در شبانه روز و سراسر جهان، هر روز اخبار اعتراض، تظاهرات و تجمع وجود دارد. بخش عمدهای از آنها ممکن است صنفی، منطقهای و یا حتی آموزشی تشریفاتی باشند. آن چه که از ۲۴ تیر ۱۴۰۰ در ایران آغاز شده از دایرهای بزرگ و شامل خطوط بسیار است که در حال حاضر پیرامون این دایره در حال نیرو گرفتن است. این خطوط، اجزای مختلف جامعه هستند که دارند همدیگر را پیدا میکنند. جامعه ایران در شرایط ویژه ای از تنشها به سر میبرد که بدون در نظر گرفتن همه ابعاد آن، تحلیلها یک سویه و ناکافی به نظر میرسند.
🔸️یک بخش این شرایط ویژه درست پس از اعتراضات خونین در آبان ۹۸ شکل گرفته است. ظهور بیماری کرونا در دی ماه ۹۸ تنها چند ماه پس از اعتراضات آبان ۹۸ و نزدیکی به انتخابات مجلس در ایران، حکومت و دولت در هم تنیده را که هنوز در گارد دفاعی بود، مجاب کرد که شرایط فوقالعاده را همچنان حفظ کند.
نزدیک به یکصد هزار نفر در ۱۹ ماه گذشته بر اثر بیماری کرونا از دنیا رفتهاند. با توجه به سوابق ارائه آمار شفاف در جمهوری اسلامی و یک نظر قابل اعتنا در سازمان نظام پزشکی کشور، این عدد را باید چیزی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار مرگ در نظر بگیریم. پس از ۱۹ ماه فشار روانی و بیکاری های گسترده، ویروس کرونا بستر امنی برای تمام آزمونهای خود در ایران یافته است. موج پنجم همهگیری آغاز شده و افزایش ۸۰ درصدی مرگ بر اثر کرونا فقط در استان هرمزگان و بیش از ۳۰۰ شهر قرمز که تخت بیمارستانی برای بستری ندارند یعنی شات داون سیستم بهداشت کشور.
همه این آدمها از یک تصمیم در دی ۹۸ برای پنهان کردن بیماری و فتوای منع واردات واکسن دارند میمیرند. تصمیمات امنیتی و محور مقاومت علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی.
سوی دوم ساختار شناسی وضعیت، ما را به سمت تورم افسار گسیخته میبرد. بسیار سادهاندیشانه خواهد بود که برای تحلیل وضعیت به نقدینگی تولید شده در اقتصاد ایران توجه نکنیم و به اعداد تلطیف شده در مرکز آمار ایران برای اعلام تورم قناعت کنیم. در آخرین آمارها نقدینگی از ۳۷۰۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت و با سر رسید بسیاری از حسابهای بانکی در اواخر تابستان ۱۴۰۰ از ۴ هزار هزار میلیارد تومان نیز به راحتی خواهد گذشت.
این به آن معناست که شرایط رنج آور و هولناک تری در راه است. برای فهمیدن آن تنها کافی است یک کارگر یا معلم در ایران باشید. آنها صدای فشارهای خرد کننده را زودتر از دیگران شنیدهاند.
بخش سوم نیروی جامع این دایره، اعتصابات مختلف و اعتراضات در خوزستان است. اعتصابات در بخش نفت و انرژی بیش از یک ماه است که ادامه دارد و بسیاری از صنوف دیگر از کشاورزان، صنعتگران و جامعه پزشکی و معلمان نیز در شهرهای مختلف، روزی نیست که خبری از تجمعات آنان منتشر نشود.
اما نیروی غالب اعتراضات خوزستان است. اعتراضاتی که ۲۴ تیر ماه ۱۴۰۰ در اعتراض به بیآبی و تشنگی آغاز شد و به سرعت به استانهای دیگر کشور کشیده شد. تا این لحظه و آخرین خبرها ۱۳ نفر در اعتراضات به دست نیروهای حکومتی کشته شدهاند. حکومت گرچه در ابتدا اذعان کرده بود که جنس این اعتراضات متفاوت است و باید با مردم خوزستان با ملاطفت رفتار شود، در عمل اما شاهد لشگر کشی سپاه پاسداران به خوزستان بودیم. موج دستگیریها از چندی پیش آغاز شده و به نظر نمیرسد که حکومت معنای اعتراضات در مقطع فعلی را به درستی درک کرده باشد. رویکرد امنیتی به اعتراضات در خوزستان و دیگر نقاط ایران، آنهم در شرایطی که بحران منطقه ای ملاها با غرب هنوز زنده است و تنشها در آخرین ماجراجوییهای سپاه پاسداران در حمله به کشتی اسراییلی اوج گرفتهاند، به نظر بسیار شبیه به خودزنی مستمر میآیند.
در دو کلمه، اعتراض به آب و نان رسیده، درباره عملکرد ضعیف بخش پشتیبانی در شرکت کوکاکولا نیست. درباره آبی است که برای آشامیدن دیگر وجود ندارد. درباره نانی است که که اگر آن را در سبد خانوار ببینیم، هریک از اقلام آن تا ده برابر افزایش یافته اند.
در این شرایط مردم از مسابقه فوتبال پیروزمندانه باز میگردند علیه فرد اول حکومت شعار میدهند، احساس گرما کنند علیه او شعار میدهند. دیگر هر اتفاقی که بیافتد، نام یک نفر وجود دارد که مسئولیت وضعیت اسف بار فعلی را با نام خود حمل میکند.
شاید در ابتدا مقامات در ایران، از این موضوع برای مراقبت از انقلاب اسلامی در اواخر دهه ۸۰ خورشیدی بهره برداری کردند، اما به مرور زمان، منافع اقتصادی و سیاسی، هر یک از آنها را به رقیب دیگری تبدیل کرد.
بخت اول معترضان، اتحاد بزرگی است که با وجود تمام بدگمانیها و انگ زنیها شکل گرفته اما شانس اساسیتر معترضان، فرسایش نیروهای امنیتی است. آنها از یک ساختار جامع، مدرن و متشکل مدیریت نمیشوند. هر لحظه ممکن است اتفاقی بیافتد که شرایط بهتری را در میدان جنگ برای مبارزان فراهم سازد.