در پی فراخوان هنرمندان، روز شنبه ۹ مرداد، تجمع چند صد نفره ای در حمایت از مردم خوزستان در اطراف تئاتر شهر در تهران برگزار شد. در این تجمع اعتراضی که عمدتا از جوانان (زن و مرد) بودند شعارهای مانند «آبان فرزند ندارد/ خوزستان آب ندارد»، «خوزستان اتحاد اتحاد»، «ایران آب نداره/ فشار ادامه داره» و «قیام تا سرنگونی» سرداده شد.
مطابق معمول نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها با یورش به جمعیت و شلیک گاز اشک آور در صدد ایجاد جو رعب وحشت می شوند و عده ای را نیز دستگیر می کنند.
تجمع اعتراضی مقابل تئاتر شهر مانند دیگر تظاهرات اخیر، بویژه در تهران، کوتاه مدت و با تعداد نسبتا کم برگزار شد و جوانان با استفاده از ماسک مانع از شناسایی خود می شدند. شعارها نیز مشابه اعتراضات خیابانی پیشین بودند و راس نظام ولایت فقیه را هدف می گرفتند.
این تغییر تاکتیک تجمعات اعتراضی که عمدتا برق آسا و کوتاه مدت شده اند و تعداد نسبتا کمی در آن شرکت می کنند؛ و تا نیروهای سرکوب اعزام شوند تجمعات پایان یافته اند، حاکمیت را نیز وادار کرده است که نحوه حضور و روش برخورد نیروهای انتظامی و ضد شورش خود را تغییر دهد.
از نظر دستگاه امنیتی و سرکوب حکومت، تا زمانی که تجمعات اعتراضی کوتاه مدت و از نظر تعداد قابل کنترل باشند، شرایط جامعه و فضای خیابان هنوز وارد فاز بحرانی نشده اند و فقط هشدار دهنده اند. مطابق دستورالعمل و روش کار نیروهای سرکوب، فرماندهان نباید در چنین شرایطی، که هشدار دهنده است و هنوز بحرانی نشده است، فرمان کشتار صادر کنند. بنابراین اگر میزان قربانیان اعتراضات اخیر بسیار کمتر از آبان ۹۸ است به این دلیل نیست که خوی سرکوبگر جمهوری اسلامی دچار تحول شده است.
به سخن دیگر، دلیل را باید در تغییر تاکتیک اعتراضات خیابانی و هوشمندانه شدن آنها دانست، و بنظر می رسد که مردم و بویژه جوانان معترض و خواهان گذار از این حاکمیت، بنا بر تجربه دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و با شناخت خوی سرکوبگر و آدمکش این رژیم، دریافته اند که اعتراضات خود را در نقاط مختلف شهر و بصورت برق آسا و کوتاه مدت برگزار کنند.
واضح است که اتخاذ این تاکتیک، هم مانع از کشتار وسیع می شود و هم می تواند دائمی و درازمدت ادامه داشته باشد و به این طریق امید را در دلها زنده نگاه دارد. در حالیکه تجمعات صدها هزار نفری در شهرها می تواند شرایط را برای رژیم از فاز هشدار به فاز بحران منتقل می کند. شرایطی که زمانی که حاکمیت در آن قرار گرفت، نشان داده است برای بقای خود حاضر است هزاران نفر را قربانی کند و تجمعات را به شدت تمام سرکوب و خاموش نماید و برای مدتی گرد ترس و یاس در میان جامعه پراکنده کند.
در هر حال، بنظر می رسد که جنبش اعتراضی مردم ایران ضمن اینکه وارد فاز رادیکالتر و انقلابی تر شده است و این را می توان از شعارهای مردم علیه راس این نظام و شخص خامنه ای دریافت، از نظر تاکتیک و روش مبارزه نیز وارد دوره ای دیگری گردیده است. در این دوره هر قشر و صنفی در همان زمینه و محیط زندگی خود و با مطالبات مشخص در حال مبارزه با حاکمیت است، اعتراضات کارگران بطور پیوسته در جریان است، طبقات محروم و تنگدست نیز از هر موقعیتی برای اعتراض استفاده می کنند، بازنشستگان هر روز تجمعی برگزار می کنند، هنرمندان وارد میدان شده اند و جوانان مشغول سازماندهی تظاهرات برق آسا هستند.
این مجموعه از فشارها و حملات مردم و اقشار مختلف، رژیم را وادار به عقب نشینی کرده است و قطعا فرایند فروپاشی آنرا تسریع می کند، بدون اینکه به او فرصت داده شود تا بتواند نیروهای خود را متمرکز کند و دست به سرکوب سریع و گسترده بزند. واضح است که در این راستا هر دم بر قدرت، انرژی، اعتماد و امید مردم بدلیل تداوم اعتراضات و اعتصابات افزوده می شود و در مقابل اعتماد به نفس و قدرت سرکوبگری رژیم کاهش می یابند.
در چنین پروسه ایست که رهبران و فعالین میدانی فرصت می یابند که به موازات جنبش های اعتراضی ساختارهای لازم را پایه ریزی کنند تا در شرایطی که حاکمیت بدلیل عقب نشینی دائمی و کاسته شدن از قدرت سرکوب نهایتا فروریخت خلاء حاصل از این فروریختن را بتوانند پر کنند.