مهار بحران همهگیری از دو موضوع اساسی پیروی میکند. واکسن و برنامه هدفمند قرنطینه. واکسن بزنید و با سرعت بیشتری هم واکسن بزنید. این البته وظیفه شماست که سلامت شهروندان را تامین کنید. همزمان باید برنامهای هدفمند برای قرنطینه داشته باشید. باید بتوانید داروها رو تامین کنید. هیچ چیز ناکام تر از این نخواهد بود که تامین نیازهای ابتدایی را به حاشیه برانید. درست در اوایل ژانویه که هنوز واکسنها به مرحله تایید نرسیده بودند. جورج مونبت در گاردین مقالهای نوشته بود با این عنوان که: «چه چیزی به اندازه کرونا ترسناک است؟ این یک واقعیت است که رهبران ما هنوز برنامهای برای مهار آن ندارند.»
بله در لحظه بحران، چیزی به اندازهی رهبران نالایق ترسناک نیستند. ترس از آنها حتی از خود بیماری کشندهتر است. این ترس، مقابل شهامت نیست. این یک ترس، مقابل انتظارها برای عملگرایی است. یک ترس بازدارنده است که برای لحظات حیاتی بحران، نیاز به افراد متخصصی وجود دارد که ما را در برابر احساس ترس محافظت کنند. تاکنون بیش از صدهزار نفر در ایران به علت بیماری کرونا از دنیا رفتهاند، اما میانگین تزریق روزانه واکسن، چیزی نزدیک به ۳۷۰ هزار نفر است. روز گذشته در بهترین حالت ۵۰۵ هزار دز تزریق شد. همین اعداد کوچک را بوقچیهای رسانهای گاهی آن قدر پر رنگ میکنند که ما فکر کنیم کار بزرگی در حال انجام شدن است. واقعا این چیزی است که باید در ذهن همه ما ثبت شود، هیچ برنامهای وجود ندارد. در بخش تامین داروهای حیاتی دیگر صحبت نمیکنیم که باید با مبالغ سنگین و کمی یاری بخت نصیب کسی شود.
ما اکنون دربارهی تامین سرمهای ساده حرف میزنیم. پس از ۷۲ ساعت که بحران کم یابی سرم در سطح کشور منتشر شده است، فرمانده عملیات مقابله با کرونا، علیرضا زالی روز گذشته گفته است: «کمبود سرم موضوعی جدی است و در ۴۸ ساعت گذشته فشار زیادی بابت کمبود سرم به بیمارستانها وارد شده است. همکاران سازمان غذا و دارو با واردات سرم این مشکل را برطرف میکنند.» باور نکردنی است که به شما بگویم که اساسا ما از ۲۰ سال پیش تاکنون سرم وارد نکردهایم. این داروی ساده ای است که به راحتی در داخل کشور تولید میشود. این که چرا اکنون نیست باید بخشی از پرونده اتهام قضایی علیه مسئولان جمهوری اسلامی پس از سرنگونی باشد. فقط در تهران ۱۰ هزار نفری بستری هستند. از این تعداد ۲۵۰۰ نفر در بخش مراقبتهای ویژه هستند.
فرمانده بحران گفته است: «در شبانه روز گذشته حدود ۲ هزار بیمار جدید به مراکز درمانی تهران مراجعه کردند و در همین زمان هزار و ۶۰۰ بیمار ترخیص شدند.» گرچه برای اعداد ترخیص شدهها با تردید نگاه میکنم و احتمالا طیف وسیع تر بیماران با آن اختلال دارد، اما مراجعه ۲ هزار بیمار جدید در یک شبانه روز در فقط در تهران، زنگ فاجعهای غیر قابل مهار است. وزیر کشور گفته است: «تصمیمگیری برای تعطیلی دو هفتهای در کشور به روزهای آینده موکول شد.» او همچنین گفته است: «اگر این روند به صورت دقیق برنامهریزی نشود، چه بسا نتوانیم به هدف مورد نظر برسیم.
تعطیلات به عنوان یکی از راههای اقدام و اثرگذاری است اما انجام این کار نیاز به مقدمات، تمهیدات، برنامهریزی، اقناع سازی و همراهسازی همه مسوولان و به ویژه همراهی مردم را میخواهد.»
بگذارید با توجه به این که ۲۸۵ شهر قرمز داریم، برای چندمینبار چند پرسش را مطرح کنم. امیدوارم پیش از من برای این پرسشها پاسخی یافته باشید. اهداف قرنطینهی کنونی چه چیزهایی هستند؟ معیارهای شما برای دو هفته بودن و زمان لغو آن چیست؟ استراتژی های خروج شما از قرنطینه و برنامه اعمال محدودیت پس از قرنطینه چیست؟ واقعیت این است که روزانه نزدیک به ۱۰۰۰ نفر میمیرند و هیچ پاسخی وجود ندارد.