدی گرفتن بحران باید انجام میشد که به راحتی قربانی اولویتهای امنیتی در جمهوری اسلامی شدند.
تیتر خبر رسانههای حکومتی در ایران این است: «کرونا نگیرید، بیمارستانها جا ندارد». این جملهای ست که از تریبون رسمی حکومت اعلام میشود. ایرج حریرچی معاون وزارت بهداشت از شرایط فوق بحرانی در تهران، البرز، هرمزگان و کرمان گفته است که تختها پر هستند و مجال و ظرفیتی برای پذیرش بیماران جدید نیست. گزارش بخش خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی، پس از مرگ بیش از ۹۰ هزار نفر، همچنان عدم رعایت اصول بهداشتی را اصلیترین عامل مرگ افراد معرفی میکند. بسیار جالب است که این بار مثل مسائل دیگر، سراغ حسن روحانی نمیروند. این دقیقا همان نقطهای ست که پای مسئولیت علی خامنهای به میان خواهد آمد. چرا که او تنها کسی است که همه قدرت را به کمک سپاه پاسداران و دیگر نهادهای امنیتی در دست دارد و با فتوای ممنوعیت ورود واکسن در لحظه اقدام فوری، مولد هزاران مرگ در جامعه شده است.
رئیس اورژانس تهران گفته است: «در هیچ کجای تهران تخت خالی نیست. بهتر است در بیمارستانها دنبال تخت خالی نگردید.» سه شنبه گذشته محسن هاشمی رییس شورای شهر در تهران گفته بود که تعداد مرگها از ۱۵۰ نفر عبور کرده است. آخرین گزارش میدانی تجارت نیوز از بیمارستانهای تهران، از «صفهای انتظار» طولانی بیماران برای پذیرش نوشته است. کپسول اکسیژن و داروهای مرتبط کم و بیش در شهرهای بزرگ وجود دارد اما در توان تامین مردمی که برای ماهها از بیکاری و فقر آسیب دیدهاند نیست.
آخرین آمار مرگها در ۲۴ ساعت گذشته و از سوی روابط عمومی وزارت بهداشت ۲۱۰ نفر اعلام شده است. عددی که اکنون حتی برای تهران قابل قبول نیست. همه اینها در حالی است که وزیر بهداشت چند روز پیش گفنه بود: «قرار نبود واکسن بیاوریم، ما مجبور شدیم». معلوم نیست درباره وزیر بهداشت یک کشور حرف میزنیم یا جلاد یک اردوگاه مرگ! حتی تجربه کشورهای همسایه مثل ترکیه برای مسوولان در ایران، قابل اعتنا نیست.
برای یک ساختار سیاسی از هر نوع، به صورت آگاهانه، کنترل منابع ابتدایی در اولویت رویکردها قرار دارد. رنگ و لعاب امنیتی بخشیدن به همه چیز و تلاش دائمی و روزمره برای منحرف کردن اذهان شهروندان، بالاخره لحظهای را پیش و روی حاکمان ترسیم خواهد کرد که اساسا وقتی کسی رو به یک مسئول فریاد میزند: تشنه هستم، یک لیوان آب نمیخواهد! آنها امنیت روانی، شفافیت و پاسخگویی برای جاری بودن آب را میخواهند. این موضوع، قابل تعمیم به تمام مسائل و بحرانها در ایران است.