دیشب صداوسیما همزمان با سایت خامنهای داتآیآر کلیپی منتشر کرد از سخنرانیهای آقای خامنهای درباره عدم اعتماد به غرب و آمریکا و هشدارهای ایشان بابت این موضوع به علاوهی فیلم منتشر نشدهای از جلسهی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۹۱ و در حضور ایشان که در آن آقای خامنهای درباره اختلاف نظرش با آقای هاشمی در موضوع رابطه با آمریکا میگوید یکبار بحث کردهاند و او استدلالهائی در رد رابطه با آمریکا آورده که هاشمی قانع شده.
اما آن استدلال ادعائی که هاشمی را قانع کرده و مضرات رابطه با آمریکا را بیشتر دانسته، جعفر شیرعلینیا در کتاب اخیرش از خاطرات هاشمی آورده و متأسفانه در فیلم به آن اشاره نمیشود. آنجا هاشمی میگوید: «یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. معمولا وقتی با ایشان اختلاف داشته باشم، نهایتا نظر ایشان را برای خودم حجت میدانم چون ایشان رهبر هستند و حق اظهار نظر قاطع دارند. من گفتم نمیتوانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مسئله ما و خداست که در روز قیامت از من و شما بپرسند چرا این همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد؟ اگر اینها را بر عهده میگیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند جواب خدا باشد با من.»
گرچه در این کلیپ استدلال بسیار محکم و بی بدیل «جواب خدا با من» نیامده اما بخش کوتاه و منحصر به فردی را از نوع لحن و گویش رهبر نظام در جلسات خصوصی با مسئولان نشان میدهد که چطور در شرایط خطیر کشور در سال ۹۱ که حتی نمایندگان خود او هم در عمان شروع به مذاکرات مخفیانه کرده بودند، باز از موضع مسلط و پیروز صحبت میکند و فقط برای آنکه اثبات کند استدلال او درست بوده نه دیگران و تصمیم او صحیح است نه هیچکس دیگر، مذاکره را نادرست میداند!
البته میشود گفت هدف اصلی از انتشار این کلیپ، بدرقهی تلخ و پر شماتت دولت تدبیر و امید است! حالا شاید سازندگان کلیپ فراموش کرده باشند اما حافظهی تاریخی جامعه فراموش نمیکند که نظام در انتخابات سال ۹۲ تمام دیپلماتهای بالقوهاش را برای انتخابات به خط کرده بود و مثلا ولایتی که مشاور رهبر بود و هست به جلیلی که مسئول مذاکرات قبلی بوده کنایه میزد که مذاکره بلد نبودی و فقط وقت تلف کردهای! یا شاید آنها دوست داشته باشند جامعه یادش برود اما در یادها مانده که دستور تصویب ۲۰ دقیقهای برجام از کجا صادر شد. و شاید باز آنها بخواهند در ذهن جامعه فرو کنند که اوضاع کشور به سامان و گلستان بوده اما از خاطر کسی نمیرود که ماجراجوئیهای هستهای نظام کار را به سیاست نفت در برابر غذا کشاند و کشور را ذیل قطعنامههای شورای امنیت برده بود.
یک نکتهی دیگر هم این کلیپ دارد که با استفاده از سخنانی خاص میخواهد ولی مطلقهی فقیه را بعنوان پیشگوئی پیروز و فرزانهای آیندهنگر و با بصیرت مطلق نشان دهد که در واقع باید گفت اتفاقا کاملا درست و دقیق اشاره میکند! ناسلامتی برای تعبیر یک جملهی «من خوشبین نیستم» نظام با تمام قدرتش بسیج شد تا ثابت شود این عدم خوشبینی بر حق است!
از این حقیقت هم نباید غافل شد که این بدرقهی دولت ورشکسته و شکست خورده هم کار کاملا درستی بود و بر حق. روحانی شکست خورد اما نه بدلیل بیاعتنائی به نصایح فرزانهای خبیر یا اعتمادش به غرب، که برای بدعهدیاش با مردم. آنهم دقیقا از همان شبی که پس از رأی ۲۴ میلیونی در بیت رهبری «مخاطب بایدها» شد و مضحکهی صغیر و کبیر نظام و برای جلوگیری از سرنوشتی همچون اسلافش، رأی و اعتماد مردم را با خوش آمدن آقا تاخت زد.
بالاخره دولت تدبیر و امید روحانی به دولت خیانت به امید تبدیل شد و پشت کردن او به خواست اکثریت، پشت پا خوردنش را از اقلیت زورگو در پی داشت اما این هشت سالهی دولتش و خصوصا مراسم رسوای رأیگیری که او برگزار کرد یک مسئلهی مهم را برای جامعه کاملا مشخص نمود و واقعا عبرت آیندگان شد که هرچه و هرکه و هرجا که اتفاقی در این کشور بیفتد، از نهایت خیر و صلاح جامعه تا انتهای شر و بلا، اگر نظر یکنفر را مراعات نکرده یا نکند قطعا به سرانجام نخواهد رسید، حتی اگر مملکت آئینهی عبرت تاریخ شود!